امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
يكشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ۰۴:۲۰ ب.ظ

نمی‌شود بنویسم

تازگی‌ها دوستان زیادی پیام می‌دهند که چرا نمی‌نویسی، چرا وبلاگت تار عنکبوت گرفته، چرا دل به کار نمی‌دهی، مگر دیگر سفر نمی‌روی، و از این دست سؤالات.

جواب این‌ها ساده است. دست و دلم به نوشتن نمی‌رود. اگر بیش‌تر بخواهید بدانید، قضیه این است که کار زیاد دارم و وقت کم و اعصاب از آن هم کم‌تر. مدت زیادی است که حتا نتوانسته‌ام به خانواده‌ام سر بزنم. هر روز از صبح تا شب و گاهی از شب تا صبح در حال دویدنم و آخر هم به بیش‌تر کارهایم نمی‌رسم. در حالت خستگی و بی‌حوصلگی هم نمی‌توان نوشت. نه این که امتحان نکرده باشم ها، مطمئن باشید یک نگاه به آرشیو این وبلاگ نشان می‌دهد که در این حالت‌ها هم بسیار نوشته‌ام ولی در این نوشته‌هایم چیزی کم است. چیزی که کم‌بودش آن‌قدر شدید حس می‌شود که ترجیح می‌دهم ننویسم.

شاید هم نوشتم، اگر حالش بود و توانش و وقتش.




نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

۲۶ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۲۰

نمی‌شود بنویسم

تازگی‌ها دوستان زیادی پیام می‌دهند که چرا نمی‌نویسی، چرا وبلاگت تار عنکبوت گرفته، چرا دل به کار نمی‌دهی، مگر دیگر سفر نمی‌روی، و از این دست سؤالات.

جواب این‌ها ساده است. دست و دلم به نوشتن نمی‌رود. اگر بیش‌تر بخواهید بدانید، قضیه این است که کار زیاد دارم و وقت کم و اعصاب از آن هم کم‌تر. مدت زیادی است که حتا نتوانسته‌ام به خانواده‌ام سر بزنم. هر روز از صبح تا شب و گاهی از شب تا صبح در حال دویدنم و آخر هم به بیش‌تر کارهایم نمی‌رسم. در حالت خستگی و بی‌حوصلگی هم نمی‌توان نوشت. نه این که امتحان نکرده باشم ها، مطمئن باشید یک نگاه به آرشیو این وبلاگ نشان می‌دهد که در این حالت‌ها هم بسیار نوشته‌ام ولی در این نوشته‌هایم چیزی کم است. چیزی که کم‌بودش آن‌قدر شدید حس می‌شود که ترجیح می‌دهم ننویسم.

شاید هم نوشتم، اگر حالش بود و توانش و وقتش.


موافقین ۶ مخالفین ۱ ۹۳/۱۱/۲۶
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۷)

باز خوبه چون خیلی سرتون شلوغه نمیتونین بنویسین...
تکلیف کسی که سرش شلوغ نیست و نمیتونه بنویسه چیه؟ :)

پاسخ:
:)

ولی بهترین نوشته ها در زمان سختی ها نوشته می شوند!
پاسخ:
این هم دیدگاهیه :)
ایشالا بعد همه این اتفاقا و دردسرها و مشغولیات، با دست پر بیاید!
و همینطور توی مسابقه موفق باشید :))
پاسخ:
:)
سپاس‌گزارم.

فکر می کردم
ما هر وقت مشکلی و یا مسعله ای داریم می نویسیم که بتونیم راحت تر باهش کتار بیایم. این شرایطی که می گی یکی از شرط های لازم نوشتن هست و البته می تونه کافی نباشه 
:-؟
یزدی یا مشهد :-) :-؟
پاسخ:
:)
این هم دیدگاهیه. یه سری از کارهام راه افتاد و بارش کم تر شد. شاید امروز و فردا یه چیزهایی نوشتم :)
یزدم.

۰۹ اسفند ۹۳ ، ۱۷:۴۶ بیدار بیقرار
حرفتون تجربه شده ومیفهمم چی میگین ولی اینکه نتونی بنویسی از خستگی نیست از اینکه آدم تهی شده (من اینطور بودم یه مدتی)
عموما وقتی کاری رو انجام میدی که ته دلت اونو نخواد پیش میاد
درهرصورت موفق باشین
پاسخ:
:)
خیلی این تحلیل در نوع خودش جای بحث داره، خیلی! :)

۰۹ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۴۳ بنیامین دلشاد
بعضی وقتا هم اون قدر درگیری که نمی تونی به وبلاگ دوستت سر بزنی ... :پی
و ازین پشیمونی که نتونستی ...
درگیری های کوچیک ... مسخره ...
درگیری های بزرگ ...

پاسخ:
:)
خوشم میاد با این «بی‌حوصله‌گی» آداب نگارشی رو اما رعایت می‌کنین..!
با این سیستم مزخرف بلاگ‌نویسی تو ایران، باید حوصله کرد و زیاد «Ctrl» و «Shift» و «@» رو فشار داد! نه؟! بازم آفرین به حوصله‌تون! 
پاسخ:
:)
من همیشه بین این که از نگارش رایج در افغانستان استفاده کنم یا نگارش رایج در ایران مردد بوده‌ام. :)
«بی‌حوصله‌گی» یا «بی‌حوصلگی» :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی