امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
سه شنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۳:۵۷ ب.ظ

ایل دو فغانس

توجه: این متن با خستگی شدید، بی‌حوصلگی و اعصاب خرد نوشته شده

Pas de problème, monsieur. C'est la vie, monsieur. Riez, monsieur.

این سه جمله رو که سه بار کلمه‌ی موسیو توشون اومده با لبخند خیلی آرامش‌بخشی بهم گفت، درست بعد از این که با عصبانیت خیلی زیاد براش توضیح داده بودم که هیچ‌کس تو کانتر چک‌این نبود که برای من کارت پرواز صادر کنه و این فرودگاه عقب‌افتاده‌ی قرون وسطایی چهارتا دستگاه چک‌این اتوماتیک هم نداره. دیدم چاره‌ای نیست. بهش یه «بن ژوغنه» گفتم و راه افتادم که یه هتل پیدا کنم برای شب.

الآن که اینو می‌نویسم تو فرودگاه شارل دو گول گیر کرده‌ام. پروازم قرار بود دیشب ساعت هشت و ربع منو به وین برگردونه. پاریس اما انگار خوشش اومده منو نگه داره. با این حساب این می‌شه دومین تجربه‌ی جا موندنم از پرواز. جالبه که هر دو بار هم کاملن تقصیر ایرلاین‌ها بوده ولی واقعن انتظار چنین وضع قاطی پاتی و بی‌نظمی عجیبی رو از لوفت‌هانزا و هواپیمایی‌های اتریش و فرانسه نداشتم. 

از مردم پاریس خوشم اومده. خیلی آدم‌های ریلکس، باکلاس و باادبی هستن. بر خلاف چیزی که تقریبن همه‌جا در موردشون خونده‌ام به نظرم به نسبت مردم اتریش و آلمان خیلی خوش‌اخلاق بودن. البته این خوش‌اخلاقی تا حد زیادی بر پایه‌ی نیهیلیسم شکل گرفته. این نکته‌ی مثبتشونه ولی هر چیزی که در یه شرایطی مثبته، می‌تونه در شرایط متفاوت منفی باشه. روی دیگه‌ی سکه‌ی خوش‌اخلاقی و بی‌خیالی فرانسوی‌ها، بی‌نظمی و کارآمدی پایینه. فرانسوی‌ها خیلی کم‌تر از اتریشی‌ها کار می‌کنن. در شرایطی که تو اتریش استاندارد کار حدود ۴۰ ساعت در هفته‌اس، فرانسوی‌ها به دنبال این هستن که این میزان رو از ۳۵ ساعت به ۳۲ ساعت کاهش بدن. موقع کار هم خیلی کندتر و آروم‌تر و بی‌دقتن. بی‌نظمی هم همه‌جا دیده می‌شه. از فرودگاه گرفته تا قطارهایی که دیر و زود میان تا وصله‌پینه‌های عجیب و غریب متروی پاریس که به نظر می‌رسه بدون هیچ برنامه‌ی جامعی و با بی‌خیالی تمام و به مرور زمان ساخته شده. حتا ایستگاه‌های مترو یه نماد یکسان‌سازی‌شده‌ی استاندارد ندارن. ملت بدون هیچ توجهی از چراغ قرمز عابر پیاده رد می‌شن و تو لاین‌های دوچرخه‌ها راه می‌رن. از همه جالب‌تر این بود که تو ایستگاه‌های اتوبوس برنامه‌ی زمانی نزده بودن و سیستم اتوبوس به این شکل بود که ملت تو ایستگاه می‌ایستادن تا هر وقت که اتوبوس بیاد و هیچ ایده‌ای نداشتن که کی میاد. از این نظر عین یزد بود.

مجموع این مشاهدات تو این چند روز، منو به این نتیجه رسونده که اتریشی‌ها خیلی آدم‌های منظم‌تر و بهتری هستن اما فرانسوی‌ها خیلی مؤدب‌تر و دوست‌داشتنی‌ترن. هنوز معلوم نیس که تصمیم بگیرم سال آینده رو در وین بگذرونم یا پاریس ولی احتمال وین موندنم هشت برابر بیش‌تره. به نظرم کار آکادمیک تو پاریس به درد آدمای پیر می‌خوره. کسایی که دم بازنشستگی هستن و می‌خوان بدون هیچ فشار و عجله‌ای، خیلی ریلکس به کارشون برسن. من ترجیح می‌دم یک‌سره در حال دویدن باشم. 

اما از همه‌ی این‌ها که بگذریم، پاریس شهر خیلی خوشگلیه. البته در مقایسه با وین خیلی بزرگ و کثیفه و مترو و اتوبوس‌هاش خیلی قدیمی هستن ولی این باعث نمی‌شه بدتر از وین باشه. به خصوص که مردمش مهربون‌ترن و مردم یه شهر مهم‌ترین سنجه برای خوبیش هستن. وین یه شهر فانتزیه. همه‌چیش همیشه تمیز و خوشگله و با کل اروپا و حتا با بقیه‌ی اتریش یه عالمه فرق داره. پاریس یه شهر واقعیه. اون حس کارتونی وین رو نداره ولی خیلی زیباس. همه پاریس رو با ایفل می‌شناسن اما برای من دو تا چیز دیگه‌اش خیلی مهم و بزرگ بود و اگه بخوام یه روزی برگردم این‌جا و یه مدت طولانی بمونم، قطعن به خاطر این دوتاست، نه به خاطر چیزهای معروف دیگه.

اولین مورد غذاست. برگرهای پاریسی عالین. این‌قدر برگرهای پاریس بزرگ و خوشمزه و خوبن که من همیشه پاریس رو با برگر به یاد خواهم آورد. کخوآسان هم که جای خود داره. کخپ هم که جزو غذاهاییه که هرگز بهش نه نمی‌گم. دومین چیزی که خیلی در مورد پاریس دوست داشتم تعدد پارک‌ها و کافه‌ها و فرهنگ خاص متناظر با ایناس. بر خلاف ما که تو اتریش همیشه در حال دویدن و کار کردن هستیم، این‌ها می‌رن می‌شینن تو پارک و ساعت‌ها کتاب یا روزنامه می‌خونن و جوش هیچی رو نمی‌زنن. پاریس شهر آرامشه. زمان انگار این‌جا کندتر می‌گذره. 

به این فکر می‌کنم که شاید بهترین کار این باشه که چند سالی وین بمونم و وقتی حسابی از کار کردن خسته شدم، یک سال برم پاریس. اون یک سال رو می‌تونم به عنوان یه تعطیلات طولانی در نظر بگیرم. تعطیلاتی که توش قطع شدن اینترنت، کار نکردن گوشی، تأخیر زیاد در آماده‌شدن غذا، خونه‌ی کوچیک و گرون، بی‌سوادی مردم در انگلیسی، بی‌برنامه بودن اتوبوس، دیر اومدن مترو و از دست رفتن پرواز، قسمت‌های نرمالی از زندگی هستن که می‌شه بهشون خندید و ازشون در حال خوردن یک فنجون قهوه یا شکلات داغ با یه کخوآسان خوشمزه لذت برد و مطمئن بود که بقیه هم همین‌جورین. این برای کسی که عادت کرده باشه که همه‌چی منظم و درست و سروقت انجام می‌شه یه تنوع خوبه. 

پی‌نوشت: هیچ تعجب نمی‌کنم که آلمان این‌قدر راحت فرانسه رو در جنگ جهانی تسخیر کرد. 

پی‌نوشت ۲: هیچ تعجب نمی‌کنم که داعش این‌قدر راحت پاریس رو هدف قرار داد. بی‌خیالی گسترده‌ی فرانسوی‌ها و بی‌توجهی و ساده‌انگاریشون در خصوص امنیت به حدیه که هر کسی می‌تونه به راحتی اسلحه یا بمب ببره تو برج ایفل!

پی‌نوشت ۳: عینکی شدم رفت!

پی‌نوشت ۴: حال و حوصله‌ی روسیه رو ندارم.



نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

۱۷ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۵۷

ایل دو فغانس

توجه: این متن با خستگی شدید، بی‌حوصلگی و اعصاب خرد نوشته شده

Pas de problème, monsieur. C'est la vie, monsieur. Riez, monsieur.

این سه جمله رو که سه بار کلمه‌ی موسیو توشون اومده با لبخند خیلی آرامش‌بخشی بهم گفت، درست بعد از این که با عصبانیت خیلی زیاد براش توضیح داده بودم که هیچ‌کس تو کانتر چک‌این نبود که برای من کارت پرواز صادر کنه و این فرودگاه عقب‌افتاده‌ی قرون وسطایی چهارتا دستگاه چک‌این اتوماتیک هم نداره. دیدم چاره‌ای نیست. بهش یه «بن ژوغنه» گفتم و راه افتادم که یه هتل پیدا کنم برای شب.

الآن که اینو می‌نویسم تو فرودگاه شارل دو گول گیر کرده‌ام. پروازم قرار بود دیشب ساعت هشت و ربع منو به وین برگردونه. پاریس اما انگار خوشش اومده منو نگه داره. با این حساب این می‌شه دومین تجربه‌ی جا موندنم از پرواز. جالبه که هر دو بار هم کاملن تقصیر ایرلاین‌ها بوده ولی واقعن انتظار چنین وضع قاطی پاتی و بی‌نظمی عجیبی رو از لوفت‌هانزا و هواپیمایی‌های اتریش و فرانسه نداشتم. 

از مردم پاریس خوشم اومده. خیلی آدم‌های ریلکس، باکلاس و باادبی هستن. بر خلاف چیزی که تقریبن همه‌جا در موردشون خونده‌ام به نظرم به نسبت مردم اتریش و آلمان خیلی خوش‌اخلاق بودن. البته این خوش‌اخلاقی تا حد زیادی بر پایه‌ی نیهیلیسم شکل گرفته. این نکته‌ی مثبتشونه ولی هر چیزی که در یه شرایطی مثبته، می‌تونه در شرایط متفاوت منفی باشه. روی دیگه‌ی سکه‌ی خوش‌اخلاقی و بی‌خیالی فرانسوی‌ها، بی‌نظمی و کارآمدی پایینه. فرانسوی‌ها خیلی کم‌تر از اتریشی‌ها کار می‌کنن. در شرایطی که تو اتریش استاندارد کار حدود ۴۰ ساعت در هفته‌اس، فرانسوی‌ها به دنبال این هستن که این میزان رو از ۳۵ ساعت به ۳۲ ساعت کاهش بدن. موقع کار هم خیلی کندتر و آروم‌تر و بی‌دقتن. بی‌نظمی هم همه‌جا دیده می‌شه. از فرودگاه گرفته تا قطارهایی که دیر و زود میان تا وصله‌پینه‌های عجیب و غریب متروی پاریس که به نظر می‌رسه بدون هیچ برنامه‌ی جامعی و با بی‌خیالی تمام و به مرور زمان ساخته شده. حتا ایستگاه‌های مترو یه نماد یکسان‌سازی‌شده‌ی استاندارد ندارن. ملت بدون هیچ توجهی از چراغ قرمز عابر پیاده رد می‌شن و تو لاین‌های دوچرخه‌ها راه می‌رن. از همه جالب‌تر این بود که تو ایستگاه‌های اتوبوس برنامه‌ی زمانی نزده بودن و سیستم اتوبوس به این شکل بود که ملت تو ایستگاه می‌ایستادن تا هر وقت که اتوبوس بیاد و هیچ ایده‌ای نداشتن که کی میاد. از این نظر عین یزد بود.

مجموع این مشاهدات تو این چند روز، منو به این نتیجه رسونده که اتریشی‌ها خیلی آدم‌های منظم‌تر و بهتری هستن اما فرانسوی‌ها خیلی مؤدب‌تر و دوست‌داشتنی‌ترن. هنوز معلوم نیس که تصمیم بگیرم سال آینده رو در وین بگذرونم یا پاریس ولی احتمال وین موندنم هشت برابر بیش‌تره. به نظرم کار آکادمیک تو پاریس به درد آدمای پیر می‌خوره. کسایی که دم بازنشستگی هستن و می‌خوان بدون هیچ فشار و عجله‌ای، خیلی ریلکس به کارشون برسن. من ترجیح می‌دم یک‌سره در حال دویدن باشم. 

اما از همه‌ی این‌ها که بگذریم، پاریس شهر خیلی خوشگلیه. البته در مقایسه با وین خیلی بزرگ و کثیفه و مترو و اتوبوس‌هاش خیلی قدیمی هستن ولی این باعث نمی‌شه بدتر از وین باشه. به خصوص که مردمش مهربون‌ترن و مردم یه شهر مهم‌ترین سنجه برای خوبیش هستن. وین یه شهر فانتزیه. همه‌چیش همیشه تمیز و خوشگله و با کل اروپا و حتا با بقیه‌ی اتریش یه عالمه فرق داره. پاریس یه شهر واقعیه. اون حس کارتونی وین رو نداره ولی خیلی زیباس. همه پاریس رو با ایفل می‌شناسن اما برای من دو تا چیز دیگه‌اش خیلی مهم و بزرگ بود و اگه بخوام یه روزی برگردم این‌جا و یه مدت طولانی بمونم، قطعن به خاطر این دوتاست، نه به خاطر چیزهای معروف دیگه.

اولین مورد غذاست. برگرهای پاریسی عالین. این‌قدر برگرهای پاریس بزرگ و خوشمزه و خوبن که من همیشه پاریس رو با برگر به یاد خواهم آورد. کخوآسان هم که جای خود داره. کخپ هم که جزو غذاهاییه که هرگز بهش نه نمی‌گم. دومین چیزی که خیلی در مورد پاریس دوست داشتم تعدد پارک‌ها و کافه‌ها و فرهنگ خاص متناظر با ایناس. بر خلاف ما که تو اتریش همیشه در حال دویدن و کار کردن هستیم، این‌ها می‌رن می‌شینن تو پارک و ساعت‌ها کتاب یا روزنامه می‌خونن و جوش هیچی رو نمی‌زنن. پاریس شهر آرامشه. زمان انگار این‌جا کندتر می‌گذره. 

به این فکر می‌کنم که شاید بهترین کار این باشه که چند سالی وین بمونم و وقتی حسابی از کار کردن خسته شدم، یک سال برم پاریس. اون یک سال رو می‌تونم به عنوان یه تعطیلات طولانی در نظر بگیرم. تعطیلاتی که توش قطع شدن اینترنت، کار نکردن گوشی، تأخیر زیاد در آماده‌شدن غذا، خونه‌ی کوچیک و گرون، بی‌سوادی مردم در انگلیسی، بی‌برنامه بودن اتوبوس، دیر اومدن مترو و از دست رفتن پرواز، قسمت‌های نرمالی از زندگی هستن که می‌شه بهشون خندید و ازشون در حال خوردن یک فنجون قهوه یا شکلات داغ با یه کخوآسان خوشمزه لذت برد و مطمئن بود که بقیه هم همین‌جورین. این برای کسی که عادت کرده باشه که همه‌چی منظم و درست و سروقت انجام می‌شه یه تنوع خوبه. 

پی‌نوشت: هیچ تعجب نمی‌کنم که آلمان این‌قدر راحت فرانسه رو در جنگ جهانی تسخیر کرد. 

پی‌نوشت ۲: هیچ تعجب نمی‌کنم که داعش این‌قدر راحت پاریس رو هدف قرار داد. بی‌خیالی گسترده‌ی فرانسوی‌ها و بی‌توجهی و ساده‌انگاریشون در خصوص امنیت به حدیه که هر کسی می‌تونه به راحتی اسلحه یا بمب ببره تو برج ایفل!

پی‌نوشت ۳: عینکی شدم رفت!

پی‌نوشت ۴: حال و حوصله‌ی روسیه رو ندارم.

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۵/۰۱/۱۷
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۷)

با روحیات من که کاملا سازگاره :))
پاسخ:
:-)
حاجی تو برو دانشگاه شیراز. خوشگل‌تر هم هست.
سلام امیر. جالب بود. آفرین تصمیم خوبیه که حالا حالا ها خوب بدوی و کار کنی و بعدها که مثل من :-) بی حوصله شدی بری مثل پاریس یا یزد!! آروم تر زندگی کنی! اینو خوب اومدی که یزد و پاریس تو نظم رفت و آمد اتوبوسهاشون مثل هم هستند.
راستی خداییش چی شد از پرواز جا موندی؟؟! خخخخ

موفق باشید
پاسخ:
سلام استاد
ممنون
کسی نبود که چک‌این رو برام انجام بده. به طرز عجیبی کانترشون خالی بود. :-)

چه جالب من فکر می کردم الان واکنش فرانسه به مسلمون ها یه برخورد شدید باشه.
راستی، برگر با گوشت حلال (از نظر ذبح اسلامی) هم درست می کنن؟!
پاسخ:
من اصلن چیزی در مورد مسلمون‌ها نگفتم که! :-/
گوشت حلال هم همه‌جای اروپا به راحتی پیدا می‌شه به جز دانمارک.

اتفاقا این رو از این که چیز بدی ننوشتید فهمیدم. چون اگه مورد قابل توجهی از بدرفتاری با مسلمون ها بود احتمالا می نوشتید! بعدشم خب رفتارشون با شما به عنوان ایرانی مسلمون خوب بود.
پاسخ:
خب فکر نمی‌کنم رفتار یا قیافه‌ام نشون بده که «ایرانی مسلمون» هستم. :-)
ینی حتی یه نگاه به مدارکتون ننداختن بفمن اهل کجایید؟!
اصلا رفتار یه "ایرانی مسلمون" چجوریه که شما اونجوری نیستید؟ :-§
پاسخ:
گیر دادیا! :-)
پروازام داخل شنگن بوده. چک پاسپورت نداره.
۲۲ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۰۹ ستاره ها هم زمینی بودند!:/
برای اولین پی نوشت شماره1ننوشتید:-"""(چیز خاصی ب ذهنم نرسید جز همین:))
پاسخ:
:-)
پ.ن ۵: خوابم میاد ZZzzz...
پاسخ:
:-)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی