امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
شنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ۰۶:۵۸ ب.ظ

یک عکس

مشهد - یک‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۷


پ.ن: شدیدن حس پیری و :-عصا و این حرفا می‌کنم. :)




نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۹۵/۰۴/۲۳
    OS
  • ۹۵/۰۳/۲۴
    KDE
۱۲ مهر ۹۳ ، ۱۸:۵۸

یک عکس

مشهد - یک‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۷


پ.ن: شدیدن حس پیری و :-عصا و این حرفا می‌کنم. :)


موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۳/۰۷/۱۲
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۱۷)

۱۲ مهر ۹۳ ، ۲۳:۲۶ مرکز مشاوره تلفنی کامپیوتر
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
با عرض سلام 
سامانه هوشمند کشوری پاسخ گویی به سوالات ومشکلات شما در زمینه های 
کامپیوتر ، لپ تاپ، تبلت ، اینترنت و...
تماس از تلفن ثابت با شماره :  
**********

پاسخ:
آره آقا
این ویندوز لینوکس که می‌گن چیه؟
سلام
6 سال پیش از الان منم 1 سال کوچیکتر بودید عایا؟ :d
دارم میامممم مشهد
پاسخ:
!

۱۳ مهر ۹۳ ، ۱۳:۳۶ علیرضا توفیقی محمدی
یه‌عکس مثل این از الآن خودتون هم بگیرید بزارید کنارش جالب میشه! :)
پاسخ:
پیر شده‌ام دیگه :)
سلام و غرض تبریک عید قربان - هنوز  اول راهی بابا ... کو تا پیری ؟ اوووه...
پاسخ:
:)
پس من چی بگویم!!!!!
پاسخ:
شما سکوت کن :)
۱۳ مهر ۹۳ ، ۲۳:۳۴ بنیامین دلشاد
خوشگل تر شدی الان ...
پاسخ:
!
تو منو با شیش کیلو ریش دیده‌ای. دقیقن چه‌جوری به نظرت خوش‌گل‌تر اومده‌ام؟!

سلام.

خدایی ببخشیدا ولی خیلی  خیلی الان بهتر از قبل هستین.

باورم نمیشه امروز تموم شد.

راستی امروزم تقریبا" نصف دانشکده را شیرینی دادم که دوباره قسمت شما نشد و بهانه ای دستم نیومد که  بتونم ازتون شیرینی بگیرم:(

پاسخ:
متشکرم
من این ترم سمینار دارم. فکر کنم اون‌جا مجبور باشم شیرینی بدم. :)

پ.ن: حالا که فکر می‌کنم همچی لزومی هم نداره!

اصلا" لزومی نداره

 ولی نه برای خوانندگان وبلاگتون که اینقدر گفتن که زبونشونشون مو دراورده از جمله من.

ولی خوشم میاد راست راست تو دانشکده جلومون قدم میزنید و به روی خودتونم نمیارین مدالی بوده، دعای خیری بوده ، شیرینی نبوده. هرچند شما که مثل ما مدال ندیده نیستین

پاسخ:
:)
خوانندگان این بلاگ تا جایی که من می‌دونم همه‌شون به جز دو نفر (از جمله شما) تا حالا (بعضیاشون حتا چند بار) از من شام و شیرینی «به زور» گرفته‌ان! 
ضمنن به نکته‌ی خوبی اشاره کردین. من حاضرم مدال آخریم رو با مقدار کافی شیرینی عوض کنم. دیگه خداییش پنجمین مدال نقره که شیرینی نداره. حلوا و خرما داره. یا نهایتن از اون شیرینی سیاها که تو مراسم ختم می‌دن. حالا برا قبلیاش می‌شه مذاکره کرد. اصولن مذاکره سر شیرینی از خود شیرینی شیرین‌تره.
مورد دیگه‌ای که باید بهش تأکید کنم اینه که مدتیه سرم خیلی شلوغه و حضورم تو دانشکده شدیدن کم‌رنگه. دقیقن کی راست راست راه می‌رم؟ 
آخر از همه هم این که مرسی از دعا(!) ولی خب در این زمینه دوستان و آشنایان کم‌کارن!! همه‌اش به نقره که می‌رسه تموم می‌شه. آدم یاد بازی ایران آرژانتین می‌افته که دقیقه‌ی آخری دعاها کم اومد و باختیم. :)

از همین تریبون اعلام میکنم که منم شیرینی نگرفتم تا به حال :دی
پاسخ:
بله
نفر دوم خودش پیداش شد. :)

پ.ن: ولی چندسال پیشا یه ناهار بود که من باید می‌گرفتم اما شرایط اجازه‌شو نداد. با نرخ تورم روز حساب کنیم الآن باید ۵ تا ناهار بگیرم. :) :)

کم رنگ بوده!!! من هفته ای دوبار میرفتم دانشکده ولی یکبارش شما حتما بودین.

نمومنش همین شنبه.

دفعه بعد روی دعای منم حساب کنید ببینید چه جوری رنگ مدالتون عوض میشه ما هم روی شام و شیرینی شما حساب باز می کنیم!!! (به همین خیال باشیم)

پاسخ:
:)
اینم از مشکلات کامپیوتری ها و ریاضوی هاست که 2 واحد اقتصاد پاس نمیکنن...!
چجوری حساب کردین شد 5 تا ناهار؟!
قیمت ناهار 5 برابر شده و من هنوز یک دانشجو ام...! :))
پاسخ:
من سه واحد اقتصاد پاس کرده‌ام. حسابم هم عادلانه‌اس دیگه. بالأخره دانشجو بیش‌تر از دانش‌آموز پول داره. تازه همین دانشجو شدن مگه شیرینی نداره؟

اینم از مشکلات کامپیوتری ها و ریاضوی هاست که 2 واحد اقتصاد پاس نمیکنن...!
چجوری حساب کردین شد 5 تا ناهار؟!
قیمت ناهار 5 برابر شده و من هنوز یک دانشجو ام...! :))
پاسخ:
دو تاس این کامنته؟
اولن که من خواستم بهتون ناهار بدم خودتون ناز کردین D:
دومن میتونم با 5 تا از مدالاتون سر کنم... هنوز 5 تا ناهار دیگه حداقل باید بهم بدین تا مساوی شیم P:
سومن یه بار زدم... خودش دو بار اومد D:

پاسخ:
:)
دومن و سومنش جوابی نداره ولی در خصوص اولن:
اولن تا حالا ده بار توضیح داده ام که اون روز درگیر کارهای حراست دانشگاهمون بودم.
دومن تا جایی که یادم میاد من بودم که نوشتم
Feel free to drop by with any number of friends.
سومن حساب حسابه. من از اون شیرینی سیاها می دم ناهار می گیرم.
چهارمن الآن نشسته ام پای کامپیوترای عمومی دانشگاه دارم جواب می دم برا همین نگارش درست رعایت نشده.
پنجمن تنوین آخر کلمات پارسی نمی چسبه!
۱۶ مهر ۹۳ ، ۱۸:۳۹ بنیامین دلشاد
مگه ریش لزومن به معنی زشت شدنه؟ ولی مدل های متنوع ریش رو تست کن جدی :-"
ضمنن اخیرن کامنت های آخر اکثر پست ها به شیرینی ختم می شه یا من این جوری حس می کنم؟ :دی

پاسخ:
:)
۱۸ مهر ۹۳ ، ۱۹:۴۶ آرش پوردامغانی
سلام
من هم شیرینی نگرفتم :(
ولی جزو خوانندگان وبلگتون هستم ، ولی منو حساب نکردین.
:For ever alone
پاسخ:
مرد حسابی کامنت نمی‌ذاری خب
علم غیب که ندارم.
:)

پ.ن: دوستان چرا کامنت‌ها رو خصوصی می‌فرستین این‌قدر؟ آخه یعنی چی واقعن؟ واقعن نمی‌شه یه چنین چیز ساده‌ای رو عمومی بگین؟ 

حالا جون ما که کامنت عمومی گذاشتیم دریغ از یک حبه قند:(

پاسخ:
:)
۲۲ آبان ۹۳ ، ۲۱:۲۸ منتظران مهدی (عج)
سلام من رو اگر صلاح دونستین پیوند بزنید و شما برادر آقا محمد جوادین
پاسخ:
من برادر آقا محمدجوادم؟!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی