امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
دوشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۵:۰۴ ب.ظ

نه به نژادپرستی، نه به قوانین و رفتارهای نژادپرستانه

یک

مجلس نمایندگان ایالات متحده قانونی تحت عنوان «Visa Waiver Program Improvement Act» را با اکثریت قاطع تصویب کرد. البته شاید به کار بردن لفظ قانون دقیقن درست نباشد چون این Act باید توسط سنا هم تصویب شود و بعد به امضای رییس‌جمهور برسد تا قانون شود ولی این موضوع بحث من نیست. موضوع این است که این قانون تبعیض‌آمیز و نژادپرستانه است. Visa Waiver Program برنامه‌ای است که طبق آن اتباع سی و چند کشور جهان، از جمله کشورهای اروپایی، اجازه‌ی سفر بدون ویزا به ایالات متحده را دارند. خلاصه‌ی کاری که این Improvement Act می‌کند، محدود کردن Visa Waiver Program به بهانه‌ی حفظ امنیت ایالات متحده است. اما نوع محدودیتی که اعمال می‌شود غیر قابل قبول، احمقانه و نژادپرستانه است. محدودیت به این شکل است که هر شهروندی از آن سی و چند کشور که تابعیت دوگانه‌ی یکی از چهار کشور سوریه، سودان، ایران یا عراق را داشته باشد و یا در طی ۵ سال گذشته به این کشورها سفر کرده باشد اجازه‌ی ورود بدون ویزا به ایالات متحده را ندارد.


دو

مجلس شورای اسلامی ایران، با کلیات طرح اعطای تابعیت ایرانی به فرزندان مادران ایرانی مخالفت کرد. قانون تابعیت ایران یکی از نژادپرستانه‌ترین و غیرمنطقی‌ترین قوانین تابعیت در جهان است. این قانون به طور خلاصه، و به جز در مواردی خاص، تابعیت را وابسته به «خون پدری» می‌داند و آن‌قدر سخت‌گیرانه است که عده‌ی بسیار کمی از مهاجرین افغانستانی و عراقی در طی چند دهه‌ی گذشته توانسته‌اند از سد آن بگذرند.


سه

«پگیدا» خیابان‌های درسدن آلمان را با تظاهراتش به گند کشیده است. شعارهای ضد اسلام و ضد مهاجر و فحش و بد و بیراه از همه طرف به گوش می‌رسد. پگیدا را خود را نژادپرست نمی‌داند اما نماد نژادپرستی است.


نژادپرستی چیست؟

وقتی می‌گویند «نژادپرستی» اولین چیزی که به ذهن ما ایرانی‌ها می‌آید برده‌های سیاه‌پوست هستند. حس می‌کنیم که نژادپرستی یعنی آن که سپیدپوست‌ها شلاقی به دست بگیرند و در مزارع کاکائو سیاه‌ها را بزنند و مجبور به کار اجباری کنند. یا مثلن هم‌چون آفریقای جنوبی در زمان آپارتاید، سپیدها مکان‌هایی را برای خودشان جدا کنند و به سیاه‌ها اجازه ندهند که به آن‌جا وارد شوند. این‌ها مصداق‌های نژادپرستی هستند ولی نژادپرستی این نیست.

نژادپرستی یعنی تبعیضی که در یک جامعه بر اساس محل تولد، زبان، رنگ پوست، دین یا سایر خصوصیات مشابه بر بخشی از مردم اعمال شود. مهم نیست که تبعیض بر علیه سیاه‌پوستان باشد یا مسلمانان یا ایرانیان یا افغانیان یا مسیحیان یا هر گروه دیگر. وقتی چنین تبعیضی در قوانین و یا در رفتار جامعه وجود داشته باشد، اسمش فقط یک چیز است: «نژادپرستی». و این نژادپرستی در هر صورت ناپسند و غیرانسانی و غیر قابل قبول است.


مصداق‌های نژادپرستی در ایران

اگر بخواهیم در رفتارهای ایرانی‌ها و قوانین ایران به دنبال مصداق‌های نژادپرستی بگردیم، هیچ کار سختی پیش رو نداریم. کافیست فقط خود را به خریت نزنیم. من در این‌جا لیستی از تهوع‌آورترین مصداق‌های رایج نژادپرستی را می‌آورم اما قبل از آن به نکته‌ای اشاره می‌کنم که لازم است شفاف شود. خواننده‌ی این متن می‌تواند برای بسیاری از این رفتارها دلیل‌تراشی کند. مثلن می‌تواند بگوید این‌ها به دلایل امنیتی یا اقتصادی است. باید توجه داشت که هیچ بهانه‌ای نمی‌تواند نژادپرستی را توجیه کرده یا به آن مشروعیت ببخشد. بار بعد که خواستید برای این رفتارهای غیرانسانی بهانه بتراشید به این فکر کنید که رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و جنبش‌های حال به هم زنی مثل KKK و پگیدا هم دقیقن به همین شکل همین بهانه‌ها را می‌آورند و به این فکر کنید که اگر ایرانی هستید، این گروه‌ها با همین بهانه‌ها نسبت به شما رفتار نژادپرستانه دارند و به این فکر کنید که چه‌قدر این موضوع غیرمنطقی و متعفن است. به این نکته هم دقت کنید که یک عقیده‌ی غلط را اگر ده میلیارد نفر هم داشته باشند، باز غلط است و یک کار نژادپرستانه را اگر کل جمعیت هم بکنند و ریشه در فرهنگ و دین و قانون داشته باشد هم باز نژادپرستانه است.


ما هم نژادپرستیم اگر

سکوت کنیم. به گمانم اولین بار در خصوص مسأله‌ی فلسطین بود که یکی از گروه‌های حقوق بشر به طور گسترده از شعار «سکوت یک جنایت جنگی است» استفاده کرد. هر وقت ظلمی صورت می‌گیرد، هر کس که سکوت کند طرف ظالم را گرفته. در برابر رابطه‌ی ظالم و مظلوم، چیزی به نام بی‌طرفی وجود ندارد. یا از مظلوم حمایت می‌کنید یا خود به خود حامی ظالم هستید.

پس اگر بار بعد که مجلس شورای اسلامی قانونی نژادپرستانه تصویب کرد سکوت کردید یا بار بعد که نماینده‌ای از نمایندگان مجلس یا یکی از سران حکومت یا حتا مردم عادی دور و برتان حرفی نژادپرستانه زدند سکوت کردید، اگر بار بعد که یکی از اعضای خانواده‌یتان یا کسی که دوستش دارید حرفی بر ضد یک اقلیت مذهبی یا مهاجر زد سکوت کردید که تنش ایجاد نکنید و وارد بحث نشوید، بهتان تبریک می‌گویم. شما یک نژادپرست هستید.



نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۹۵/۰۴/۲۳
    OS
  • ۹۵/۰۳/۲۴
    KDE

یک

مجلس نمایندگان ایالات متحده قانونی تحت عنوان «Visa Waiver Program Improvement Act» را با اکثریت قاطع تصویب کرد. البته شاید به کار بردن لفظ قانون دقیقن درست نباشد چون این Act باید توسط سنا هم تصویب شود و بعد به امضای رییس‌جمهور برسد تا قانون شود ولی این موضوع بحث من نیست. موضوع این است که این قانون تبعیض‌آمیز و نژادپرستانه است. Visa Waiver Program برنامه‌ای است که طبق آن اتباع سی و چند کشور جهان، از جمله کشورهای اروپایی، اجازه‌ی سفر بدون ویزا به ایالات متحده را دارند. خلاصه‌ی کاری که این Improvement Act می‌کند، محدود کردن Visa Waiver Program به بهانه‌ی حفظ امنیت ایالات متحده است. اما نوع محدودیتی که اعمال می‌شود غیر قابل قبول، احمقانه و نژادپرستانه است. محدودیت به این شکل است که هر شهروندی از آن سی و چند کشور که تابعیت دوگانه‌ی یکی از چهار کشور سوریه، سودان، ایران یا عراق را داشته باشد و یا در طی ۵ سال گذشته به این کشورها سفر کرده باشد اجازه‌ی ورود بدون ویزا به ایالات متحده را ندارد.


دو

مجلس شورای اسلامی ایران، با کلیات طرح اعطای تابعیت ایرانی به فرزندان مادران ایرانی مخالفت کرد. قانون تابعیت ایران یکی از نژادپرستانه‌ترین و غیرمنطقی‌ترین قوانین تابعیت در جهان است. این قانون به طور خلاصه، و به جز در مواردی خاص، تابعیت را وابسته به «خون پدری» می‌داند و آن‌قدر سخت‌گیرانه است که عده‌ی بسیار کمی از مهاجرین افغانستانی و عراقی در طی چند دهه‌ی گذشته توانسته‌اند از سد آن بگذرند.


سه

«پگیدا» خیابان‌های درسدن آلمان را با تظاهراتش به گند کشیده است. شعارهای ضد اسلام و ضد مهاجر و فحش و بد و بیراه از همه طرف به گوش می‌رسد. پگیدا را خود را نژادپرست نمی‌داند اما نماد نژادپرستی است.


نژادپرستی چیست؟

وقتی می‌گویند «نژادپرستی» اولین چیزی که به ذهن ما ایرانی‌ها می‌آید برده‌های سیاه‌پوست هستند. حس می‌کنیم که نژادپرستی یعنی آن که سپیدپوست‌ها شلاقی به دست بگیرند و در مزارع کاکائو سیاه‌ها را بزنند و مجبور به کار اجباری کنند. یا مثلن هم‌چون آفریقای جنوبی در زمان آپارتاید، سپیدها مکان‌هایی را برای خودشان جدا کنند و به سیاه‌ها اجازه ندهند که به آن‌جا وارد شوند. این‌ها مصداق‌های نژادپرستی هستند ولی نژادپرستی این نیست.

نژادپرستی یعنی تبعیضی که در یک جامعه بر اساس محل تولد، زبان، رنگ پوست، دین یا سایر خصوصیات مشابه بر بخشی از مردم اعمال شود. مهم نیست که تبعیض بر علیه سیاه‌پوستان باشد یا مسلمانان یا ایرانیان یا افغانیان یا مسیحیان یا هر گروه دیگر. وقتی چنین تبعیضی در قوانین و یا در رفتار جامعه وجود داشته باشد، اسمش فقط یک چیز است: «نژادپرستی». و این نژادپرستی در هر صورت ناپسند و غیرانسانی و غیر قابل قبول است.


مصداق‌های نژادپرستی در ایران

اگر بخواهیم در رفتارهای ایرانی‌ها و قوانین ایران به دنبال مصداق‌های نژادپرستی بگردیم، هیچ کار سختی پیش رو نداریم. کافیست فقط خود را به خریت نزنیم. من در این‌جا لیستی از تهوع‌آورترین مصداق‌های رایج نژادپرستی را می‌آورم اما قبل از آن به نکته‌ای اشاره می‌کنم که لازم است شفاف شود. خواننده‌ی این متن می‌تواند برای بسیاری از این رفتارها دلیل‌تراشی کند. مثلن می‌تواند بگوید این‌ها به دلایل امنیتی یا اقتصادی است. باید توجه داشت که هیچ بهانه‌ای نمی‌تواند نژادپرستی را توجیه کرده یا به آن مشروعیت ببخشد. بار بعد که خواستید برای این رفتارهای غیرانسانی بهانه بتراشید به این فکر کنید که رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و جنبش‌های حال به هم زنی مثل KKK و پگیدا هم دقیقن به همین شکل همین بهانه‌ها را می‌آورند و به این فکر کنید که اگر ایرانی هستید، این گروه‌ها با همین بهانه‌ها نسبت به شما رفتار نژادپرستانه دارند و به این فکر کنید که چه‌قدر این موضوع غیرمنطقی و متعفن است. به این نکته هم دقت کنید که یک عقیده‌ی غلط را اگر ده میلیارد نفر هم داشته باشند، باز غلط است و یک کار نژادپرستانه را اگر کل جمعیت هم بکنند و ریشه در فرهنگ و دین و قانون داشته باشد هم باز نژادپرستانه است.

  • عدم ازدواج با مهاجرین افغانستانی، پاکستانی یا عراقی و یا اقلیت‌های دینی
  • دید بالا به پایین به مهاجرین و حس خودبرتربینی بی‌دلیل
  • دوست نشدن با و جدا کردن خود از مهاجرین و اقلیت‌ها
  • در نظر گرفتن میزان درآمد و سطح اقتصادی در روابط انسانی
  • این تصور که ما به عنوان «نژاد آریایی» یا «ایرانیان» به شکلی برتر از بقیه هستیم
  • این تصور که ما به عنوان «مسلمانان» یا «شیعیان» به شکلی برتر از بقیه هستیم
  • این تصور که اهالی فلان شهر یا فلان ایل و طایفه برتری خاصی دارند (به همان قضیه‌ی ازدواج هم بر می‌گردد)
  • استفاده از بودجه‌های دولتی برای تبلیغ دین و زبان اکثریت و عدم اختصاص بودجه‌های مشابه به اقلیت‌ها
  • به رسمیت شناختن چهار دین و عدم اعطای آزادی‌های مشابه به پیروان سایر ادیان و استفاده از واژه‌ی «آزادی دینی» برای اشاره به این بی‌عدالتی
  • نگرانی از افزایش جمعیت یک اقلیت دینی و تبدیل شدن آن به اکثریت
  • تحقیر زبان‌ها و گویش‌های اقلیت و عدم اجازه‌ی تدریس و گسترش این زبان‌ها
  • محدودکردن برخی پست‌های سیاسی مانند ریاست جمهوری بر اساس دین و مذهب
  • جدا کردن نمایندگان اقلیت‌های دینی در مجلس (تبعیض همیشه در جهت منفی نیست. تبعیض در هر صورت تبعیض است.)
  • قوانین غیرمنطقی تابعیت و عدم اعطای شهروندی به مهاجرانی که مدت زیادی در ایران بوده و از همه نظر به جز از نظر قانونی ایرانی هستند و یا به فرزندان مادران ایرانی و موارد مشابه دیگر
  • محدودکردن اتباع افغانستان در سفر بین نقاط مختلف ایران حتا وقتی به صورت قانونی وارد ایران شده‌اند 
  • هزینه‌های نابرابر و غیرمنصفانه‌ی صدور ویزای ایران برای شهروندان برخی کشورها
  • برنامه‌های بازگشت اجباری مهاجرین
  • نابرابری در نظام آموزشی بر پایه‌ی دین و مذهب و ملیت
  • سوء استفاده از شرایط اقتصادی و پرداخت دستمزد کم‌تر به کارگران مهاجر
  • استفاده از ادبیات توهین‌آمیز و تحقیرکننده درباره‌ی مهاجرین و اقلیت‌ها
  • نسبت دادن جرم و جنایت به مهاجرین و اقلیت‌ها و تبرئه‌ی افراد به اصطلاح «محلی»
  • پیش‌داوری‌های بی‌پایه و اساس درباره‌ی باورها و رفتارهای اقلیت‌ها و مهاجرین (این مورد شدیدن درباره‌ی زرتشتیان و بلوچ‌ها مصداق دارد.)
  • محدودکردن اقلیت‌های دینی در اجرای مراسم و باورهای آیینی
  • ایجاد همین تفکرات دگم و بی‌پایه و اساس در ذهن کودکان و نژادپرست‌کردن آن‌ها

ما هم نژادپرستیم اگر

سکوت کنیم. به گمانم اولین بار در خصوص مسأله‌ی فلسطین بود که یکی از گروه‌های حقوق بشر به طور گسترده از شعار «سکوت یک جنایت جنگی است» استفاده کرد. هر وقت ظلمی صورت می‌گیرد، هر کس که سکوت کند طرف ظالم را گرفته. در برابر رابطه‌ی ظالم و مظلوم، چیزی به نام بی‌طرفی وجود ندارد. یا از مظلوم حمایت می‌کنید یا خود به خود حامی ظالم هستید.

پس اگر بار بعد که مجلس شورای اسلامی قانونی نژادپرستانه تصویب کرد سکوت کردید یا بار بعد که نماینده‌ای از نمایندگان مجلس یا یکی از سران حکومت یا حتا مردم عادی دور و برتان حرفی نژادپرستانه زدند سکوت کردید، اگر بار بعد که یکی از اعضای خانواده‌یتان یا کسی که دوستش دارید حرفی بر ضد یک اقلیت مذهبی یا مهاجر زد سکوت کردید که تنش ایجاد نکنید و وارد بحث نشوید، بهتان تبریک می‌گویم. شما یک نژادپرست هستید.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۲۳
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۱۰)

خیلی از حرف هادرست ومنطقی بود ولی ی سری واقعا از روی خشم لحظه ای شایدم غیر لحظه ای!(:دی)بود.شما دقیقا با به کاربردن بعضی جملات ب این نکته اشاره میکردین ک در کل قائل شدن هر نوع تفاوتی بین افراد یعنی تبعیض !و به عبارتی تبعیض ونژاد پرستی رو نه دو چیز کمی متفاوت بلکه کاملا مشابه تلقی میکنین!همیشه تفاوت هست واین تفاوت ب معنی تبعیض میتونه باشه اما ب معنی نژاد پرستی نه!مثلا "من مامانمو بیشتر از بابام دوس دارم"الان این تبعیض قائل شدن محسوب میشه اما نژاد پرستی نه!نه از ظالم پیروی کردم نه ازمظلوم!گاهی تو بعضی شرایط ظالمی وجود نداره ک بخواد مظلومی وجود داشته باشه!یعنی شرط لازم و کافی برای وجود ظالم ،مظلوم هست!حالا نمیشه گفت ک اگ از حداقل ی طرف ماجرا طرفداری نکنی به صورت یکتا وضعیتت مشخص میشه(:دی).شما کلا با ایجاد تمایز مخالفین!یعنی حرفتون اینه ک تفاوت در هیچ زمینه!مگه میشه?!خب تو مسئله"یک"که خودتون مطرح کردین واقعا بهشون حق میدم!یعنی شما میگین تفاوت درهیچ زمینه وهمه در همه مسایل برابر!و این یعنی عدم عدالت!عدم منطق و عقل!با جمله آخر هم مخالفم!گاهی نمی تونی یعنی اصن نمیشه بعض هارو عوض کنی...نمیشه آغا جان من!نمیشه:دی
پاسخ:
من تعریفم از نژادپرستی رو که با اکثر دیکشنری‌هایی که چک کردم هم یکیه ارائه داده‌ام. تبعیضی که بر پایه‌ی اون مواردی که گفتم باشه، یعنی بر پایه‌ی تفاوت زبان، رنگ، دین، محل زندگی و ... (سر این سه نقطه‌هه خیلی بحث هست) بهش می‌گن نژادپرستی. شاید مشکل از اینه که نژادپرستی ترجمه‌ی racism هست و ترجمه‌ی خوبی هم نیست چون خود racism اشاره‌ای به پرستیدن و یا حتا supremacy نداره. من کاملن اعتقاد دارم که هر امتیازی که برای افراد به خاطر این موارد قائل بشیم غیرعقلانی و ناعادلانه است.
در مورد سکوت هم، هدف از سکوت نکردن درست کردن افراد نژادپرست نیست چون به نظر من مغزشون کوچیک‌تر از حدیه که به این راحتیا درست‌شدنی باشه :-) هدف اینه که جلوی شیوع این طرز فکر مسموم گرفته بشه. متأسفانه بخش خیلی زیادی از جامعه هستن که کلن علاقه‌ای به فکر کردن ندارن و همین که ادبیات نژادپرستانه براشون بیش‌تر تکرار بشه و مخالفتی باهاش نبینن به این سمت گرایش پیدا می‌کنن.
جواب این «مگه می‌شه؟» هم اینه که سال‌ها سپیدپوست‌های آمریکا می‌گفتن «مگه می‌شه سیاه‌ها هم رأی بدن؟». بله. می‌شه. به خصوص دقیقن تأکید دارم که هیچ کاری نیست که مسلمون‌ها به طور کلی توش بهتر از مسیحی‌ها باشن یا برعکس.
این که در مورد مسأله‌ی «یک» حق می‌دین واقعن برام عجیبه ولی خب مطمئنن افرادی با این نظر تو آمریکا کم نیستن، چون به هر حال مجلس نمایندگان این رو نشون می‌ده. این قانون تبعیض‌آمیز و دقیقن «نژادپرستانه»، حتا با برداشتی که از واژه‌ی پارسی می‌شه، هست. چون افرادی با شرایط کاملن برابر و با پاسپورت یکسان و همه‌چیز یکسان فقط به خاطر این که محل تولدشون فرق داره رفتار متفاوتی می‌بینن. 
۲۴ آذر ۹۴ ، ۱۴:۳۵ حسین زارع
سلام.
احتمالا داستان آن مرد شامی را شنیده‌اید که به امام حسن مجتبی (ع) هتاکی کرد یا آن مرد مسیحی که به امام محمد باقر (ع) گفت «انت بقر». ولی رفتار امامان ما چگونه بود؟ آن دو مرد غریبه چگونه رفتاری داشتند و امامان ما چگونه رفتاری؟
حال با اینکه اقلیت‌های قومی کشور ما انصافا از بعضی از ماها انسان‌ترند، ما چطور با آن‌ها برخورد می‌کنیم؟ اگر ادعای مسلمانی، تشیع یا آریایی بودن داریم پس کو؟ چرا فقط ادعا داریم؟
قبلا شنیدم که از شرکت برخی از بچه‌های با استعداد زرتشتی در مسابقات ریاضی ممانعت کرده‌اند فقط به خاطر اینکه زرتشتی‌اند! این برای ما نهایت تاسف است!
آخر چرا؟ یادمان نرود که زنده‌یاد پرویز شهریاری یک زرتشتی بود ولی بیشترین خدمت را به دانش آموزان این مملکت کرد.
پاسخ:
سلام.
راستش شاید یکی از تنها مواردی که در زمان اقامتم در یزد من رو آزار می‌داد همین رفتارها نسبت به زرتشتیان بود. البته از حق نگذریم تو یزد آدم روشن‌فکر زیاده، حداقل نتایج انتخابات شورای شهر نشون می‌داد که یه عده‌ای هستن که تعصب بی‌جا ندارن و حاضرن به زرتشتی‌ها هم رأی بدن ولی در کل شما راه بیفتین و از مسلمانان یزد بپرسین که چندتا دوست زرتشتی دارن. اون‌وقت می‌بینین که به چه شکل خودشون رو جدا از اونا گرفته‌ان. این تازه در شرایطیه که در یزد دیدگاه عمومی نسبت به زرتشتیان خیلی خوبه و به عنوان مردمانی درستکار شناخته می‌شن. خیلی عجیبه که همزمان هم آدم قبول داشته باشه که یه عده‌ای آدم‌های خوبی هستن و هم ازشون دوری کنه!
جالب بود امیر:-) مخصوصا این جمله "کافیست فقط خود را به خریت نزنیم":-)
ولی خداییش خیلی وقتها و خیلی جاها آدم مجبوره خر بشه!! من که خیلی میشم!!اینجوری راحترم:-))  خخخخ
پاسخ:
:-)
۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۱:۰۷ مجتبی فیاض بخش
اگر تبعیض گذاشتن به خاطر عقیده نژاد پرستی باشه، تعریفت از نژادپرستی خودشکن می شه. یعنی همین که به نژادپرست ها بد و بیراه گفتی و مذمتشون کردی خودش می شه نژاد پرستی. چون بین نژاد پرست ها و غیر نژاد پرست ها به خاطر باورشون تفاوت قایل شدی.
پس تبعیض به خاطر عقیده، ایدئولوژی، دین، اخلاق، راهبرد های سیاسی... حتی اگر درست نباشه قطعا نژاد پرستی نیست :)
پاسخ:
سلام. 
اول از همه دقت کن که گزاره‌هات یه استدلال معتبر منطقی تشکیل نمی‌دن. یعنی حتا به فرض این که این قضیه خودش نژادپرستی حساب بشه باعث خودشکن (متناقض) بودن تعریف نمی‌شه. حالا این که چه جوری آخرش یه هو نتیجه می‌گیری که می‌شه تعریف رو به علت رفتار یه نفر تغییر داد، واقعن جای سؤال داره. 
مورد دوم اینه که من فقط به دین اشاره کردم، نه به هر باوری. بنابراین این تناقضی که بین نوشته‌ی من و فرض نژادپرست‌نبودن من پیدا کرده‌ای هم به صورت دقیق وجود نداره.
ولی کلیت حرفت موضوعیه که از همون اولی که تو فرانسه می‌خواستن قوانینی مثل آزادی (به خصوص آزادی بیان) و تفکراتی مثل تحمل دیگران (دقیقن نقطه‌ی عکس نژادپرستی) رو پایه‌گذاری کنن وجود داشت. یه مجموعه‌ای از سؤال‌های مشابه وجود داره به این شکل:
  • محدودیت آزادی چیه؟ تا کجا به یک شخص آزادی داده می‌شه؟
  • سقف تحمل کجاست؟ تا کجا باید یک نفر و عقایدش رو تحمل کنیم؟
فرمول‌بندی‌های دیگه‌ای از این تناقض (یا در بعضی از این فرمول‌بندی‌ها شبه تناقض) که می‌گی به این شکل‌ها هم وجود داره:
  • اگر آزادی دینی وجود داشته باشه و دین من این باشه که بقیه حق ندارن آزاد باشن، اون وقت چی؟
  • اگر آزادی بیان وجود داشته باشه، یعنی تهدید کردن دیگران به قتل هم آزاده؟ 
  • اگر باید تحمل (tolerance) داشته باشیم، یعنی باید اونایی که دیگران رو تحمل نمی‌کنن (مثل نژادپرست‌ها و بعضی مذهبیون افراطی) رو هم تحمل کنیم؟
  • اگر دموکراسی وجود داشته باشه و در یک انتخابات آزاد مردم رأی بدن که دموکراسی نمی‌خوان باید چه کنیم؟
  • اگر دموکراسی باشه و مردم رأی بدن که حقوق مسلم یه بخشی از جامعه رو ازشون بگیریم چی؟
مشابه این مشکلات تو تئوری‌های اقتصادی هم هست. در بعضی موارد حلش واقعن کار آسونی نیست مثلن موضوع ممنوع‌شدن ساخت مناره در سوییس خیلی بحث جالبی ایجاد کرده بود ولی در خیلی موارد، مثل اینی که بهش اشاره کرده‌ای یک حد منطقی برای قضیه وجود داره. معمولن هم تو مایه‌های این شکل تعریف می‌شه که تا وقتی که به بقیه ضربه نزنه. احتمالن این دیدگاه رو قبلن به فرم «حد آزادی، آزادی‌های دیگران است» شنیده باشی. به تعبیر دیگه، تا جایی که ممکن باشه دیگران رو تحمل می‌کنیم، یه وقتایی هم هست که ممکن نیست. مثل تحمل «تحمل نکردن دیگران» یا تحمل دینی که به جامعه ضربه می‌زنه (مثال دور از واقع: آدم‌خواری!) یا باور دینی‌یی که می‌خواد خودش رو به بقیه هم تحمیل کنه، مثل اسلام و مسیحیت افراطی. 
این توضیح‌ رو معمولن تو بحث‌هایی مثل این پست من به عنوان یه پیش‌فرض می‌پذیرن ولی راستش بیانش خیلی وقت‌ها کار درستی نیست چون این بهانه رو به دست یه عده می‌ده که بگن حالا که می‌شه محدودیت قائل شد، چرا محدودیت بیش‌تری قائل نشیم. این ناشی از اینه که تفاوت بین محدودیتی که ما به اراده‌ی خودمون می‌ذاریم و محدودیتی که در هر صورت از نظر منطقی وجود داره رو نمی‌فهمن یا کتمان می‌کنن. این یه جور بازی با کلمات و درک نکردن اینه که «می‌خواهیم تا جای ممکن محدودیت قائل نشیم» ولی متأسفانه خیلی از مردم این رو درک نمی‌کنن و باعث می‌شه حس کنن یه تناقضی هست، به خصوص چون عده‌ی زیادی از مردم تفاوت باورهای خودشون (که گاهی بدون هیچ دلیلی هست) با حقایق اثبات شده رو نمی‌فهمن و این خودش نشون می‌ده که تو منطق و استنتاج خیلی ضعیفن. برای همین معمولن بیانش نمی‌کنیم :-) مثال خوبی از این اینه که من دیده‌ام که بعضیا می‌گن «اگر آزادی بی حد و حصر باشه که گند می‌خوره، اگه نباشه هم خب پس ما اسلام رو می‌ذاریم به عنوان حد آزادی». نکته اینه که آزادی باید خودش حد خودش رو تعیین کنه و تحمل (در برابر نژادپرستی و داگما) هم خودش حد خودش رو تعیین می‌کنه.
۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۱:۰۹ مجتبی فیاض بخش
این قانون جدید آمریکا (که به قول خودت هنوز قانون نشده) هم به نظرم بیشتر جنبه سیاسی داره. یه جور کلک برای باقی موندن تحریم هاست. وقتی هر کی در ۵ سال اخیر اومده باشه ایران نمی تونه بدون ویزا‌ بره آمریکا، اگه ۴ تا قانون این تیپی دیگه هم بزارن خب کدوم سرمایه داری با شوق میاد مملکت ما؟
پاسخ:
این قانون به نظر من کار غلطیه ولی فکر می‌کنم این اتفاقی که می‌گی هم نمی‌افته. البته در عمل این امکان به وجود میاد که این اتفاق بیفته ولی تصور من اینه که تفاوتش برای کسایی که این قانون بهشون اعمال می‌شه اینه که دیگران یه فرم آنلاین پر می‌کنن و می‌رن آمریکا و اینا باید یه سر برن سفارت آمریکا و بعد برن آمریکا. شاید چند روزی وقت بگیره ولی بعیده که یه نفر سرمایه‌گذاری‌ها و فکر‌های اقتصادیش رو به خاطر چنین چیزی تغییر بده.
۲۵ آذر ۹۴ ، ۲۱:۱۱ مجتبی فیاض بخش
راجع به خودشکن نبودن گزاره حواسم به نکته ای که گفتی بود :) ولی حال تفصیل دادن نداشتم. در حقیقت نظام ارزش‌گزاری ات دچار تعارض می شه و گزاره «نژاد پرست محکوم است» دامن‌گیر گوینده خودش هم می شه و محکومش می کنه.
راجع به دین و باور... اگر توی پارامتر های تعریف دین میاد و باور های دیگه نمیاد، سوال اینه که بر چه اساسی؟! آیا این تعریف سلیقه ای نیست؟
بقیه ی توضیحاتت که بیشتر راجع به آزادی بود زیبا و قابل تامل بود. من هم نکاتی داشتم که حدود نیم ساعت تایپ کرده بودم. متاسفانه دستم خورد و پرید :\ الآن که دیگه حوصله دوباره نوشتن ندارم :) شاید بعدا حوصله کردم
پاسخ:
اشاره‌ام به دین صرفن برای این بود که بگم تناقض نداشته. :-)‌ 
یه چیزی هم که یادم رفت بگم اینه که همه‌ی اینا فرم‌های مختلف چیزیه به نام «پارادوکس راسل». :-) 

۲۶ آذر ۹۴ ، ۰۰:۰۲ مجتبی فیاض بخش
پارادوکس راسل :)))
پاسخ:
جدی ایده‌ی پشت همه‌ی اینا مشابه اونه. :-)
وبلاگ اینجوری خوبه هااااااااا آدم کلی چیز یاد میگیره.
به نظرم دارین تو دام تعاریف گیر میفتین.
یعنی این رفتارها رو میشه جدای از این که اسمشون نژاد پرستی هست یا نه هم بررسی کرد.
اما اگه این تعریف رو قبول کنیم
پس نژاد پرستی تو ایران طبیعی میشه
وقتی که مدل ذهنی خیلیا گسترش پیدا نکرده و هنوز خیلیا در مقابل اطلاعات مخالف با اطلاعات قبلیشون حالت تهاجمی دارن و حاضر نیستن یاد بگیرن پس این نوع رفتار طبیعی میشه.
پاسخ:
متشکرم. من کاملن قبول دارم که اسمش مهم نیست ولی متأسفانه روندی که شاهدش هستیم اینه که خیلیا قبول می‌کنن نژادپرستی چیز بدیه ولی چون می‌خوان به این کار ادامه بدن سعی می‌کنن رفتار خودشون رو خارج از چارچوب نژادپرستی نشون بدن و به نوعی با تغییر دادن معنا یا مصداق‌های کلمه کار اشتباه خودشون رو توجیه کنن یا میزان غلط بودنش رو کم‌تر از چیزی که واقعن هست نشون بدن. برای همینه که من تأکید دارم که این نژادپرستی هست و نه هیچ چیز دیگه :-)
شاید... :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی