امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
سه شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۳۳ ق.ظ

ساکت نباشیم

من هیچ‌وقت دزدی نکرده‌ام. هیچ‌وقت هم نمی‌کنم. اما وقتی می‌توانم بلیت اتوبوس را ندهم و سوار شوم یک لحظه به ذهنم می‌آید که می‌شود بلیت را نداد. وقتی در بانک یک نفر پول زیادی را در دسترسم قرار می‌دهد، یک لحظه به ذهنم می‌آید که طرف حواسش نیست. طبیعی است که خیلی زود و بدون هیچ فکری و به صورت کاملن ناخودآگاه تصمیم می‌گیرم که دزدی نکنم. هیچ شکی هم در این ندارم. اما متوجه این می‌شوم که امکان این کار برایم هست و انجام ندادنش را انتخاب می‌کنم. اما بعضی کارهای زشت هست که آن‌قدر از شخصیت و منش انسانی دور است که حتا یک لحظه هم به ذهن آدم نمی‌آید. یکی از این کارها «آزار لفظی» است. هیچ‌وقت به یاد ندارم که وقتی کسی که هیچ نمی‌شناسمش از کنارم گذشته باشد و در ذهنم آمده باشد که به بیان کوچه‌بازاری «بهش تیکه بیندازم». این از آن دسته کارهای ناهنجار است که حتا یک لحظه هم به فکرم خطور نمی‌کند. آن‌قدر این رفتار بربری و غیرانسانی است که می‌توانم از نظر دور از ذهن بودن آن را با قتل مقایسه کنم.


حال عجیب آن است که رفتاری که برای کسی چون من غیر قابل تصور است تا این حد شایع شده است. کار به جایی رسیده که همین چند روز پیش با یکی از هم‌کلاسی‌های خودم به خاطر چنین رفتاری درگیر شدم. دل‌به‌هم‌زن‌تر از همه این است که یک مرد به خودش اجازه دهد که با سوء استفاده از شرایط جامعه و موقعیت نابرابر زنان و مردان، یک زن را قربانی چنین آزاری قرار دهد. این دیگر جدن قابل تحمل نیست.


این پست را نمی‌نویسم که کسانی که چنین کارهایی را در کوچه و خیابان می‌کنند ارشاد کنم. از نظر من آن‌ها انسان نیستند. این پست را می‌نویسم که بگویم از این شرایط خسته شده‌ام. از این که هر روز ببینم که زنان و دختران جامعه‌ام نمی‌توانند با آرامش در شهر و کشوری که متعلق به خودشان است در خیابان راه بروند خسته شده‌ام. این را می‌نویسم تا از ته‌مانده‌ی مردان جامعه‌ام بخواهم که در شرایطی که پلیس توانش یا عزمش را ندارد، از زنان حمایت کنند. جامعه‌ای که پنجاه درصد جمعیتش آرامش نداشته باشند برای بقیه هم زهرمار است. این را می‌نویسم که از هر کس که می‌خواندش بخواهم که ساکت نباشد. باور کنید اگر حرف بزنید خیلی چیزها درست می‌شود. باور کنید کسی از حرف زدن نمرده است. ساکت نباشید. فقط نظاره‌گر نباشید. کمی احساس مسؤولیت کنید.


چه کنیم؟

هیچ‌کس از شما انتظار ندارد که با شخص خاطی برخورد فیزیکی کنید. هیچ‌کس از شما نمی‌خواهد که درگیر شوید و زد و خورد کنید. همه می‌دانند که شما بروسلی نیستید! فقط صدایتان را بلند کنید. سرش داد بزنید. به کسی که در حال آزار لفظی شخص دیگریست با صدای بلند و با خشم اعتراض کنید. 


چرا؟

این مسخره‌ترین سؤال ممکن است. سؤال بهتر این است که «چرا نه؟». اگر از دید دینی به قضیه نگاه کنید نهی از منکر بر همه واجب است. اگر هم نخواهیم دینی بیانش کنیم، کاملن واضح است که اگر هیچ‌کس به چنین رفتارهایی اعتراض نکند این رفتارها روز به روز فراگیرتر می‌شوند. اگر نمی‌خواهید شاهد چنین صحنه‌هایی باشید، اگر مثل من از این صحنه‌ها متنفرید، کمی به حلقتان فشار بیاورید. به همین سادگی.


چه می‌شود؟

فکر می‌کنید اگر به این رفتارها اعتراض کنید، به خصوص اگر با لحن تند اعتراض کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ بعضی‌ها فکر می‌کنند این باعث ایجاد درگیری می‌شود اما درعمل، حداقل با تجربه‌ی اندک من، به محض این که یک نفر لب می‌گشاید و بر سر فرد خاطی فریاد می‌زند افراد دیگری که در آن نزدیکی هستند هم جرأت پیدا می‌کنند و به پشتیبانی از این یک نفر می‌پردازند. همه فقط منتظرند یک نفر اعتراض را شروع کند. چه خوب است که آن یک نفر شما باشید. فرد خاطی هم که معمولن شخصی با شخصیت بسیار ضعیف و اعتماد به نفس بسیار پایین است و نه جرأت ایجاد درگیری را در خود می‌بیند و نه جوابی دارد که به گروهی از مردم که سرزنشش می‌کنند بدهد، خود را جمع و جور کرده و محل را ترک می‌کند. همین اتفاق ساده یک پیروزی اجتماعی است! 


چرا مردان؟

این یکی از بهانه‌های رایج برای شانه‌خالی‌کردن از این کار است. به من که متلک نمی‌گوید! چرا من خودم را قاطی کنم؟ جوابش ساده است. چون من می‌خواهم جامعه‌ی بهتری داشته باشم. چون من می‌خواهم این موضوع را ریشه‌کن کنم. اما این تنها دلیل نیست. در جامعه‌ی ما مردان خواه ناخواه، عادلانه باشد یا نباشد، در موضع قدرتند یا حداقل خود را در موضع قدرت می‌بینند و این در مورد مردان خاطی هم صدق می‌کند. وقتی یک مرد یک زن را مورد آزار لفظی قرار می‌دهد، معمولن آن زن نمی‌تواند از خودش دفاع کند. البته بسیارند زنانی که این توانایی را در خود ایجاد کرده‌اند ولی هنوز در اقلیت هستند. علاوه بر این کسی که قربانی آزار لفظی است معمولن فشار عصبی شدیدی را تجربه می‌کند و نمی‌تواند در لحظه واکنش صحیحی نشان دهد. این باعث می‌شود که فرد خاطی، یا شاید بهتر باشد بگویم مجرم، خود را در جایگاه قدرت ببیند و با سماجت به آزار و اذیت ادامه دهد. در چنین شرایطی یک مرد رهگذر که به او بتوپد کافیست تا این توهم قدرت کاملن در هم شکسته شود و لااقل این رفتار زشت ادامه پیدا نکند. 


یک NGOی یک نفره

بعضی‌ها از ترس بدترین حالت صدایشان را خفه می‌کنند. اگر دیگران حمایت نکنند چه؟ اگر درگیری ایجاد شود چه؟ جواب دومی آسان‌تر است. احتمال این که شما در یک درگیری از این نوع آسیب ببینید بسیار کم‌تر از احتمال آن است که موقع رد شدن از خیابان یک ماشین به شما بزند. پس نگران این بودن احمقانه است. مورد اول اما گاهی پیش می‌آید. گاهی شما در جمعی پر از سیب‌زمینی هستید که حتا وقتی به مجرم می‌توپید هیچ‌ کس دیگری پشتیبانیتان نمی‌کند. در این شرایط به این فکر کنید که اولن حداقل از ادامه‌ی آزار جلوگیری کرده‌اید و ثانین به شخص قربانی نشان داده‌اید که همه‌ی جامعه خطاکار نیستند و هستند کسانی که با چنین رفتارهایی برخورد کنند. همین به تنهایی باعث می‌شود که یک خاطره‌ی تلخ در ذهن قربانی این رفتار زشت، رنگ و بویی متفاوت بگیرد و با خاطره‌ای خوش هم همراه شود. اگر این باعث شود که همین یک نفر خوش‌حال‌تر باشد، به قول گاندی، شما جامعه را اندکی بهتر کرده‌اید و باید به خودتان ببالید. شما یک NGOی یک نفره هستید که مأموریتش مبارزه با ناهنجاری‌های رفع‌شدنی اجتماعی است!


کرم از درخت نیست

این که می‌گویند «کرم از خود درخت است» زشت‌ترین و غیرمنطقی‌ترین نوع بهانه‌ای است که برای عدم دخالت در این شرایط شنیده‌ام. کرم از خود درخت است! اگر خودش با این سر و وضع بیرون نیاید مشکلی برایش پیش نمی‌آید. اگر خودش نخواهد کسی کارش ندارد. واقعن درک نمی‌کنم که کسانی که این چیزها را می‌گویند در سرشان چه می‌گذرد. یعنی واقعن می‌شود باور کرد که یک نفر دوست دارد که اذیت شود؟ بهتر است یاد بگیریم به جای این بهانه‌تراشی‌های واهی به حق هر شخص برای انتخاب نوع پوششش احترام بگذاریم و این را مستمسکی برای شانه خالی کردن از وظایف اجتماعیمان قرار ندهیم.


حق زنان این کشور و مسؤولیت همگانی

حرف آخر این که همه‌ی زنان، درست مثل مردان، حق دارند که بدون نگرانی و بدون جنگ اعصاب و با آرامش و خیال راحت در جامعه حضور داشته باشند. همه‌ی اعضای جامعه هم وظیفه دارند که برای حذف ناهنجاری‌ها از جامعه‌ی خودشان بکوشند. در این مورد خاص، در کشور ما، نقش مردان مؤثرتر خواهد بود. ساکت نباشیم. 



نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۹۵/۰۴/۲۳
    OS
  • ۹۵/۰۳/۲۴
    KDE
۰۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۳۳

ساکت نباشیم

من هیچ‌وقت دزدی نکرده‌ام. هیچ‌وقت هم نمی‌کنم. اما وقتی می‌توانم بلیت اتوبوس را ندهم و سوار شوم یک لحظه به ذهنم می‌آید که می‌شود بلیت را نداد. وقتی در بانک یک نفر پول زیادی را در دسترسم قرار می‌دهد، یک لحظه به ذهنم می‌آید که طرف حواسش نیست. طبیعی است که خیلی زود و بدون هیچ فکری و به صورت کاملن ناخودآگاه تصمیم می‌گیرم که دزدی نکنم. هیچ شکی هم در این ندارم. اما متوجه این می‌شوم که امکان این کار برایم هست و انجام ندادنش را انتخاب می‌کنم. اما بعضی کارهای زشت هست که آن‌قدر از شخصیت و منش انسانی دور است که حتا یک لحظه هم به ذهن آدم نمی‌آید. یکی از این کارها «آزار لفظی» است. هیچ‌وقت به یاد ندارم که وقتی کسی که هیچ نمی‌شناسمش از کنارم گذشته باشد و در ذهنم آمده باشد که به بیان کوچه‌بازاری «بهش تیکه بیندازم». این از آن دسته کارهای ناهنجار است که حتا یک لحظه هم به فکرم خطور نمی‌کند. آن‌قدر این رفتار بربری و غیرانسانی است که می‌توانم از نظر دور از ذهن بودن آن را با قتل مقایسه کنم.


حال عجیب آن است که رفتاری که برای کسی چون من غیر قابل تصور است تا این حد شایع شده است. کار به جایی رسیده که همین چند روز پیش با یکی از هم‌کلاسی‌های خودم به خاطر چنین رفتاری درگیر شدم. دل‌به‌هم‌زن‌تر از همه این است که یک مرد به خودش اجازه دهد که با سوء استفاده از شرایط جامعه و موقعیت نابرابر زنان و مردان، یک زن را قربانی چنین آزاری قرار دهد. این دیگر جدن قابل تحمل نیست.


این پست را نمی‌نویسم که کسانی که چنین کارهایی را در کوچه و خیابان می‌کنند ارشاد کنم. از نظر من آن‌ها انسان نیستند. این پست را می‌نویسم که بگویم از این شرایط خسته شده‌ام. از این که هر روز ببینم که زنان و دختران جامعه‌ام نمی‌توانند با آرامش در شهر و کشوری که متعلق به خودشان است در خیابان راه بروند خسته شده‌ام. این را می‌نویسم تا از ته‌مانده‌ی مردان جامعه‌ام بخواهم که در شرایطی که پلیس توانش یا عزمش را ندارد، از زنان حمایت کنند. جامعه‌ای که پنجاه درصد جمعیتش آرامش نداشته باشند برای بقیه هم زهرمار است. این را می‌نویسم که از هر کس که می‌خواندش بخواهم که ساکت نباشد. باور کنید اگر حرف بزنید خیلی چیزها درست می‌شود. باور کنید کسی از حرف زدن نمرده است. ساکت نباشید. فقط نظاره‌گر نباشید. کمی احساس مسؤولیت کنید.


چه کنیم؟

هیچ‌کس از شما انتظار ندارد که با شخص خاطی برخورد فیزیکی کنید. هیچ‌کس از شما نمی‌خواهد که درگیر شوید و زد و خورد کنید. همه می‌دانند که شما بروسلی نیستید! فقط صدایتان را بلند کنید. سرش داد بزنید. به کسی که در حال آزار لفظی شخص دیگریست با صدای بلند و با خشم اعتراض کنید. 


چرا؟

این مسخره‌ترین سؤال ممکن است. سؤال بهتر این است که «چرا نه؟». اگر از دید دینی به قضیه نگاه کنید نهی از منکر بر همه واجب است. اگر هم نخواهیم دینی بیانش کنیم، کاملن واضح است که اگر هیچ‌کس به چنین رفتارهایی اعتراض نکند این رفتارها روز به روز فراگیرتر می‌شوند. اگر نمی‌خواهید شاهد چنین صحنه‌هایی باشید، اگر مثل من از این صحنه‌ها متنفرید، کمی به حلقتان فشار بیاورید. به همین سادگی.


چه می‌شود؟

فکر می‌کنید اگر به این رفتارها اعتراض کنید، به خصوص اگر با لحن تند اعتراض کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ بعضی‌ها فکر می‌کنند این باعث ایجاد درگیری می‌شود اما درعمل، حداقل با تجربه‌ی اندک من، به محض این که یک نفر لب می‌گشاید و بر سر فرد خاطی فریاد می‌زند افراد دیگری که در آن نزدیکی هستند هم جرأت پیدا می‌کنند و به پشتیبانی از این یک نفر می‌پردازند. همه فقط منتظرند یک نفر اعتراض را شروع کند. چه خوب است که آن یک نفر شما باشید. فرد خاطی هم که معمولن شخصی با شخصیت بسیار ضعیف و اعتماد به نفس بسیار پایین است و نه جرأت ایجاد درگیری را در خود می‌بیند و نه جوابی دارد که به گروهی از مردم که سرزنشش می‌کنند بدهد، خود را جمع و جور کرده و محل را ترک می‌کند. همین اتفاق ساده یک پیروزی اجتماعی است! 


چرا مردان؟

این یکی از بهانه‌های رایج برای شانه‌خالی‌کردن از این کار است. به من که متلک نمی‌گوید! چرا من خودم را قاطی کنم؟ جوابش ساده است. چون من می‌خواهم جامعه‌ی بهتری داشته باشم. چون من می‌خواهم این موضوع را ریشه‌کن کنم. اما این تنها دلیل نیست. در جامعه‌ی ما مردان خواه ناخواه، عادلانه باشد یا نباشد، در موضع قدرتند یا حداقل خود را در موضع قدرت می‌بینند و این در مورد مردان خاطی هم صدق می‌کند. وقتی یک مرد یک زن را مورد آزار لفظی قرار می‌دهد، معمولن آن زن نمی‌تواند از خودش دفاع کند. البته بسیارند زنانی که این توانایی را در خود ایجاد کرده‌اند ولی هنوز در اقلیت هستند. علاوه بر این کسی که قربانی آزار لفظی است معمولن فشار عصبی شدیدی را تجربه می‌کند و نمی‌تواند در لحظه واکنش صحیحی نشان دهد. این باعث می‌شود که فرد خاطی، یا شاید بهتر باشد بگویم مجرم، خود را در جایگاه قدرت ببیند و با سماجت به آزار و اذیت ادامه دهد. در چنین شرایطی یک مرد رهگذر که به او بتوپد کافیست تا این توهم قدرت کاملن در هم شکسته شود و لااقل این رفتار زشت ادامه پیدا نکند. 


یک NGOی یک نفره

بعضی‌ها از ترس بدترین حالت صدایشان را خفه می‌کنند. اگر دیگران حمایت نکنند چه؟ اگر درگیری ایجاد شود چه؟ جواب دومی آسان‌تر است. احتمال این که شما در یک درگیری از این نوع آسیب ببینید بسیار کم‌تر از احتمال آن است که موقع رد شدن از خیابان یک ماشین به شما بزند. پس نگران این بودن احمقانه است. مورد اول اما گاهی پیش می‌آید. گاهی شما در جمعی پر از سیب‌زمینی هستید که حتا وقتی به مجرم می‌توپید هیچ‌ کس دیگری پشتیبانیتان نمی‌کند. در این شرایط به این فکر کنید که اولن حداقل از ادامه‌ی آزار جلوگیری کرده‌اید و ثانین به شخص قربانی نشان داده‌اید که همه‌ی جامعه خطاکار نیستند و هستند کسانی که با چنین رفتارهایی برخورد کنند. همین به تنهایی باعث می‌شود که یک خاطره‌ی تلخ در ذهن قربانی این رفتار زشت، رنگ و بویی متفاوت بگیرد و با خاطره‌ای خوش هم همراه شود. اگر این باعث شود که همین یک نفر خوش‌حال‌تر باشد، به قول گاندی، شما جامعه را اندکی بهتر کرده‌اید و باید به خودتان ببالید. شما یک NGOی یک نفره هستید که مأموریتش مبارزه با ناهنجاری‌های رفع‌شدنی اجتماعی است!


کرم از درخت نیست

این که می‌گویند «کرم از خود درخت است» زشت‌ترین و غیرمنطقی‌ترین نوع بهانه‌ای است که برای عدم دخالت در این شرایط شنیده‌ام. کرم از خود درخت است! اگر خودش با این سر و وضع بیرون نیاید مشکلی برایش پیش نمی‌آید. اگر خودش نخواهد کسی کارش ندارد. واقعن درک نمی‌کنم که کسانی که این چیزها را می‌گویند در سرشان چه می‌گذرد. یعنی واقعن می‌شود باور کرد که یک نفر دوست دارد که اذیت شود؟ بهتر است یاد بگیریم به جای این بهانه‌تراشی‌های واهی به حق هر شخص برای انتخاب نوع پوششش احترام بگذاریم و این را مستمسکی برای شانه خالی کردن از وظایف اجتماعیمان قرار ندهیم.


حق زنان این کشور و مسؤولیت همگانی

حرف آخر این که همه‌ی زنان، درست مثل مردان، حق دارند که بدون نگرانی و بدون جنگ اعصاب و با آرامش و خیال راحت در جامعه حضور داشته باشند. همه‌ی اعضای جامعه هم وظیفه دارند که برای حذف ناهنجاری‌ها از جامعه‌ی خودشان بکوشند. در این مورد خاص، در کشور ما، نقش مردان مؤثرتر خواهد بود. ساکت نباشیم. 

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۰۱
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۲۵)

یکی از این کارها «آزار لفظی» است. هیچ‌وقت به یاد ندارم که وقتی کسی که هیچ نمی‌شناسمش از کنارم گذشته باشد و در ذهنم آمده باشد که به بیان کوچه‌بازاری «بهش تیکه بیندازم»

فقط کسایی که میشناسیو اذیت میکنی ینی؟ :P

 من معمولا وقتی با همچین موحودانی رو به رو میشم از دایورت استفاده میکنم! ینی وانمود میکنم اصلن صداشو نمیشنوم و اصلن نمیبینمش! :)
البته در شرایطی هم ممکنه کنترلمو از دست بدم و فحش نثار گرامیشان کنم :دی
پاسخ:
منظورم این نبود البته. ولی خب فکر کنم در مورد کسانی که می‌شناسیم هم یه مرز مشخصی بین شوخی و آزار وجود داره. 

:) در این مورد هم می‌شه رفتارهای بهتری نشون داد که در این زمینه به Everyday Feminism مراجعه فرمایید :)
همون طور که گفته بودم؛من می ترسم؛خیلی هم می ترسم.
بعدشم آدم نمی تونه بزرگترشو نهی از منکر کنه؛
همسن و سال های من هم که(تو یزد)از این جور کارا ازشون برنمیاد.(شاید بخوان؛ولی بر نمیاد)
+به حق هر شخص برای انتخاب نوع پوششش احترام بگذاریم
متاسفانه این رو درک نمی کنم :(
پاسخ:
:)
آقا شما عذرت موجهه. بزرگ‌تر شدی این کارو بکن :)
حالا در مورد اون قسمتش هم سر فرصت می‌نویسم. 
سلام
من با تیکه آخر مخالفم
حقیقتا بعضی از خانما با هدف بیرون میاند
من نمیگم همه چادر سرشون کنند
ولی کسی که با قوطی آرایش بیرون میاد حتما دنبال سوژه هستش
شما راجع به خانمی با ظاهر خلاف عرف جامعه که در کنار یک خیابان شلوغ ایستاده و چند ماشین پشت سرهم برایش بوق میزنند چه فکری می کنید؟؟؟
پاسخ:
ببینید این که یه کسی چه جوری لباس می‌پوشه یه بحثیه که به اعتقادات خود اون شخص بستگی داره. من ترجیح می‌دم تا جای ممکن از قضاوت‌هایی مثل این که «حتمن» هدفش فلان‌چیزه بپرهیزم. واقعن نمی‌شه فهمید تو ذهن مردم چی می‌گذره و یا چه اعتقاداتی دارن. وقتی از رفتار یه نفر معلومه که داره آزرده می‌شه به نظرم حتا اگه ظاهرش خلاف اعتقادات ما و «عرف جامعه» (که تو این پرانتز بگم که اصلن هم از عرف جامعه خوشم نمیاد!) باشه جا داره که ازش حمایت کنیم و نذاریم بیش‌تر از این آزرده بشه. دقت کنید که رفتار ما نشان‌گر باورها، ارزش‌ها و اعتقادات خودمونه نه طرف مقابلمون.

۰۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۲:۰۷ عرفان خانیکی
تحلیلی که فقط از یک ریاضی دان بر می آید :)
پاسخ:
!
نوع پوشش توی این جریان تاثیر خیلی کمی داره اینقد کم که میشه نادیده گرفته بشه
پاسخ:
من آمار دقیقی ندارم که تأثیرش چه‌قدره ولی مطمئنم که همه‌ی اقشار خانم‌ها از این مشکل رنج می‌برن.
مرسی امیر از مطلب خوبت. اما من که فکر نکنم این رفتار حالا حالاها تو ایران درست بشه! 
پاسخ:
:)
عرف جامعه چیه آقای امیر رضا؟
الان توی تهران (حداقل طرفای دانشگاه ما) حداقل 60% مردم با مانتو های کوتاه و ساپورت و آرایش های نسبتا غلیظ میان بیرون!
من خودم وقتی آرایش میکنم واقعا قصد خاصی ندارم! واقعا به نظرت واسه یه دختر خیلی جذابه که 4 تا پسر بی شعور بیان و باهاش مثل دخترهای خیابونی رفتار کنن؟ یا 4 تا خانوم چادری براش نچ نچ کنن یا هر لحظه از ترس گشت...
ولی یک دختر نمیتونه به خاطر حرف 4 تا بی شعور با ارزش های خودش زندگی نکنه!
آره ارزش های زندگی من اینه که حداقل به نظر خودم زیبا به نظر برسم!
من با یه مانتو معمولی و یه آرایش معمولی بیرون میرم و هیچ وقت از آرایش کردن قصدی مشابه اون چیزی که توی ذهن شماست نداشتم :)

پاسخ:
دوستان خواهش می‌کنم این بحث رو ادامه ندین. داره از موضوع پست منحرف می‌شه.

سلام امیر جان.
مدتی بود که اصلا وقت نداشتم به وبلاگت سر بزنم. احوالت چطوره؟
با خوندن این متن یاد یک حرف افتادم. میگن یه روز یه دختر که خیلی هم مزاحم خیابونی داشته میاد به استادش میگه: استاد این مگس های زباله که هر روز توی خیابون مزاحم من میشن، از جون من چی میخوان؟ یه مشت مگس.. اه اه واقعاً که!
استاد هم یه حرف باحال میزنه. میگه اگر شما خودت بوی زباله ندی، هیچ مگسی باهات کار نداره.

پاسخ:
سلام :)
من اصلن دارم با همین طرز فکر مخالفت می‌کنم. خداییش یه دور دیگه این کامنت رو بخونین. به نظرتون این حرف منطقیه؟ یعنی هر کس اعتقاداتش با ما فرق داشت حق داریم بهش توهین کنیم؟
شما یک NGOی یک نفره هستید که مأموریتش مبارزه با ناهنجاری‌های رفع‌شدنی اجتماعی است!
بیییییییگ لایک!!!
ولی در مورد طرز پوشش و ارایش به نظرم بعضی خانمها افراط میکنن!
پاسخ:
:)
من فقط گفتم که یاد این حرف افتادم! نه چیز دیگه ای.
مخالفت شما هم با این عقیده کاملا منطقیه.
پاسخ:
من هم نگفتم شما اینو می‌گین. فقط به غیرمنطقی بودن این حرفه اشاره کردم :) :-سوت :) :)


به قول فامیل دور من دیگه حرفی ندارم!
راستی امیر جان شبی که من اومدم توی اتاقتون و چندتا از فونتهای قدیمی پارسی تک رو دانلود کردیم یادته؟
آقا تمام فونت های پست اسکریپتش توی برنامه پارسی تک هست. این برنامه توی آدرس http://farsilatex.blogfa.com در مطالب شهریور 86 است، منتها من نمیتونم دانلودش کنم. شما امتحان کن اگر تونستی دانلود کنی به من هم یاد بده.
پاسخ:
سلام
چشم. :)

یکی از اون مطلب هاست که ارزش بازنشر داره.
با اجازه ات توی وبلاگم میذارمش.
***
در مورد این بحثی که پیش اومد برای پوشش این رو بگم که شما (ما) نمیدونید که دقیقا پشت این پوشش چه معنی و منظوری هست که در مورد بد بودنش قضاوت کنید ، اما به وضوح این تیکه انداختن بد هست.
***
از این عقیده ات خوشم اومد : "اصلا هم از عرف جامعه خوشم نمیاد"
میدونم منظورتو ، اشاره به موضوع خاصی نداری ، دقیقا باا خود مفهوم کلمه مشکل داری
اصلا هر مسئله ای که با توجیه "عرف جامعه" حل بشه توی درستی اش باید شک کرد
پاسخ:
:)
(این شکلکه اصولن یعنی جواب خاصی ندارم دیگه :) ) :) :)

سلام و سپاس از متن زیبایی که نوشته ای.
متاسفانه در جامعه ای که انتظاری بیش از این ،از آن میرفت ، این معضل بلکه این بیماری بسیار فراگیر شده است . به گونه ای که کمتر فیلم اجتماعی است که ساخنه شود و تصویری از آن (البته به بداهه و طنز)نشان ندهد.گو اینکه جزو لاینفک زندگی اجتماعی ایرانیان شده است. قبل از انقلاب هم چنین معضلی بود و متاسفانه اکنون فراگیر تر مینماید.
با توکل به خدا ،امید است با همت نسل نو ،  این بلا از جامعه ما رخت بربندد و ایران ما چهره ی زیباتری بیابد.
سلام امیر آقا

متن خیلی خوبی بود.
سعی می کنیم عمل کنیم. فقط یکم جرئت می خواد و تمرین. :)
پاسخ:
سلام!
خیلی خوش‌حالم این‌جا هستین :)
:)

سلام
خیـــلی با این متن حال کردم! دمتون گرم!
امیدوارم بتونم عمل کنم...
پاسخ:
:)
به نظر من کرم از خود درخته ... اینجا آمریکا نیست.
در آمریکا و جوامع سکولار ، پوشش میتواند بی حد و مرز باشد و کوچک ترین تعرضی هم صورت نگیرد. (مگر در موارد خاص و استثنا )
زیرا کسانی که در ذات خود میل به تعرض یا جلب توجه یا ... دارند همزاد و همعقیده و همذاتی چون خودشان یافته و اینگونه نیست که اشخاص با عقاید مختلف در سر راه هم قرار بگیرند چون هیچ جذابیتی برای هم ندارند و برای هر شخص با عقاید خاص خود همفکرانی وجود دارند که به سرعت قابل شناسایی اند . مثلن در آمریکا میتوان با یک سرچ کوتاه جماعتی را یافت که از افسردگی رنج میبرند یا اجتماعی نیستند یا طلاقی هستند یا ... و هرکسی بر اساس مشکل خود با شخص مورد نظرش تماس میگیرد و مشکلاتشان را بر دایره ریخته و به نحوی مرهم یکدیگر میشوند.

ولی در ایران ؟! ...

بحث را منحرف نمیکنم و برمیگردم سر همان تیکه گفتن ها ...
کسی که نخواهد از این حرف ها بشنود آنقدر احتیاط دارد که جلوی چشمش را نگاه کند و راهش را کج کند . والا من که پسر هستم وقتی یکی از این ها دارد میاید راهم را یک طوری کج میکنم که خودش خجالت بکشه. بعد اون که دختره اگر اینکارو نکنه خب خیلی معنی ها داره ! یا خیلی خسته بوده و حال و حوصله نداشته و به خیال خودش در ایران زن و مرد برابرند و این خزٍئبلات ... یا اینکه واقعن قصد کرم ریختن داره ! اگر من هم قصد کرم ریختن داشته باشم خب چرا نباید یه تیری تو تاریکی بندازم و یه چیزی بارش کنم ؟ شاید اون واقعن هدفش همین بوده

آره قصد کرم ریختن . این جماعت هم به موقع خودش بلدن شبیه پسرا تیکه بندازن و ریز ریز بخندن مخصوصن وقتی دو تا با هم باشن .
بهر حال این میل به وارد شدن به دنیای جنس مقابل حتی در دوستی های دانشجویی هم ارضا نمیشه یک جور حس سادیسمی لازمه که این حس با تیکه انداختن ارضا میشه .

چقدر تاپیدم ! بهرحال من قصد مخالفت نداشتم و دیدم که اینقدر موشکافانه به قضیه نگاه میکنید گفتم نظرم رو بگم تا شاید خواستید بعدن مثال بزنید ،‌از من استفاده کنید !

پاسخ:
:)

من شخصن خیلی شگفت زده میشم اگر ببینم چنین مردایی هنوز هم تو این کشور وجود دارن
پاسخ:
ye zarre kheyli eqraq dasht in comment. :)
۰۷ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۳۵ محمد مهدی طاهری
با حذف زن ها از اجتماع خصوصا محیط های آکادمیک :-" خیلی از مشکلات حل میشه...
عملا کار مفیدی تو جامعه انجام نمیدن همون بمونن تو خونه بهتره...
نه تنها مشکلات این چنینی بلکه مشکلات بزرگتری هم حل میشود. :)
پاسخ:
می‌خوای اصلن بکشیمشون خیالمون راحت شه؟ :)

۰۷ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۴ محمد مهدی طاهری
خیلی بهش فکر کردم.
شاید تداوم نسلی صورت نگیره ولی خودمون تا آخر عمر در یک دنیای هوشمندانه و زیبا زندگی می کنیم... جایی ک همه مردن میفهمی مررررد!!
پاسخ:
اون‌وقت این همه‌ای که می‌گی هوشمند هم هستن یا صرفن نرن؟ :)
۰۷ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۳۸ محمد مهدی طاهری
میانگین هوش ب شکل فوق العاده ای میره بالا :D
شاید چنتا ماده باهوشم نگه داشتیم البته واقعا انگشت شمارن :)
پاسخ:
p:
۰۷ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۶ amirreza poorakhavan
بالاخره بعد از یک ماه حضمش کردم البته با کمک خودتون و سه بار خوندن از روی متن و کامنت ها.
اینجوری که:کرم از درخت باشد یا نباشد فرقی ندارد.پس می توانیم فرض کنیم نیست.
چون می بینیم که اینجور آدما به همه تیکه میندازن:کوچیک و بزرگ ، بی حجاب و باحجاب اصلن دختر و پسرشم فرق نداره :-|
پس اصلن مهم نیست که یکی طبق عرف جامعه باشه یا نباشه اصلن هر چی می‌خواد باشه؛ اون قراره تیکه‌شو بندازه؛ پس کرم از درخت نیست.کرم از اون موجود پست فطرته.
پاسخ:
ببین تو جدی آدم جالبی هستی ها! :)
یه وقتی باید بشینم باهات صحبت کنم. استدلالات خوبه :)

۰۸ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۰۶ amirreza poorakhavan
جدی؟؟؟؟ آدم جالب همیشه خوب نیست.منظورتون چیه؟
استدلالام خوبه؟
الان خیلی خوش‌حالم.
کی و کجا صحبت کنیم؟
بی صبرانه منتظرم :)
پاسخ:
چت می‌کنیم :)

موفق باشی
احسنت به تو و قلم زیبایی که داری قدر خودت رو بدون سربلندی روز افزون  را آرزو مندم.
پاسخ:
سلام
خیلی ممنون :)

به نظر من که این قضیه مثه جمع برداری میمونه!بستگی داره که رفتار(تاکیدمیکنم رفتار نه نوع پوشش)هر کس در چ راستا و جهتی باشه که با توجه به برآیند گیری از این رفتار ها ی هر دو طرف دختر و پسر میشه نتیجه رو پیش بینی کرد!اساسا منظورم این هست که این رفتار ما هست که میتونه سبب عکس العمل بقیه افراد باشه!اما!!متاسفانه چیزی که در جامعه ما در حال اتفاق افتادنه این هست که بر اساس پوشش رفتار بقیه رو پیش بینی میکنن!و این واقعا اشتباهه.
پاسخ:
اهم
من دو سه بار خوندم اینو ولی هی نفهمیدم. :)
خب منظورمو شاید باید بهتر بیان میکردم!حرفم اینه که اگه رفتار فرد الف(مهم جنسیت این فرد نیست)در راستا و جهت مثبت باشه میتونه رفتار شخص ثالث رو اگه در جهت منفی باشه با توجه به اندازه ای ک داره خنثی کنه با مثال براتون منظورمو روشن تر میکنم!اگه بالفرض یک نفر رفتار نامناسبی از خودش نشون بده ک اصطلاحا مقصود و هدفی از این کارش داره اگه شخص ثالث بدون توجه به این رفتار و کنترل خودش در جهت مثبت قدم برداره با توجه به میزان کنترل نفسی که داره میتونه این عمل نامناسب شخص اولو خنثی کنه ویا بالعکس در جهت منفی همون رفتار شخص اول حرکت کنه که باعث ایجاد فساد اخلاقی میشه!به طور کلی هم منظورم اینه ک نمیشه گفت چون مثلانامناسب (از نظر خود اون فرد)پوشیده پس در نتیجه منظور داشته!که کاملا اشتباهه و داره فقط پیش بینی میکنه و شایدم یک توجیه نامناسب برای رفتارش!یعنی پوشش طرف رو بازتابی از رفتار و افکار و همچنین مقصود اون فرد بدونه!!همین:))
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی