امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
شنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۳، ۰۹:۱۹ ب.ظ

یک کتاب فراتر از عالی

«خدمتکار و پروفسور» کتابی بود که توانست Pride and Prejudice را نیمه‌کاره از دست من در آرد و در حالی که آن را رها کرده‌ام مرا به خواندن خودش مشغول کند. افرادی که با سلیقه‌ی من آشنایند خوب می‌دانند که تقریبن ناممکن است کسی بتواند مرا از خواندن کارهای جین آستن باز دارد اما یوکو اگاوای (Yoko Ogawa) ژاپنی توانست. این کتاب عالی است. بعد از سال‌ها اولین باری بود که یک کتاب را (تقریبن) یک نفس خواندم. اولین باری بود که با یک رمان به خواب رفتم و در کل زندگیم دومین باری که همزادپنداریم با شخصیت‌ها در حدی بود که کل شب خواب ادامه‌ی داستان را دیدم. حس نمی‌کردم که دارم داستانی می‌خوانم. حس می‌کردم سرگذشت خودم را از زبان یکی از نزدیکان غیرریاضی‌دانم می‌خوانم. شخصیت پروفسور این داستان، عقاید و باورهای خودم را به شکلی پخته‌تر از آن‌چه در حال حاضر هستند پیش چشمانم گذاشت. خواندن این کتاب، به خصوص بعد از تماشای چندباره‌ی Before Sunset خیلی امیدبخش و لذت‌بخش و آرامش‌بخش است. در آن فیلم Celine از عجیب‌بودن تجربه‌ی خواندن کتابی که بر اساس شخصیت خود آدم نوشته شده است می‌گوید و در این کتاب من شخصیت خودم را (حالا با چند سال تفاوت و کلی موفقیت بیش‌تر) می‌خوانم. واقعن تجربه‌ی غریبی است. پل آستر راست گفته که این کتاب «اثری کاملن خلاقانه، بی‌نهایت دل‌نشین و به شدت تکان‌دهنده» است. برای این که بدانید که هیچ غلوی در مقایسه‌ی شخصیت پروفسور کتاب با خودم ندارم (و ایضن بفهمید که کلن ریاضی‌دان‌ها دیوانه‌هایی هستند که زورشان از سایر دیوانه‌ها بیش‌تر است و می‌توانند مردم را مجبور به تحمل خودشان کنند و من هم از ریاضی‌دان بودن دست‌کم دیوانگی خاصش را دارم) چند خصوصیت این پروفسور را می‌آورم، باشد که کتاب را به دقت بخوانید:

این کتاب را حتا از A Beautiful Mind هم بیش‌تر دوست داشتم.

پ.ن: مترجم گند زده است. اصل انگلیسی (ژاپنی) را بخوانید. آخر آدمی که در حد دبیرستان هم ریاضی بلد نیست مگر مجبور است کتابی که این همه ریاضیات دارد را ترجمه کند؟ چرا این‌قدر ملت کم‌شعور هستند؟
پ.ن ۲: تنها بدی کتاب اینه که بعضی جاها زیادی احساساتی و رمانتیک می‌شه :پی


نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۹۵/۰۴/۲۳
    OS
  • ۹۵/۰۳/۲۴
    KDE
۱۵ شهریور ۹۳ ، ۲۱:۱۹

یک کتاب فراتر از عالی

«خدمتکار و پروفسور» کتابی بود که توانست Pride and Prejudice را نیمه‌کاره از دست من در آرد و در حالی که آن را رها کرده‌ام مرا به خواندن خودش مشغول کند. افرادی که با سلیقه‌ی من آشنایند خوب می‌دانند که تقریبن ناممکن است کسی بتواند مرا از خواندن کارهای جین آستن باز دارد اما یوکو اگاوای (Yoko Ogawa) ژاپنی توانست. این کتاب عالی است. بعد از سال‌ها اولین باری بود که یک کتاب را (تقریبن) یک نفس خواندم. اولین باری بود که با یک رمان به خواب رفتم و در کل زندگیم دومین باری که همزادپنداریم با شخصیت‌ها در حدی بود که کل شب خواب ادامه‌ی داستان را دیدم. حس نمی‌کردم که دارم داستانی می‌خوانم. حس می‌کردم سرگذشت خودم را از زبان یکی از نزدیکان غیرریاضی‌دانم می‌خوانم. شخصیت پروفسور این داستان، عقاید و باورهای خودم را به شکلی پخته‌تر از آن‌چه در حال حاضر هستند پیش چشمانم گذاشت. خواندن این کتاب، به خصوص بعد از تماشای چندباره‌ی Before Sunset خیلی امیدبخش و لذت‌بخش و آرامش‌بخش است. در آن فیلم Celine از عجیب‌بودن تجربه‌ی خواندن کتابی که بر اساس شخصیت خود آدم نوشته شده است می‌گوید و در این کتاب من شخصیت خودم را (حالا با چند سال تفاوت و کلی موفقیت بیش‌تر) می‌خوانم. واقعن تجربه‌ی غریبی است. پل آستر راست گفته که این کتاب «اثری کاملن خلاقانه، بی‌نهایت دل‌نشین و به شدت تکان‌دهنده» است. برای این که بدانید که هیچ غلوی در مقایسه‌ی شخصیت پروفسور کتاب با خودم ندارم (و ایضن بفهمید که کلن ریاضی‌دان‌ها دیوانه‌هایی هستند که زورشان از سایر دیوانه‌ها بیش‌تر است و می‌توانند مردم را مجبور به تحمل خودشان کنند و من هم از ریاضی‌دان بودن دست‌کم دیوانگی خاصش را دارم) چند خصوصیت این پروفسور را می‌آورم، باشد که کتاب را به دقت بخوانید:

  • موفقیت‌هایش فقط برای دیگران بزرگ بودند. خود او وقتی مسأله‌ای را حل می‌کرد دیگر جذابیتی در توضیح‌دادن موفقیتش نمی‌یافت و برایش هم مهم نبود که چه‌قدر مورد تشویق قرار گیرد. معمولن از چیزهایی که دیگران بسیار کوچک می‌پنداشتند بیش‌تر لذت می‌برد تا حل مسائلی که بقیه بدون آن که حتا بفهمند موضوع از چه قرار است به خاطر آن‌ها به او احترام می‌گذاشتند.
  • از درس دادن ریاضیات حتا به یک بچه‌ی راهنمایی ابایی نداشت و از این کار هم استقبال می‌کرد و هم آن را به گونه‌ای انجام می‌داد که رضایت خاطرش مشهود بود.
  • از اجتماعات انسانی و جاهای شلوغ بدش می‌آمد. ترجیح می‌داد در اتاق ساکت خودش و در دنیای محکم و منطقی ریاضیات زندگی کند تا بین مشتی هوادار عربده‌کش بیس‌بال.
  • بدترین کاری که می‌شد با او کرد این بود که وقتی به مسأله‌ای فکر می‌کند مزاحمش شویم. البته او ابدن کارهای عادی زندگی را مزاحمت تلقی نمی‌کرد. فقط بیرون آوردن او از دنیایی که برای خودش ساخته بود مزاحمت بود.
  • رفتارهایش عجیب و غریب و غیر قابل پیش‌بینی بود و رفتارهای دیگران نیز برای او عجیب و غیرمنطقی و معمولن بیخود جلوه می‌کرد.
  • نمی‌توانست بدون منطق حرف بزند.
  • به اعداد، به خصوص اعداد اول، عشق می‌ورزید و شاخه‌ی کاریش را «ملکه‌»ی ریاضیات می‌دانست.
  • کودکان را بیش‌تر از بزرگ‌سالان ارج می‌نهاد و آدم حساب می‌کرد.
  • کلمات «ریاضی» و «حقیقت» را با تأکید زیادی ادا می‌کرد.
  • عددهایش را درست و منظم می‌نوشت.
  • توانایی عجیبش در راه‌رفتن طولانی با این سرعت زیاد باورکردنی نبود.
  • می‌توانست در کم‌تر از ۱۰ دقیقه با یک مسأله‌ی ریاضی برای خودش سرگرمی و لذتی توصیف‌ناپذیر پدید آورد و همه‌ی دنیا به غیر از ریاضیات را فراموش کند.
  • هیچ ترسی از گفتن این که خودش یا کل ریاضی‌دانان مطلبی را «نمی‌دانند» نداشت. برای او نادانسته‌ها هم درست به اندازه‌ی دانسته‌ها ارزشمند بودند.
  • گرچه مؤدبانه برخورد می‌کرد اما معلوم بود که فقط دارد مرا (خدمت‌کار را) تحمل می‌کند و هیچ علاقه‌ای به وجودم ندارد.
  • در جشن‌ ما شرکت می‌کرد و از آن‌ لذت می‌برد اما تفاوت این لذت با لذتی که از ریاضیات به دست می‌آورد را نمی‌توانست پنهان کند.
  • بالاترین جمله‌ای که در تحسین چیزی می‌گفت «چه‌قدر آرامش‌بخش است» بود.
این کتاب را حتا از A Beautiful Mind هم بیش‌تر دوست داشتم.

پ.ن: مترجم گند زده است. اصل انگلیسی (ژاپنی) را بخوانید. آخر آدمی که در حد دبیرستان هم ریاضی بلد نیست مگر مجبور است کتابی که این همه ریاضیات دارد را ترجمه کند؟ چرا این‌قدر ملت کم‌شعور هستند؟
پ.ن ۲: تنها بدی کتاب اینه که بعضی جاها زیادی احساساتی و رمانتیک می‌شه :پی
موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۱۵
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۸)

۱۶ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۱۴ محمدجواد حاجی علیخانی
من نمی‌فهمم چرا جین آستین رو دوست داری و بعدش هم اصلا نمی‌فهمم ذهن زیبا رو چرا دوست داری :دی آدم کلاسیک پرست
ولی ریاضیات زیباست :) در اولین فرصت می‌خونمش.
پاسخ:
ادبیات کلاسیک مثل ریاضیات محضه. آدم‌های خاص خودشو می‌خواد.

کتاب A Beautiful Mind همینه ؟
زندگی جان نش ؟ مثل فیلم A beautiful Mind؟

من فقط فیلم رو دیدم. حس خوبی نسبت به فیلم داشتم, و شخصیت جان نش برام قابل لمس بود.
اما آرمانگرایی هم باعث زیبا شدنش شد.چون این واقعیات بیان نشد.
پاسخ:
درود
بله کتابش همونه. خیلی با فیلمش متفاوته.
جالب بود! منم برخی از این دیوونگی ها رو دارم!! البته اگه از خانمم بپرسی که میگه همشو داری! ولی اشتباه میکنه و تو امیر خوب میدونی چرا! چون حداقل من اون بند راه رفتن رو ندارم!!!:-)) کاش یک روز این کتاب رو میاوردی من هم می خوندم! (خیلی جدی نگیر این آخری رو). راستی عینک آفتابی بهت میاد:-) موفق باشی
پاسخ:
متشکرم استاد. چشم کتاب را می‌آورم.
وای من عاشق ذهن زیبا هستم
کتابشو یه بار خوندم اما فیلمشو فکر کنم 100 بار دیدم و با همش گریه کردم
محشر بود واقعااااا
پاسخ:
!!!
!!!
!!!

قبلان هم شنیده بودم اسمشو ولی یادم رفته بود به کل
آها یادم اومد اینجا بود
http://1pezeshk.com/archives/2013/05/the-housekeeper-and-the-professor.html
اینم به لیست کتابای نخونه اضافه می کنم، امیدوارم یه روزی بتونم بخونم همشون رو
ایکاش این کتابو قبل از اومدن به یزد می خوندم :)
--گرچه مؤدبانه برخورد می‌کرد اما معلوم بود که فقط دارد مرا (خدمت‌کار را) تحمل می‌کند و هیچ علاقه‌ای به وجودم ندارد.-- این یکی رو انصافا من چند جا حس کردم :). اما خوب بهت حق هم می دم :))

متن ژاپنی یا انگلیسی ؟؟؟



پاسخ:
:)
هر کدوم بلدی (ژاپنی یا انگلیسی)
سروش خداییش من همیشه به وجود تو علاقه داشته‌ام. چه‌جوری اونو حس کردی بچه؟

بابا چی میگین شماها؟

هی روزگار ...

پاسخ:
واقعا وبلاگتون جای خوبیه... بهتون تبریک میگم. در ضمن معرفی کتابتون هم حرف نداشت! وسوسه م کردید!
پاسخ:
:)
خیلی کتاب‌ها هستن که دوست دارم در موردشون بنویسم ولی وقت نمی‌کنم :)
کتاب A Beautiful Mind
....
من خیلیییییییی دوست دارم بخونمش اما مشکل اینه که نمی تونم زبان اصلیش رو پیدا کنم.میشه بگین شما کتاب های زبان اصلی رو از کجا تهیه می کنین؟؟؟

پاسخ:
اهممم.
راستش دانلود می‌کنم دیگه. البته خیلی کار اخلاقی‌یی نیست ولی چاره‌ای هم نداریم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی