امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۷:۱۸ ق.ظ

پارسی گپ زنیم

یکی از نکاتی که بسیار سبب آزردگیم شده و به نظر می‌آید قرار است بیش از این‌ها هم بیازاردم، شیوه‌ی نادرست و نازیبایی است که چند سالیست در سخن‌گفتن بسیاری از پارسی‌زبانان، به خصوص اهالی تهران، دیده می‌شود. این که لهجه‌ی صحیح و شیوای مردمان ری و تهران رو به انقراض است و روز به روز با نسخه‌های ساده‌تر شده و محدودتری از زبان رو به رو می‌شویم به جای خود، چیزی که به من سنگین می‌آید نوآوری‌های عجیب و غریب و کپی‌برداری‌های بی‌سابقه از زبان‌های اروپایی است. به یاد دارم که چند سال پیش نوشتاری از مهدی اخوان ثالث در همین باره خواندم. در آن نوشتار به نمونه‌های تیزبینانه‌ای اشاره کرده بود مانند این که کار به جایی رسیده است که بسیاری از پارسی‌زبانان در ایران تفاوتی بین «بخشیدن» و «بخشودن» و «بخشاییدن» قائل نیستند. انگار ما برای یادگرفتن زبان خود باید کمی به خاور سفر کنیم و از همزبانان تاجیک و افغانستانیمان فن بیان بیاموزیم.

ولی چیزی که من بیش از همه دوست دارم بر آن پای بفشارم این است که زبان پارسی آهنگ و آواهای مشخصی دارد که فاصله گرفتن از آن‌ها بی‌مورد و بی‌توجیه است. لهجه‌های گوناگون به زبان ما زیبایی می‌دهند. شنیدن سخنان همزبانان در دوشنبه و هرات و شیراز و یزد و اصفهان شادی‌بخش است. همه‌ی این گویش‌ها درست هستند. همه شیوا و اصیل هستند و همه از دل زبان پارسی و مردمان پارسی‌زبان و بدون گرته‌برداری از دیگران به وجود آمده‌اند. از کرمان و بندرعباس تا مرو و سمرقند و بخارا، با هر گویش و لهجه‌ای، ما «ر» را گرد تلفظ نمی‌کنیم و «ش»یمان هم مثل کسانی که لکنت دارند یا آلمانی‌زبان هستند(!) از دهانمان بیرون نمی‌آید. جمله‌ها در پارسی با توجه به مفهوم با لحن‌های متفاوتی ادا می‌شوند و ادا کردن یک جمله‌ی پرسشی با تعجب کاملن نادرست است.

سخن گفتن به مانند انگلیسی‌ها و آلمانی‌ها و فرانسوی‌ها نه تنها به خود بالیدن ندارد، که برعکس، نشان‌دهنده‌ی سطح پایین سواد و دانش زبانی سخن‌ور است. هرگاه که در میانه‌ی زنجیر سخن پارسی یک واژه‌ی ناموزون اروپایی می‌آید نخستین برداشت درست این نیست که گوینده به یک زبان اروپایی تسلط دارد، این است که گوینده زبان مادری خود را آن‌قدر نمی‌داند که بتواند این مفهوم را برساند. آن چیز که زیباست و قابل احترام، نه ادای فرنگی‌ها را در آوردن، که درست و کامل به گویش خود سخن گفتن است. این روشی است که نشان می‌دهد گوینده شنونده‌اش را ارزشمند می‌داند و به جای تلاش برای قمپز در کردن به انتقال درست و روان گفته‌هایش می‌اندیشد. 

پس بیایید پارسی گپ زنیم و پارسی را درست گپ زنیم.




نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۹۵/۰۴/۲۳
    OS
  • ۹۵/۰۳/۲۴
    KDE
۲۲ اسفند ۹۴ ، ۰۷:۱۸

پارسی گپ زنیم

یکی از نکاتی که بسیار سبب آزردگیم شده و به نظر می‌آید قرار است بیش از این‌ها هم بیازاردم، شیوه‌ی نادرست و نازیبایی است که چند سالیست در سخن‌گفتن بسیاری از پارسی‌زبانان، به خصوص اهالی تهران، دیده می‌شود. این که لهجه‌ی صحیح و شیوای مردمان ری و تهران رو به انقراض است و روز به روز با نسخه‌های ساده‌تر شده و محدودتری از زبان رو به رو می‌شویم به جای خود، چیزی که به من سنگین می‌آید نوآوری‌های عجیب و غریب و کپی‌برداری‌های بی‌سابقه از زبان‌های اروپایی است. به یاد دارم که چند سال پیش نوشتاری از مهدی اخوان ثالث در همین باره خواندم. در آن نوشتار به نمونه‌های تیزبینانه‌ای اشاره کرده بود مانند این که کار به جایی رسیده است که بسیاری از پارسی‌زبانان در ایران تفاوتی بین «بخشیدن» و «بخشودن» و «بخشاییدن» قائل نیستند. انگار ما برای یادگرفتن زبان خود باید کمی به خاور سفر کنیم و از همزبانان تاجیک و افغانستانیمان فن بیان بیاموزیم.

ولی چیزی که من بیش از همه دوست دارم بر آن پای بفشارم این است که زبان پارسی آهنگ و آواهای مشخصی دارد که فاصله گرفتن از آن‌ها بی‌مورد و بی‌توجیه است. لهجه‌های گوناگون به زبان ما زیبایی می‌دهند. شنیدن سخنان همزبانان در دوشنبه و هرات و شیراز و یزد و اصفهان شادی‌بخش است. همه‌ی این گویش‌ها درست هستند. همه شیوا و اصیل هستند و همه از دل زبان پارسی و مردمان پارسی‌زبان و بدون گرته‌برداری از دیگران به وجود آمده‌اند. از کرمان و بندرعباس تا مرو و سمرقند و بخارا، با هر گویش و لهجه‌ای، ما «ر» را گرد تلفظ نمی‌کنیم و «ش»یمان هم مثل کسانی که لکنت دارند یا آلمانی‌زبان هستند(!) از دهانمان بیرون نمی‌آید. جمله‌ها در پارسی با توجه به مفهوم با لحن‌های متفاوتی ادا می‌شوند و ادا کردن یک جمله‌ی پرسشی با تعجب کاملن نادرست است.

سخن گفتن به مانند انگلیسی‌ها و آلمانی‌ها و فرانسوی‌ها نه تنها به خود بالیدن ندارد، که برعکس، نشان‌دهنده‌ی سطح پایین سواد و دانش زبانی سخن‌ور است. هرگاه که در میانه‌ی زنجیر سخن پارسی یک واژه‌ی ناموزون اروپایی می‌آید نخستین برداشت درست این نیست که گوینده به یک زبان اروپایی تسلط دارد، این است که گوینده زبان مادری خود را آن‌قدر نمی‌داند که بتواند این مفهوم را برساند. آن چیز که زیباست و قابل احترام، نه ادای فرنگی‌ها را در آوردن، که درست و کامل به گویش خود سخن گفتن است. این روشی است که نشان می‌دهد گوینده شنونده‌اش را ارزشمند می‌داند و به جای تلاش برای قمپز در کردن به انتقال درست و روان گفته‌هایش می‌اندیشد. 

پس بیایید پارسی گپ زنیم و پارسی را درست گپ زنیم.


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۲۲
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۳)

"سخن گفتن به مانند انگلیسی‌ها و آلمانی‌ها و فرانسوی‌ها نه تنها به خود بالیدن ندارد"

این جمله باور شماست اما خیلی ها دقیقا برعکس فکر می کنند و شاید به این راحتی نشه این باور رو حذف کرد.

 از طرفی از حق نگذریم، یه نفر که چهار تا اصطلاح مثل "لیبرالیسم" و "مارکسیسم" و ... به کار ببره نزد مردم جامعه ی ما حرفش بیشتر شنیده میشه و مقبول تره تا یه متفکر که حرف و ایده اش رو صریح و واضح و بدون پیچیدگی بیان می کنه. اصلا همین که چهار تا اصطلاح انگلیسی به کار می برند مردم رو سوادشون بیشتر حساب می کنند.
نباید اینطور باشه اما متاسفانه به نظر میاد اینطور هست!

پاسخ:
خب نباید این‌طور باشه :-)
یه چیزی که شاید تو این پستم واضح نیست اینه که کلمه‌هایی که مربوط به چیزایی هستن که واقعن تو اروپا شروع یا تعریف شده نیازی به ترجمه ندارن. «مارکسیسم»، «لیبرالیسم» و ... به همین شکل درستن. هر کس چیزی رو می‌سازه براش اسم می‌ذاره و معمولن تو همه‌ی زبون‌ها از همون اسم استفاده می‌کنن. چیزی که باهاش مشکل دارم اینه که معمولن از این حدود فراتر می‌ره. مثلن یه جمله‌ای که خیلی خیلی رو اعصابمه و هی می‌شنوم اینه: «میک سنس نمی‌کنه». :-)
با اینکه با نوشته ها تون موافقم اما یه نکته ای وجود دارد که وقتی یه واژه رو ترجمه می کنن گاهن مشکلات عدیده ای بوجود میاد. مثلن وقتی dynamical system رو ترجمه می کنن، اگه بگن سیستم دینامیکی، اصن معنی رشته گم میشه. اگه بگن سامانه های پویا معنیش روشنه ولی هیچ کس نمی فهمه که منظور چه رشته‌ای هست. کلمه complete هم در آنالیز همین طوره و total و perfect هم. پس ترجیح می دم انگلیسی شون رو بگم تا ترجمه شون. 
پاسخ:
سنت ریاضی ما این بوده که اولین کسی که ترجمه‌ی یه چیزی رو به عهده می‌گیره، مسؤولیت نام‌گذاریش رو هم قبول می‌کنه. فرهنگ لغت انجمن ریاضی ایران هم تا حد زیادی همین رو نشون می‌ده. خیلی چیز جالبی نیست ولی چون ریاضی‌کارها تو ایران همه این کارو می‌کنن و چون هدف ریاضی بی‌ابهام بودنه و فراتر از زبانه، مشکلی نداره. به نظر من وسط یه حرف ریاضی مهم نیست که سیستم دینامیکی ترجمه‌ی درستیه یا نه، مهم اینه که دیگران می‌فهمن «سیستم دینامیکی» یعنی چی ولی «سامانه‌ی پویا» رو هیچ‌کس نمی‌فهمه.
با همین معیار، که فهموندن معنای دقیق تو ریاضیات مهم‌ترین بخش سخنه، انگلیسی گفتن کار درستی نیست. چون خیلی‌ها در ایران ریاضیات رو به انگلیسی نمی‌دانند. استفاده از ترجمه‌ی مصطلح پارسی، هر چند ترجمه‌ی جالبی نباشه، کار بهتریه.

منظورم این نبود که برای "مارکسیسم" معادل به کار ببریم.
میگم متاسفانه بعضیا که می خوان ادعای روشن فکری و متفکری کنند چهار تا از این اصطلاحات به کار می برند در حالی که به عنوان شنونده و خواننده بعضا تشخیص میدم که مبحث واقعا می تونست ساده تر بیان شه. نه فقط با به کار بردن اصطلاحات انگلیسی بلکه به طور کلی با متکلف حرف زدن می خوان سوادشون رو اثبات کنند. و متاسفانه تر این که مردم فکر می کنند چون این حرف ها رو نمی فهمند پس واقعا طرف خیلی حالیش هست در حالی که با یه جستجو تو ویکی پدیا میشه فهمید حرفاش خیلیم سطح بالا نبوده.

تغییر در این زمینه باید فرهنگی و گسترده باشه وگرنه این حرف ها به فرض مقبول شدن نزد مردم شاید در کنار شعار هایی مثل "بزرگی به عقل است نه به سال!" یا "مهم نیست چه مدرکی دارید مهم است چه درکی دارید!" قرار بگیره. مشکل از نظر من اونجاست که مردم  بخاطر کمبود بحث درست و تفکر متوجه تناقض در باورها و رفتارهاشون نمیشن.
پاسخ:
هممم :-)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی