امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
دوشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۳۷ ق.ظ

سرزمین آزاد، سرزمین مهرورزی

معرفی

جمهوری قره‌باغ، جمهوری چین تایپه (تایوان)، سومالیلند، آبخازیا، جمهوری ترک شمال قبرس، اوستیای جنوبی، جمهوری دموکراتیک عرب صحراوی. این‌ها نام‌هایی هستند که کمابیش برایمان آشنایند. همه‌ی این مناطق دولت خود را دارند و خود را کشوری مستقل می‌دانند اما هر کدام مورد ادعای یک کشور دیگر هم هستند و معمولن به رسمیت شناخته نمی‌شوند. اما در لیست کشورهایی که هنوز به رسمیت شناخته نمی‌شوند نام جدیدی هم به چشم می‌خورد: «جمهوری آزاد لیبرلند». لیبرلند با همه‌ی این کشورها فرق دارد. فرقش چیست؟ فرقش این است که هیچ کشور دیگری ادعایی بر آن ندارد! چه‌طور چنین چیزی ممکن است؟ این متن را می‌نویسم تا به این سؤال و سؤال‌های مشابه پاسخ دهم.


مکان و نحوه‌ی شکل‌گیری

منطقه‌ی بالکان در طول تاریخ همیشه صحنه‌ی جنگ و جدل بوده است. صرب‌ها با بوسنیایی‌ها، مسلمانان با مسیحی‌ها، این با آن، ترک، یونانی، مقدونی، کروات، آلبانیایی و بلغار بسیار با هم جنگیده‌اند. هر از چندگاهی از دل این جنگ‌ها کشورهای جدیدی هم سر بر آورده‌اند. از فروپاشی یوگسلاوی سابق گرفته تا جدایی صربستان و مونته‌نگرو تا اعلام استقلال به رسمیت شناخته‌نشده‌ی کوزوو.

در نتیجه‌ی این جنگ‌ها اختلافات مرزی هم در این منطقه فراوان است، از جمله اختلاف مرزی بین صربستان و کرواسی. گویا موضوع از این قرار است که این دو کشور رود بزرگ دانوب را مرز خود قرار داده بودند و در این مورد هیچ مشکلی هم با هم نداشته‌اند اما از قضای روزگار مسیر رود دانوب در طی سال‌ها تغییر کرده است و حالا یک طرف مسیر قبلی رود را به رسمیت می‌شناسد و دیگری مسیر جدید را.

خب که چه؟ داستان درست در این‌جا جالب می‌شود. یک تکه زمین آن وسط هست که درست در غرب دانوب قرار گرفته و هیچ‌کدام از دو کشور ادعایی بر آن ندارند. این قطعه زمین که به شکل قلب هم هست (البته با تقریبی بسیار نادقیق و درست همان‌طور که ایران شکل گربه خوانده می‌شود!) تقریبن هفت کیلومتر مربع وسعت دارد و بسیار سبز و حاصل‌خیز است و کل کرانه‌ی شرقی آن مجاور دانوب است.

حال وقتی یک تکه زمین بی‌صاحب باشد چه اتفاقی می‌افتد؟ طبعن کسی پیدا می‌شود که صاحبش شود و در این مورد خاص این شخص نه از صربستان بوده و نه از کرواسی. یک بابایی از کمی‌ آن‌طرف‌تر، از جمهوری چک، پیدا شده و یک پرچم ساخته و به این سرزمین سفر کرده و پرچمش را برافراشته. به این شکل ویت یدلیچکا، رسمن کشور لیبرلند را پایه‌گذاری کرده است و مصمم است هم در این سرزمین سکونت کند و هم دیگران را وا دارد تا این کشور نوظهور را به رسمیت بشناسند.


زمان شکل‌گیری و نام

یدلیچکا پرچمش را در روز ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ (۱۳ آوریل ۲۰۱۵) در این تکه زمین فرو کرد و خود را به عنوان اولین شهروند جمهوری آزاد لیبرلند و رییس‌جمهور موقت آن معرفی کرد. نام کشور لیبرلند است که بسته به این که آن را در کدام‌یک از زبان‌های اروپایی تعبیر کنیم و چه‌طور بنویسیم معانی مختلفی خواهد داشت. شکل معمول انگلیسی آن Liberland است که با این نحوه‌ی نوشتار که از زبان چک الهام گرفته شده خیلی در انگلیسی خوش‌معنی نیست اما اگر e و r آن را جا به جا کنیم به Libreland می‌رسیم که ترکیبی از Libre فرانسوی، به معنای آزاد، و Land ژرمنی، به معنای سرزمین، و در کل به معنای سرزمین آزاد است. اگر بخواهیم همه‌چیز را ژرمنیک و آلمانی ترجمه کنیم اما Liber بسیار شبیه به کلمه‌ی آلمانی Lieber است که معنای عزیز و دوست‌داشتنی می‌دهد. بنابراین می‌توان آن را سرزمین عزیز نیز معنا کرد. بعضی هم فقط Liebeی آلمانی، به معنای عشق، را می‌گیرند و آن را سرزمین مهرورزی معنا می‌کنند. به هر رو نام این کشور جدید رسمن Liberland است.


اصول کلی

لیبرلند بر اساس اصول لیبرتاریانیسم شکل گرفته است! از اسمش هم معلوم است دیگر. لیبرتاریانیسم که گرچه شبیه لیبرالیسم نوشته می‌شود با آن تفاوت‌های زیادی دارد، در ساده‌ترین شکل آن به معنای باور به آزادی‌های شخصی مردم و کم‌کردن قدرت دولت، به خصوص در زمینه‌ی دخل و تصرف در زندگی مردم، است. البته قضیه خیلی فراتر از این حرف‌هاست  ولی این‌جا مجالی برای بازکردنش نیست و اگر می‌خواهید بیش‌تر بدانید همیشه گوگل هست که در آن سرچ کنید!

در لیبرلند دموکراسی مستقیم حاکم خواهد بود، یعنی هر قانونی که مجلس تصویب کند باید به رفراندوم عمومی گذاشته شده و مردم به آن رأی دهند تا قانون شود. همه‌چیز هم با رأی‌گیری پیش می‌رود. به طوری که پیش‌بینی می‌شود که اگر چنین کشوری درست و حسابی شکل بگیرد دست‌کم روزی یک رأی‌گیری را قطعن خواهد داشت. البته چنین کاری فقط زمانی ممکن است که جمعیت کم باشد که خب هست! قرار هم نیست جمعیت لیبرلند خیلی زیاد شود. چون جا ندارند!

از دیگر نکاتی که مطرح شده و بسیار جنجالی بوده است یکی آن است که مالیات به کلی حذف خواهد شد و مردم در این کشور بدون پرداخت مالیات زندگی خواهند کرد. چه طور چنین چیزی ممکن است؟ ممکن است ولی ممکن کردنش آسان نیست. اگر جزئیات تئوری‌های اقتصادی لیبرلند برایتان جالب است به وب‌سایت آن مراجعه کنید.

در نهایت اصل دیگری که در پیش‌نویس قانون اساسی(!) آمده است احترام به عقاید و مالکیت خصوصی و زندگی آرام مردم در کنار یکدیگر است. حقوق شهروندی بسیار محترم‌تر از هر جای دیگری خواهند بود و هیچ‌کس حق تعرض به آن‌ها را به هیچ بهانه‌ای نخواهد داشت.

این کشور جدید پلیس خواهد داشت اما از آن‌جا که بسیار صلح‌طلب است، ارتش هرگز!


قانون اساسی، سرود ملی و زبان‌های رسمی

حال که صحبت از قانون اساسی شد جالب است بدانید که یک تیم حقوق‌دان پیش‌نویسی برای قانون اساسی لیبرلند طراحی کرده‌اند که در وب‌سایت آن هم موجود است و بسیار نکات هم دارد این قانون! خواندن این قانون اساسی را به همه توصیه می‌کنم. علاوه بر این لیبرلند سرود ملی، پرچم و نشان رسمی هم دارد. زبان‌های رسمی کشور هم انگلیسی و چک هستند که البته به نظر من هیچ بعید نیست که اسپرانتو نیز به آن‌ها افزوده شود.


واحد پولی

لیبرتاریانیست‌ها ترجیح می‌دهند دولت کوچک باشد و تا جای ممکن کنترلش روی همه‌چیز کم باشد و شهروندان آزاد آزاد باشند. به همین دلیل اکثر معتقدین به لیبرتاریانیسم ترجیح می‌دهند بانک ملی و واحد ملی پولی وجود نداشته باشد! در این شرایط شهروندان آزادند که از هر واحد پولی (به خصوص واحدهایی مثل bitcoin!) استفاده کنند و حتا امکان مبادله‌ی پایاپای یا استفاده از فلزات گرانبها به عنوان پول هم وجود دارد. 


مرزها

لیبرلند مرزهایش را به شکلی تعیین کرده که اولن هیچ مناقشه‌ی مرزی نه با صربستان و نه با کرواسی نداشته باشد و ثانین نقشه‌اش به شکل قلب در آید! البته لیبرلند کل زمین آن‌ اطراف را گرفته و متأسفانه دیگر جایی برای کشور جدیدی در همسایگی لیبرلند وجود ندارد. اگر چنین رؤیایی را در سر می‌پرورید، بد نیست بدانید که یک منطقه‌ی خشک بین سودان و مصر هم هست که مدعی ندارد و کسی هم حوصله‌اش را ندارد که برود ادعای آن‌جا را بکند. بگذریم.


شهروندگیری

وب‌سایت رسمی لیبرلند فرمی دارد که با استفاده از آن هر کسی می‌تواند درخواست شهروندی بدهد. این درخواست‌ها بررسی شده و در نهایت شهروندی توسط رییس جمهور اعطا خواهد شد! تا کنون بیش از سیصد هزار نفر درخواست شهروندی داده‌اند.


واکنش‌ها

تعداد زیاد درخواست‌های شهروندی نشان می‌دهد که موضوع آن‌قدرها هم الکی نیست. واقعن عده‌ای هستند که به این که کشور جدیدی بسازند علاقه‌مندند. از حق نگذریم ایده‌ی جالبی هم هست. در قرن بیست و یکم و در وسط اروپا به آدم حس کریستف کلمب را می‌دهد، زمانی که پرچمش را در سرزمین‌های دورافتاده بر زمین می‌کوفت و آن سرزمین‌ها را صاحب می‌شد. چرا که نه؟

عده‌ای هم همین الآن وارد آن‌جا شده‌اند و سعی می‌کنند خانه‌سازی و اسکان را شروع کنند. این‌ها پیشروان لیبرلند هستند. تا کنون یک چادر در لیبرلند برپا شده و یک کلبه هم برای پارلمان لیبرلند ساخته‌اند. آخر هفته‌ها عده‌ی زیادی از صربستان به لیبرلند می‌روند و جشن می‌گیرند. بساط جت‌اسکی و این چیزها که با آن روی آب پرواز می‌کنند و من اسمش را نمی‌دانم هم مهیاست و منطقه حسابی توریستی شده است.

اولین واکنش‌های رسانه‌ها با تمسخر زیادی همراه بود و هیچ‌کس این جمهوری آزاد تازه را جدی نگرفت. عده‌ای گفتند که نبود مالیات باعث کشیده‌شدن افراد می‌شود و تنها چیزهایی که در هفت کیلومتر مربع بدون مالیات می‌توان ساخت بانک و کازینو است. عده‌ای این موضوع را مطرح کردند که ویت می‌خواهد برای خودش نان و آبی دست و پا کند و این را از آن‌جا نتیجه گرفتند که لیبرلند از همین حالا از طریق صفحه‌ی فیس‌بوک و وب‌سایتش از مردم درخواست حمایت مالی می‌کند و البته به یک منطقه‌ی توریستی کوچک با درآمد نسبتن خوب هم تبدیل شده و رییس‌جمهور هم با بخشی از این درآمدها دارد دور دنیا را می‌گردد تا با سران کشورهای مختلف صحبت کند بلکه لیبرلند را به رسمیت بشناسند.

عده‌ی دیگری گفتند که ممکن نیست کشوری با لیبرلند همراهی کند، چون همراهی با یک کشور کوچک که هنوز جمعیتی هم ندارد و صنعتی هم ندارد و فقط یک تکه زمین کنار یک رود است با یک پرچم و یک صفحه‌ی فیس‌بوک و یک وب‌سایت برای یک کشور واقعی چندان منطقی نیست.

بعضی هم پا را فراتر گذاشته و آزاد بودن لیبرلند را زیر سؤال بردند و حتا آن را یک دیکتاتوری خودساخته خواندند. آن‌ها می‌پرسند چرا باید رییس‌جمهور تصمیم بگیرد که چه کسانی می‌توانند شهروند لیبرلند شوند. آیا این خود یک نوع خودکامگی نیست؟

اما به رغم همه‌ی این اظهارنظرها به نظر می‌رسد لیبرلند جدی‌تر از این‌ حرف‌هاست. عده‌ی زیادی برای شهروندی این کشور ثبت‌نام کرده‌اند و ساخت و ساز در این منطقه هم آغاز شده است. لیبرلند اولین شرکتش را هم ثبت کرده (اگر می‌خواهید بدانید کجا ثبت شده، جوابش ساده است! طرف رفته و به رییس‌جمهور مراجعه کرده و گفته می‌خواهم شرکت ثبت کنم. رییس‌جمهور هم یک دفتر برداشته و شرکته را ثبت کرده است!) و فعالیت‌های اقتصادی هم کم کم در حال رونق گرفتن هستند و تا همین‌جای کار هم درآمد سرانه‌ی لیبرلند از بسیاری از کشورهای جهان صدها برابر بیش‌تر است. بعضی دیگر از دلایلی که باعث می‌شوند لیبرلند جدی باشد در پاراگراف‌های بعدی این نوشته می‌آیند.


از نظر قانونی

واقعیت امر این است که از نظر قانونی این زمین لیبرلند است و متعلق به جمهوری آزاد لیبرلند که آن را برای خودش ادعا کرده. این از آن جهت است که هیچ مدعی دیگری وجود ندارد. این زمین یک No man's land یا terra nullius یا به زبان خودمان سرزمین بی‌صاحب بوده است و حالا یکی صاحبش شده است. هیچ‌کس نمی‌تواند از نظر قانونی با این موضوع مخالفتی کند. هیچ‌کدام از دو کشور کرواسی و صربستان ادعایی بر این سرزمین ندارند و این که کرواسی آن را بخشی از صربستان می‌داند و صربستان هم آن را بخشی از کرواسی، به هیچ‌وجه ارزش قانونی ندارد. چون نمی‌شود برای کس دیگری ادعا کرد!


وضعیت فعلی به رسمیت شناخته‌شدن

هیچ یک از اعضای سازمان ملل متحد تا این لحظه لیبرلند را به رسمیت نشناخته‌اند اما احزاب بسیاری در ده‌ها کشور اروپایی از این کشور نوظهور استقبال کرده‌اند و چندین کشور اروپایی از جمله فرانسه، دانمارک، اتریش و خود صربستان و کرواسی به لیبرلند اجازه‌ی تأسیس سفارت در خاک خود را داده‌اند که به نوعی یک حالت ضعیف از به رسمیت شناختن به حساب می‌آید.

دولت‌های صربستان و کرواسی تا این لحظه واکنش زیادی به لیبرلند نشان نداده‌اند. کرواسی مرزهایش با لیبرلند را مسدود کرده است. این مرزها البته از نظر کرواسی مرز خارجی منطقه‌ی شینگن و در اصل مرز بین کرواسی و صربستان به حساب می‌آیند اما پیش از این باز بودند. دولت صربستان در یک بیانیه لیبرلند را «لطیفه‌ای بامزه» خطاب کرده و البته تأکید کرده که چون این اتفاق در خاک صربستان نیست و در سرزمین کرواسی است، هیچ ربطی به صربستان ندارد.


رفت و آمد

سیاست لیبرلند بر بازبودن مرزهایش است چرا که نیروی پلیسی ندارد که بخواهد از مرزهایش دفاع کند اما در حال حاضر مرز کرواسی و لیبرلند توسط پلیس کرواسی بسته شده و هرگونه تلاشی برای ورود به لیبرلند از طریق خاک کرواسی، طبق قوانین اروپایی، تلاش برای خروج غیرقانونی از منطقه‌ی شینگن تلقی شده و مورد مجازات قرار می‌گیرد. لیبرلند با صربستان مرز خاکی ندارد و رود دانوب این دو را از هم جدا کرده است. ظاهرن امکان دسترسی به لیبرلند از طریق قایق از صربستان وجود دارد اما گاهی پلیس صربستان سخت‌گیری‌هایی در این خصوص به خرج می‌دهد. راحت‌ترین راه دسترسی به لیبرلند از جمهوری چک است چرا که رود دانوب یک راه‌آبه‌ی بین‌المللی است و می‌توان از جمهوری چک و از طریق قایق یا پرواز بر فراز دانوب با هواپیماهای سبک به لیبرلند رسید.


همه حمایت می‌کنند!

نکته‌ی بامزه در خصوص وضعیت فعلی لیبرلند این است که همه خواسته یا ناخواسته در حال حمایت از آن هستند! البته این ادعاییست که آقای رییس‌جمهور می‌کند. او می‌گوید هر کس که هیچ کاری در این خصوص نکند در حال حمایت از لیبرلند است چرا که در حقیقت آن‌ها را آزاد گذاشته که کشورشان را تشکیل دهند. هر کس که به آن‌ها بپیوندد هم که بدیهتن در حال حمایت از آن‌هاست. اما هر کس که با آن‌ها برخورد کند هم ناخواسته آن‌ها را قوی‌تر کرده و از آن‌ها حمایت کرده است. چرا که هر برخوردی باعث مطرح‌شدن نام لیبرلند و بیش‌تر شدن حامیان و خواستاران شهروندی می‌شود. ویت در این خصوص خوش‌بینی خاصی دارد. او رفتار پلیس کرواسی در بستن مرزهای لیبرلند را یک حرکت دوستانه تلقی می‌کند و از آن این‌طور برداشت می‌کند که اولن کرواسی با این کار در حال اعلام این موضوع است که این خاک متعلق به آن‌ها نیست و ثانین این لطف را در حق لیبرلند می‌کند که از مرزهایشان مجانی مواظبت می‌کند! لیبرلند به این دلیل از کرواسی متشکر است. لیبرلند از بیانیه‌ی دولت صربستان که در آن بر عدم دخالت صربستان در لیبرلند تأکید شده است هم سپاس‌گزار است و این‌ها را مقدمه‌ای برای به رسمیت شناخته‌شدن خود می‌داند.


پایان

این که سرنوشت لیبرلند چه خواهد بود در هاله‌ای از ابهام است. عده‌ای معتقدند که این کشور با حمله‌ی صربستان یا کرواسی منقرض خواهد شد. عده‌ای می‌گویند که رییس‌جمهور خودخوانده شارلاتانی بیش نیست و وقتی خوب پولی به جیب بزند لیبرلند را به امان خدا ول می‌کند و پرچمش را در دانوب می‌اندازد و به چک برمی‌گردد. از سوی دیگر عده‌ی زیادی هم هستند که ویت را یک انسان متفکر با عقاید انقلابی و عالی می‌دانند و معتقدند که کشوری هم‌چون موناکو یا جبل‌الطارق یا آندورا در حال شکل‌گیری است. کشوری بر اساس ایده‌آل‌هایی چون دموکراسی مستقیم، آزادی و مهرورزی.




نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۹۵/۰۴/۲۳
    OS
  • ۹۵/۰۳/۲۴
    KDE

معرفی

جمهوری قره‌باغ، جمهوری چین تایپه (تایوان)، سومالیلند، آبخازیا، جمهوری ترک شمال قبرس، اوستیای جنوبی، جمهوری دموکراتیک عرب صحراوی. این‌ها نام‌هایی هستند که کمابیش برایمان آشنایند. همه‌ی این مناطق دولت خود را دارند و خود را کشوری مستقل می‌دانند اما هر کدام مورد ادعای یک کشور دیگر هم هستند و معمولن به رسمیت شناخته نمی‌شوند. اما در لیست کشورهایی که هنوز به رسمیت شناخته نمی‌شوند نام جدیدی هم به چشم می‌خورد: «جمهوری آزاد لیبرلند». لیبرلند با همه‌ی این کشورها فرق دارد. فرقش چیست؟ فرقش این است که هیچ کشور دیگری ادعایی بر آن ندارد! چه‌طور چنین چیزی ممکن است؟ این متن را می‌نویسم تا به این سؤال و سؤال‌های مشابه پاسخ دهم.


مکان و نحوه‌ی شکل‌گیری

منطقه‌ی بالکان در طول تاریخ همیشه صحنه‌ی جنگ و جدل بوده است. صرب‌ها با بوسنیایی‌ها، مسلمانان با مسیحی‌ها، این با آن، ترک، یونانی، مقدونی، کروات، آلبانیایی و بلغار بسیار با هم جنگیده‌اند. هر از چندگاهی از دل این جنگ‌ها کشورهای جدیدی هم سر بر آورده‌اند. از فروپاشی یوگسلاوی سابق گرفته تا جدایی صربستان و مونته‌نگرو تا اعلام استقلال به رسمیت شناخته‌نشده‌ی کوزوو.

در نتیجه‌ی این جنگ‌ها اختلافات مرزی هم در این منطقه فراوان است، از جمله اختلاف مرزی بین صربستان و کرواسی. گویا موضوع از این قرار است که این دو کشور رود بزرگ دانوب را مرز خود قرار داده بودند و در این مورد هیچ مشکلی هم با هم نداشته‌اند اما از قضای روزگار مسیر رود دانوب در طی سال‌ها تغییر کرده است و حالا یک طرف مسیر قبلی رود را به رسمیت می‌شناسد و دیگری مسیر جدید را.

خب که چه؟ داستان درست در این‌جا جالب می‌شود. یک تکه زمین آن وسط هست که درست در غرب دانوب قرار گرفته و هیچ‌کدام از دو کشور ادعایی بر آن ندارند. این قطعه زمین که به شکل قلب هم هست (البته با تقریبی بسیار نادقیق و درست همان‌طور که ایران شکل گربه خوانده می‌شود!) تقریبن هفت کیلومتر مربع وسعت دارد و بسیار سبز و حاصل‌خیز است و کل کرانه‌ی شرقی آن مجاور دانوب است.

حال وقتی یک تکه زمین بی‌صاحب باشد چه اتفاقی می‌افتد؟ طبعن کسی پیدا می‌شود که صاحبش شود و در این مورد خاص این شخص نه از صربستان بوده و نه از کرواسی. یک بابایی از کمی‌ آن‌طرف‌تر، از جمهوری چک، پیدا شده و یک پرچم ساخته و به این سرزمین سفر کرده و پرچمش را برافراشته. به این شکل ویت یدلیچکا، رسمن کشور لیبرلند را پایه‌گذاری کرده است و مصمم است هم در این سرزمین سکونت کند و هم دیگران را وا دارد تا این کشور نوظهور را به رسمیت بشناسند.


زمان شکل‌گیری و نام

یدلیچکا پرچمش را در روز ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ (۱۳ آوریل ۲۰۱۵) در این تکه زمین فرو کرد و خود را به عنوان اولین شهروند جمهوری آزاد لیبرلند و رییس‌جمهور موقت آن معرفی کرد. نام کشور لیبرلند است که بسته به این که آن را در کدام‌یک از زبان‌های اروپایی تعبیر کنیم و چه‌طور بنویسیم معانی مختلفی خواهد داشت. شکل معمول انگلیسی آن Liberland است که با این نحوه‌ی نوشتار که از زبان چک الهام گرفته شده خیلی در انگلیسی خوش‌معنی نیست اما اگر e و r آن را جا به جا کنیم به Libreland می‌رسیم که ترکیبی از Libre فرانسوی، به معنای آزاد، و Land ژرمنی، به معنای سرزمین، و در کل به معنای سرزمین آزاد است. اگر بخواهیم همه‌چیز را ژرمنیک و آلمانی ترجمه کنیم اما Liber بسیار شبیه به کلمه‌ی آلمانی Lieber است که معنای عزیز و دوست‌داشتنی می‌دهد. بنابراین می‌توان آن را سرزمین عزیز نیز معنا کرد. بعضی هم فقط Liebeی آلمانی، به معنای عشق، را می‌گیرند و آن را سرزمین مهرورزی معنا می‌کنند. به هر رو نام این کشور جدید رسمن Liberland است.


اصول کلی

لیبرلند بر اساس اصول لیبرتاریانیسم شکل گرفته است! از اسمش هم معلوم است دیگر. لیبرتاریانیسم که گرچه شبیه لیبرالیسم نوشته می‌شود با آن تفاوت‌های زیادی دارد، در ساده‌ترین شکل آن به معنای باور به آزادی‌های شخصی مردم و کم‌کردن قدرت دولت، به خصوص در زمینه‌ی دخل و تصرف در زندگی مردم، است. البته قضیه خیلی فراتر از این حرف‌هاست  ولی این‌جا مجالی برای بازکردنش نیست و اگر می‌خواهید بیش‌تر بدانید همیشه گوگل هست که در آن سرچ کنید!

در لیبرلند دموکراسی مستقیم حاکم خواهد بود، یعنی هر قانونی که مجلس تصویب کند باید به رفراندوم عمومی گذاشته شده و مردم به آن رأی دهند تا قانون شود. همه‌چیز هم با رأی‌گیری پیش می‌رود. به طوری که پیش‌بینی می‌شود که اگر چنین کشوری درست و حسابی شکل بگیرد دست‌کم روزی یک رأی‌گیری را قطعن خواهد داشت. البته چنین کاری فقط زمانی ممکن است که جمعیت کم باشد که خب هست! قرار هم نیست جمعیت لیبرلند خیلی زیاد شود. چون جا ندارند!

از دیگر نکاتی که مطرح شده و بسیار جنجالی بوده است یکی آن است که مالیات به کلی حذف خواهد شد و مردم در این کشور بدون پرداخت مالیات زندگی خواهند کرد. چه طور چنین چیزی ممکن است؟ ممکن است ولی ممکن کردنش آسان نیست. اگر جزئیات تئوری‌های اقتصادی لیبرلند برایتان جالب است به وب‌سایت آن مراجعه کنید.

در نهایت اصل دیگری که در پیش‌نویس قانون اساسی(!) آمده است احترام به عقاید و مالکیت خصوصی و زندگی آرام مردم در کنار یکدیگر است. حقوق شهروندی بسیار محترم‌تر از هر جای دیگری خواهند بود و هیچ‌کس حق تعرض به آن‌ها را به هیچ بهانه‌ای نخواهد داشت.

این کشور جدید پلیس خواهد داشت اما از آن‌جا که بسیار صلح‌طلب است، ارتش هرگز!


قانون اساسی، سرود ملی و زبان‌های رسمی

حال که صحبت از قانون اساسی شد جالب است بدانید که یک تیم حقوق‌دان پیش‌نویسی برای قانون اساسی لیبرلند طراحی کرده‌اند که در وب‌سایت آن هم موجود است و بسیار نکات هم دارد این قانون! خواندن این قانون اساسی را به همه توصیه می‌کنم. علاوه بر این لیبرلند سرود ملی، پرچم و نشان رسمی هم دارد. زبان‌های رسمی کشور هم انگلیسی و چک هستند که البته به نظر من هیچ بعید نیست که اسپرانتو نیز به آن‌ها افزوده شود.


واحد پولی

لیبرتاریانیست‌ها ترجیح می‌دهند دولت کوچک باشد و تا جای ممکن کنترلش روی همه‌چیز کم باشد و شهروندان آزاد آزاد باشند. به همین دلیل اکثر معتقدین به لیبرتاریانیسم ترجیح می‌دهند بانک ملی و واحد ملی پولی وجود نداشته باشد! در این شرایط شهروندان آزادند که از هر واحد پولی (به خصوص واحدهایی مثل bitcoin!) استفاده کنند و حتا امکان مبادله‌ی پایاپای یا استفاده از فلزات گرانبها به عنوان پول هم وجود دارد. 


مرزها

لیبرلند مرزهایش را به شکلی تعیین کرده که اولن هیچ مناقشه‌ی مرزی نه با صربستان و نه با کرواسی نداشته باشد و ثانین نقشه‌اش به شکل قلب در آید! البته لیبرلند کل زمین آن‌ اطراف را گرفته و متأسفانه دیگر جایی برای کشور جدیدی در همسایگی لیبرلند وجود ندارد. اگر چنین رؤیایی را در سر می‌پرورید، بد نیست بدانید که یک منطقه‌ی خشک بین سودان و مصر هم هست که مدعی ندارد و کسی هم حوصله‌اش را ندارد که برود ادعای آن‌جا را بکند. بگذریم.


شهروندگیری

وب‌سایت رسمی لیبرلند فرمی دارد که با استفاده از آن هر کسی می‌تواند درخواست شهروندی بدهد. این درخواست‌ها بررسی شده و در نهایت شهروندی توسط رییس جمهور اعطا خواهد شد! تا کنون بیش از سیصد هزار نفر درخواست شهروندی داده‌اند.


واکنش‌ها

تعداد زیاد درخواست‌های شهروندی نشان می‌دهد که موضوع آن‌قدرها هم الکی نیست. واقعن عده‌ای هستند که به این که کشور جدیدی بسازند علاقه‌مندند. از حق نگذریم ایده‌ی جالبی هم هست. در قرن بیست و یکم و در وسط اروپا به آدم حس کریستف کلمب را می‌دهد، زمانی که پرچمش را در سرزمین‌های دورافتاده بر زمین می‌کوفت و آن سرزمین‌ها را صاحب می‌شد. چرا که نه؟

عده‌ای هم همین الآن وارد آن‌جا شده‌اند و سعی می‌کنند خانه‌سازی و اسکان را شروع کنند. این‌ها پیشروان لیبرلند هستند. تا کنون یک چادر در لیبرلند برپا شده و یک کلبه هم برای پارلمان لیبرلند ساخته‌اند. آخر هفته‌ها عده‌ی زیادی از صربستان به لیبرلند می‌روند و جشن می‌گیرند. بساط جت‌اسکی و این چیزها که با آن روی آب پرواز می‌کنند و من اسمش را نمی‌دانم هم مهیاست و منطقه حسابی توریستی شده است.

اولین واکنش‌های رسانه‌ها با تمسخر زیادی همراه بود و هیچ‌کس این جمهوری آزاد تازه را جدی نگرفت. عده‌ای گفتند که نبود مالیات باعث کشیده‌شدن افراد می‌شود و تنها چیزهایی که در هفت کیلومتر مربع بدون مالیات می‌توان ساخت بانک و کازینو است. عده‌ای این موضوع را مطرح کردند که ویت می‌خواهد برای خودش نان و آبی دست و پا کند و این را از آن‌جا نتیجه گرفتند که لیبرلند از همین حالا از طریق صفحه‌ی فیس‌بوک و وب‌سایتش از مردم درخواست حمایت مالی می‌کند و البته به یک منطقه‌ی توریستی کوچک با درآمد نسبتن خوب هم تبدیل شده و رییس‌جمهور هم با بخشی از این درآمدها دارد دور دنیا را می‌گردد تا با سران کشورهای مختلف صحبت کند بلکه لیبرلند را به رسمیت بشناسند.

عده‌ی دیگری گفتند که ممکن نیست کشوری با لیبرلند همراهی کند، چون همراهی با یک کشور کوچک که هنوز جمعیتی هم ندارد و صنعتی هم ندارد و فقط یک تکه زمین کنار یک رود است با یک پرچم و یک صفحه‌ی فیس‌بوک و یک وب‌سایت برای یک کشور واقعی چندان منطقی نیست.

بعضی هم پا را فراتر گذاشته و آزاد بودن لیبرلند را زیر سؤال بردند و حتا آن را یک دیکتاتوری خودساخته خواندند. آن‌ها می‌پرسند چرا باید رییس‌جمهور تصمیم بگیرد که چه کسانی می‌توانند شهروند لیبرلند شوند. آیا این خود یک نوع خودکامگی نیست؟

اما به رغم همه‌ی این اظهارنظرها به نظر می‌رسد لیبرلند جدی‌تر از این‌ حرف‌هاست. عده‌ی زیادی برای شهروندی این کشور ثبت‌نام کرده‌اند و ساخت و ساز در این منطقه هم آغاز شده است. لیبرلند اولین شرکتش را هم ثبت کرده (اگر می‌خواهید بدانید کجا ثبت شده، جوابش ساده است! طرف رفته و به رییس‌جمهور مراجعه کرده و گفته می‌خواهم شرکت ثبت کنم. رییس‌جمهور هم یک دفتر برداشته و شرکته را ثبت کرده است!) و فعالیت‌های اقتصادی هم کم کم در حال رونق گرفتن هستند و تا همین‌جای کار هم درآمد سرانه‌ی لیبرلند از بسیاری از کشورهای جهان صدها برابر بیش‌تر است. بعضی دیگر از دلایلی که باعث می‌شوند لیبرلند جدی باشد در پاراگراف‌های بعدی این نوشته می‌آیند.


از نظر قانونی

واقعیت امر این است که از نظر قانونی این زمین لیبرلند است و متعلق به جمهوری آزاد لیبرلند که آن را برای خودش ادعا کرده. این از آن جهت است که هیچ مدعی دیگری وجود ندارد. این زمین یک No man's land یا terra nullius یا به زبان خودمان سرزمین بی‌صاحب بوده است و حالا یکی صاحبش شده است. هیچ‌کس نمی‌تواند از نظر قانونی با این موضوع مخالفتی کند. هیچ‌کدام از دو کشور کرواسی و صربستان ادعایی بر این سرزمین ندارند و این که کرواسی آن را بخشی از صربستان می‌داند و صربستان هم آن را بخشی از کرواسی، به هیچ‌وجه ارزش قانونی ندارد. چون نمی‌شود برای کس دیگری ادعا کرد!


وضعیت فعلی به رسمیت شناخته‌شدن

هیچ یک از اعضای سازمان ملل متحد تا این لحظه لیبرلند را به رسمیت نشناخته‌اند اما احزاب بسیاری در ده‌ها کشور اروپایی از این کشور نوظهور استقبال کرده‌اند و چندین کشور اروپایی از جمله فرانسه، دانمارک، اتریش و خود صربستان و کرواسی به لیبرلند اجازه‌ی تأسیس سفارت در خاک خود را داده‌اند که به نوعی یک حالت ضعیف از به رسمیت شناختن به حساب می‌آید.

دولت‌های صربستان و کرواسی تا این لحظه واکنش زیادی به لیبرلند نشان نداده‌اند. کرواسی مرزهایش با لیبرلند را مسدود کرده است. این مرزها البته از نظر کرواسی مرز خارجی منطقه‌ی شینگن و در اصل مرز بین کرواسی و صربستان به حساب می‌آیند اما پیش از این باز بودند. دولت صربستان در یک بیانیه لیبرلند را «لطیفه‌ای بامزه» خطاب کرده و البته تأکید کرده که چون این اتفاق در خاک صربستان نیست و در سرزمین کرواسی است، هیچ ربطی به صربستان ندارد.


رفت و آمد

سیاست لیبرلند بر بازبودن مرزهایش است چرا که نیروی پلیسی ندارد که بخواهد از مرزهایش دفاع کند اما در حال حاضر مرز کرواسی و لیبرلند توسط پلیس کرواسی بسته شده و هرگونه تلاشی برای ورود به لیبرلند از طریق خاک کرواسی، طبق قوانین اروپایی، تلاش برای خروج غیرقانونی از منطقه‌ی شینگن تلقی شده و مورد مجازات قرار می‌گیرد. لیبرلند با صربستان مرز خاکی ندارد و رود دانوب این دو را از هم جدا کرده است. ظاهرن امکان دسترسی به لیبرلند از طریق قایق از صربستان وجود دارد اما گاهی پلیس صربستان سخت‌گیری‌هایی در این خصوص به خرج می‌دهد. راحت‌ترین راه دسترسی به لیبرلند از جمهوری چک است چرا که رود دانوب یک راه‌آبه‌ی بین‌المللی است و می‌توان از جمهوری چک و از طریق قایق یا پرواز بر فراز دانوب با هواپیماهای سبک به لیبرلند رسید.


همه حمایت می‌کنند!

نکته‌ی بامزه در خصوص وضعیت فعلی لیبرلند این است که همه خواسته یا ناخواسته در حال حمایت از آن هستند! البته این ادعاییست که آقای رییس‌جمهور می‌کند. او می‌گوید هر کس که هیچ کاری در این خصوص نکند در حال حمایت از لیبرلند است چرا که در حقیقت آن‌ها را آزاد گذاشته که کشورشان را تشکیل دهند. هر کس که به آن‌ها بپیوندد هم که بدیهتن در حال حمایت از آن‌هاست. اما هر کس که با آن‌ها برخورد کند هم ناخواسته آن‌ها را قوی‌تر کرده و از آن‌ها حمایت کرده است. چرا که هر برخوردی باعث مطرح‌شدن نام لیبرلند و بیش‌تر شدن حامیان و خواستاران شهروندی می‌شود. ویت در این خصوص خوش‌بینی خاصی دارد. او رفتار پلیس کرواسی در بستن مرزهای لیبرلند را یک حرکت دوستانه تلقی می‌کند و از آن این‌طور برداشت می‌کند که اولن کرواسی با این کار در حال اعلام این موضوع است که این خاک متعلق به آن‌ها نیست و ثانین این لطف را در حق لیبرلند می‌کند که از مرزهایشان مجانی مواظبت می‌کند! لیبرلند به این دلیل از کرواسی متشکر است. لیبرلند از بیانیه‌ی دولت صربستان که در آن بر عدم دخالت صربستان در لیبرلند تأکید شده است هم سپاس‌گزار است و این‌ها را مقدمه‌ای برای به رسمیت شناخته‌شدن خود می‌داند.


پایان

این که سرنوشت لیبرلند چه خواهد بود در هاله‌ای از ابهام است. عده‌ای معتقدند که این کشور با حمله‌ی صربستان یا کرواسی منقرض خواهد شد. عده‌ای می‌گویند که رییس‌جمهور خودخوانده شارلاتانی بیش نیست و وقتی خوب پولی به جیب بزند لیبرلند را به امان خدا ول می‌کند و پرچمش را در دانوب می‌اندازد و به چک برمی‌گردد. از سوی دیگر عده‌ی زیادی هم هستند که ویت را یک انسان متفکر با عقاید انقلابی و عالی می‌دانند و معتقدند که کشوری هم‌چون موناکو یا جبل‌الطارق یا آندورا در حال شکل‌گیری است. کشوری بر اساس ایده‌آل‌هایی چون دموکراسی مستقیم، آزادی و مهرورزی.


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۰۱
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۶)

۰۱ تیر ۹۴ ، ۲۳:۱۴ بنیامین دلشاد
راستش اولش که خوندم تغییر مسیر حرکت رود دانوب رو فکر کردم الان منطقه ای وجود داره که دو تا کشور فکر می کنن مال خودشونه چون احتمالن جای آباد و حاصلخیزی هم هست ... برام عجیب بود که جوری ادعا داشته باشن که تهش به منطقه ای ختم شه که هیچ ادعایی روش نیست! :)
پاسخ:
آره خب
یه منطقه خیلی بزرگتر هم هست که جفتشون روش ادعا دارن ولی موضوع این یکی جالبتره.
:))))))) 
یاد اون قسمت فملی گای افتادم که پیتر کشور جدید زده بود :).
از اوضاع نتش نگفتی ؟ خوبه ؟
بریم یه سر :) 
پاسخ:
والا از هلند که شما هستی بهتر نیست که :)

۰۷ تیر ۹۴ ، ۲۲:۳۱ amirreza poorakhavan
ما که سرمون نمیشه اینا رو.ولی جالب به نظر می رسه
پاسخ:
!
آقا این پست مربوط به Seemous 2015  رو کی میخوای بذاری؟
خاطرات من دیگه داره کم کم از یادم میره!
مخصوصا که نمیتونم بیام IMC 2015!!!
پاسخ:
سلام
والا خیلی دوست دارم بذارم ولی وقت اجازه نمی‌ده
برا خودمم داره کم‌رنگ می‌شه متأسفانه :)

سلام بهتره شوخی نگیرید چون من هم بزودی میرم اولش میرم چک بعدش با یه قایق میرم به کشور خودم
پاسخ:
سلام

اگر این را جدی می‌گویید خیلی خوش‌حال می‌شوم که بتوانم به تجربیاتتان در این سفر دسترسی داشته باشم. لطفن آن‌ها را بنویسید.

متشکرم.
   با سلام
نت اونجا چطوره ؟ اصلا نت داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الان تو اون کشور چی هست ؟ منظورم اینه که یعنی رستورانی فست فود یا کافی شاپی چیزی هست؟
بازار داره یا باید بریم از یه کشور دیگه خرید کنیم کار اونجا چطوره ؟؟؟؟؟
الان رییس جمهوری رهبری چیزی داره ؟


پاسخ:
سلام
بقیه چیزهاشو نمی‌دونم ولی رییس‌جمهور داره. :-)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی