امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
سه شنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۳، ۰۲:۳۰ ب.ظ

کمی در مورد صادق هدایت

چندان دوست نداشتم که این پاراگراف‌ها را بنویسم اما دیشب خواندن «زند وهومن یسن» یا همان «بهمن‌یشت» به ترجمه‌ی صادق هدایت را آغاز کردم و در همان آغاز کار از مقدمه‌ی چرند و مزخرف مترجم متعجب شدم. این مقدمه با چنان لحنی نوشته شده است که به خواننده القا می‌کند که نویسنده آشنایی کاملی با تاریخ ایران پیش از اسلام و به خصوص با کیش زرتشت دارد، حال آن‌که به نظر من صادق هدایت (که نامش هیچ تناسبی با خودش ندارد) جز نحوه‌ی خواندن چند خط باستانی، هیچ نمی‌داند.

اصولن هر جا می‌گوید «زرتشتیان بر این باورند که ...» باید این‌طور برداشت شود که «غربیان بر این باورند که زرتشتیان بر این باورند که ...» و نویسنده گویی ایرانی نیست و هیچ ارتباطی با ایران و زرتشتیان ایران ندارد و فقط طوطی‌وار آن‌چه را که غربیان هندوشناس به زرتشت و کیشش چسبانده‌اند واگویه می‌کند و خنده‌دارتر این که صادق هدایت حتا یک آشنایی اولیه با اسلام شیعه، به عنوان باور غالب در ایران، هم ندارد و اندک اشاره‌هایی که به باورهای تشیع می‌کند هم غلط و بی‌ربط است. برایم دشوار است که چنین شخصیتی را ایرانی به حساب آورم. او غرب‌زدگی بیش از حد و مضحکی دارد و حتا به ایران از دید اروپاییان می‌نگرد. چنین شخصیت‌هایی فقط به همین درد می‌خورند که بین عامه‌ی نادان جامعه نامی دست و پا کنند و عده‌ای بیسوادی و عقده‌های حقارتشان را با نقل قول از آن‌ها بپوشانند. حیف کاغذی که با چاپ این چیزها به هدر رفته است.

برای نمونه فقط بخشی از یک پاورقی این مقدمه را می‌آورم تا نشان داده شود که این شخص تا چه حد دل‌بسته‌ی غرب است:

«نه تنها حروف الفبای کنونی که از عربی گرفته شده برای ضبط متنهای پهلوی و یا لغات فرس قدیم ناقص است؛ بلکه لهجه‌ها و زبان‌های بومی ایرانی را نیز نمی‌توان با این حروف ضبط کرد. حتا برای فارسی معمولی نیز شایسته نمی‌باشد. مثلن یک نفر چک یا فرانسوی می‌تواند فارسی را به حروف زبان خود بنویسد و اگر آن را به هم‌زبان خود بدهد که فارسی نداند، آن شخص قادر است متن فارسی را بی‌غلط بخواند. فارسی معمولی را نیز نمی‌توان با تلفظ کامل و دقیق با حروف کنونی نوشت و به همین علت فارسی نوشته و زبانی، دو زبان جداگانه شده است. مثلن «رفتم و بهش گفتم» را باید معرب و به شکل ساختگی «رفتم و به او گفتم» نوشت. موضوع تغییر خط، احتیاج ضروری و حیاتی است و هیچ ربطی با تفریح یا فرنگی‌مآبی و یا تقلید ندارد. غرور ملی را نیز جریحه‌دار نمی‌کند. زیرا خطوط قدیم فارسی نیز مانند میخی، پهلوی و اوستایی اختراع صد در صد ایرانی نبوده؛ چنان‌که حروف فارسی کنونی، اختراع ایرانی نمی‌باشد و به تناسب موقع یا احتیاجات خود، وفق داده‌اند. امروزه هم بی‌آن‌که لازم باشد اختراع تازه‌ای در خط فارسی بکنند، باید حروف فارسی به صورت الفبای لاتینی بسیار ساده و با حروف صدادار باشد تا بتوان تمام مشخصات زبان را با آن ضبط کرد.»

این متن بسیار قانع‌کننده و منطقی به نظر می‌آید و به راحتی می‌تواند خواننده‌ی ناآگاه را از حقایق گمراه کند و از همین روست که می‌گویم این شخص لایق نام «صادق» نیست. متن بالا حتا یک جمله‌ی صحیح هم ندارد. در ادامه چندین مورد از غلط‌های آن را یادآوری می‌کنم:

امیدوارم این اپیدمی مسخره‌‌ی پیروی از شخصیت‌های وابسته و خودفروخته و به قول خودشان روشن‌فکر در جامعه‌ی ما ریشه‌کن شود.





نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۹۵/۰۴/۲۳
    OS
  • ۹۵/۰۳/۲۴
    KDE
۰۶ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۳۰

کمی در مورد صادق هدایت

چندان دوست نداشتم که این پاراگراف‌ها را بنویسم اما دیشب خواندن «زند وهومن یسن» یا همان «بهمن‌یشت» به ترجمه‌ی صادق هدایت را آغاز کردم و در همان آغاز کار از مقدمه‌ی چرند و مزخرف مترجم متعجب شدم. این مقدمه با چنان لحنی نوشته شده است که به خواننده القا می‌کند که نویسنده آشنایی کاملی با تاریخ ایران پیش از اسلام و به خصوص با کیش زرتشت دارد، حال آن‌که به نظر من صادق هدایت (که نامش هیچ تناسبی با خودش ندارد) جز نحوه‌ی خواندن چند خط باستانی، هیچ نمی‌داند.

اصولن هر جا می‌گوید «زرتشتیان بر این باورند که ...» باید این‌طور برداشت شود که «غربیان بر این باورند که زرتشتیان بر این باورند که ...» و نویسنده گویی ایرانی نیست و هیچ ارتباطی با ایران و زرتشتیان ایران ندارد و فقط طوطی‌وار آن‌چه را که غربیان هندوشناس به زرتشت و کیشش چسبانده‌اند واگویه می‌کند و خنده‌دارتر این که صادق هدایت حتا یک آشنایی اولیه با اسلام شیعه، به عنوان باور غالب در ایران، هم ندارد و اندک اشاره‌هایی که به باورهای تشیع می‌کند هم غلط و بی‌ربط است. برایم دشوار است که چنین شخصیتی را ایرانی به حساب آورم. او غرب‌زدگی بیش از حد و مضحکی دارد و حتا به ایران از دید اروپاییان می‌نگرد. چنین شخصیت‌هایی فقط به همین درد می‌خورند که بین عامه‌ی نادان جامعه نامی دست و پا کنند و عده‌ای بیسوادی و عقده‌های حقارتشان را با نقل قول از آن‌ها بپوشانند. حیف کاغذی که با چاپ این چیزها به هدر رفته است.

برای نمونه فقط بخشی از یک پاورقی این مقدمه را می‌آورم تا نشان داده شود که این شخص تا چه حد دل‌بسته‌ی غرب است:

«نه تنها حروف الفبای کنونی که از عربی گرفته شده برای ضبط متنهای پهلوی و یا لغات فرس قدیم ناقص است؛ بلکه لهجه‌ها و زبان‌های بومی ایرانی را نیز نمی‌توان با این حروف ضبط کرد. حتا برای فارسی معمولی نیز شایسته نمی‌باشد. مثلن یک نفر چک یا فرانسوی می‌تواند فارسی را به حروف زبان خود بنویسد و اگر آن را به هم‌زبان خود بدهد که فارسی نداند، آن شخص قادر است متن فارسی را بی‌غلط بخواند. فارسی معمولی را نیز نمی‌توان با تلفظ کامل و دقیق با حروف کنونی نوشت و به همین علت فارسی نوشته و زبانی، دو زبان جداگانه شده است. مثلن «رفتم و بهش گفتم» را باید معرب و به شکل ساختگی «رفتم و به او گفتم» نوشت. موضوع تغییر خط، احتیاج ضروری و حیاتی است و هیچ ربطی با تفریح یا فرنگی‌مآبی و یا تقلید ندارد. غرور ملی را نیز جریحه‌دار نمی‌کند. زیرا خطوط قدیم فارسی نیز مانند میخی، پهلوی و اوستایی اختراع صد در صد ایرانی نبوده؛ چنان‌که حروف فارسی کنونی، اختراع ایرانی نمی‌باشد و به تناسب موقع یا احتیاجات خود، وفق داده‌اند. امروزه هم بی‌آن‌که لازم باشد اختراع تازه‌ای در خط فارسی بکنند، باید حروف فارسی به صورت الفبای لاتینی بسیار ساده و با حروف صدادار باشد تا بتوان تمام مشخصات زبان را با آن ضبط کرد.»

این متن بسیار قانع‌کننده و منطقی به نظر می‌آید و به راحتی می‌تواند خواننده‌ی ناآگاه را از حقایق گمراه کند و از همین روست که می‌گویم این شخص لایق نام «صادق» نیست. متن بالا حتا یک جمله‌ی صحیح هم ندارد. در ادامه چندین مورد از غلط‌های آن را یادآوری می‌کنم:

  • حروف الفبای کنونی از عربی گرفته نشده‌اند. در حقیقت این یک باور غلط عامه است و هیچ اثباتی برای آن وجود ندارد.
  • در مورد پارسی قدیم اطلاع کافی ندارم، اما در مورد لهجه‌های گوناگون پارسی، برای من که همین دیروز کتاب «داستان یک شهر» را به پایان بردم واضح است که این خط هیچ مشکلی در ثبت آن‌ها ندارد.
  • شایسته‌بودن یا نبودن یک خط را چه کسی باید تشخیص دهد جز کاربران آن؟ آیا جز این است که سال‌های سال ایرانیان با این خط نوشته‌اند و از آن ناراضی هم نبوده‌اند؟
  • این استدلال چک و فرانسوی که بیش از حد مسخره و خنده‌آور است. اولن چه لزومی دارد که کسی که زبانی را نمی‌فهمد بتواند آن را بنویسد و بخواند؟ دوم آن که کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی. فرانسویان زبان خود را نمی‌توانند با خط لاتین درست بنویسند و بخوانند، چه برسد به پارسی! در مورد چک‌ها اطلاعی ندارم. به نظر نمی‌آید صادق هدایت با فرانسوی ناآشنا باشد بلکه به نظر می‌آید که سعی در نوعی عوام‌فریبی و احمق‌فریبی دارد.
  • چرا نمی‌توان پارسی معمولی را با این حروف به صورت دقیق نگاشت؟ اگر شما تنبلی‌ات می‌آید و حرکت‌گذاری نمی‌کنی و یا نیازی به آن درجه از دقت حس نمی‌کنی، گناه خط چیست؟
  • جدابودن زبان نوشتاری و گفتاری تقریبن در هر زبانی وجود دارد و هیچ ربطی به خط ندارد. در انگلیسی هم این موضوع دیده می‌شود. پس لاتین خط بدی است؟ در جمله‌ی «رفتم و به او گفتم» هم هیچ نشانی از زبان عربی دیده نمی‌شود و این جمله نه از نظر ساختار و نه از نظر واژگان و ترکیب‌ها شباهتی به تازی ندارد. جالب این است که خود نویسنده با همین خط فعلی می‌تواند «رفتم و بهش گفتم» را که از نظر خودش شیوه‌ی درست است بنویسد و باز نق می‌زند که این کار شدنی نیست! 
  • سال‌ها پیش صادق هدایت گفته که موضوع تغییر خط احتیاج ضروری و حیاتی است و تا کنون خط تغییر نکرده و ما هم مشکلی نداشته‌ایم. تا کنون احتیاجی تا این حد حیاتی ندیده بودم!
  • تغییر خط ربطی به فرنگی‌مآبی ندارد اما خط ما باید به لاتین تغییر کند! اگر فرنگی‌مآبی نیست پس این همه تأکید بر لاتین از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ اگر مشکل ثبت دقیق زبان است و خط فعلی توان آن را ندارد (که دارد)، چرا سیریلیک نه؟ چرا خط‌های هندی نه؟ چرا ژاپنی نه؟ چرا فقط لاتین؟
  • نمی‌فهمم چه‌گونه ممکن است چنین تغییر بزرگی غرور ملی را جریحه‌دار نکند. تجربه‌ی ترکیه و ترکمنستان و آذربایجان و تاجیکستان هم به خوبی نشان می‌دهد که با تغییر خط غرور ملی نه تنها جریحه‌دار، که له شده است.
  • چند خط را نام می‌برد که ادعا دارد کاملن ایرانی نیستند. کاری به درستی یا نادرستی این ادعا ندارم. پرسش من آن است که چرا از «دین‌دبیره» که کاملن ایرانی بودن اثبات‌شده است نام برده نمی‌شود؟ آیا صادق هدایت آشنا با دبیره‌های قدیمی ایرانی، کاملن اتفاقی آن را از یاد برده است؟

امیدوارم این اپیدمی مسخره‌‌ی پیروی از شخصیت‌های وابسته و خودفروخته و به قول خودشان روشن‌فکر در جامعه‌ی ما ریشه‌کن شود.



موافقین ۸ مخالفین ۱ ۹۳/۰۳/۰۶
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۲۲)

۰۶ خرداد ۹۳ ، ۱۵:۵۰ محمدجواد حاجی علیخانی
اگر فقط یک بیت از حافظ را یک بار با خط فارسی و یک بار با خط لاتین می‌نوشت می‌فهمید تغییر خط چه قدر کار احمقانه‌ای است. نمی‌دانم چرا برخی این‌قدر معروف می‌شوند و بسیاری سنگشان را بر سینه می‌زنند. می‌شناسم کسانی که تنها کتاب‌هایی که خوانده‌اند از امثال صادق هدایت است.
بابت متن دقیق و اطلاع رسانی هم تشکر :)
پاسخ:
:)

آفرین. نوشته ای بسیار زیبا و هوشمندانه است. پاسخی شایسته به فریب خوردگان غربی است.
خوشبختانه در 2 دهه ی اخیر ، و به یمن رشد فکری و آگاهی جوانان ایرانی ، نظریات امثال صادق هدایت به حاشیه رانده شده و در شرف منزوی شدن است.


پاسخ:
امیدوارم این نظریات کلن از بین بروند.
salam.
man ghablan dar asare tablighate atrafian fekr mikardam ke in fard adame khofi ast harchand aslan ghaboolash nadashtam vali nemidanestam ke inghad adam gharbzade ist.
vaghean chera bazia inghad az chizi ke nemidanad be serf in ke digari gofte hemayat mikonand?
پاسخ:
:)
آخه اگه از عربی گرفته نشده پس از چی گرفته شده ؟ این دو الفبا ( عربی و فارسی ) ریشه ای یکسان دارند و از آنجا که الفبای عربی بسیار قدیمی تر است و آن موقع در ایران خط و زبان پهلوی بوده ، پس نتیجه میگیریم که الفبای فارسی از عربی زاده شده ... 
پاسخ:
اول از همه باید بگویم که خط پهلوی فقط یکی از چندین خط رایج در ایران بوده است و در این زمینه ابوریحان بیرونی مطالب بسیار تأمل‌بر‌انگیزی نوشته است.
متأسفانه استدلال‌هایی مانند این بسیار رایج هستند اما درست نیستند. دو الفبایی در کار نیست. هر دو یک الفبا هستند. اما مشکل از آن جایی است که می‌گویید الفبای عربی قدیمی‌تر است. چنین چیزی صحت ندارد. برای ریشه‌شناسی این الفبا شما را به کتاب «دبیره» و هم‌چنین کتاب «فرهنگ و خط» یا «فرهنگ و دبیره» از انتشارات فروهر ارجاع می‌دهم. در آن‌جا نویسنده با دلایل قوی ثابت می‌کند که این خط متعلق به زبان پارسی است. اما اگر فرصتی برای خواندن چنین کتاب‌هایی ندارید، که من خودم تا چندماه پیش نداشتم، پیشنهاد می‌کنم نگاهی به یک نسخه از اوستا (به خصوص گات‌ها) بیندازید. شکی نیست که این نوشته‌ها بسیار قدیمی‌تر از هر نوشته‌ی تازی هستند و شباهت آن خط‌ها به خط پارسی امروز در حدی است که در نگاه کسی که با این خطوط آشنا نباشد، هر دو خط یکسان به حساب می‌آیند. این نوشته‌ها مربوط به هزاران سال قبل از میلاد حضرت مسیح(ع) هستند و حال جالب است بدانید که هیچ نوشته‌ی عربی از قبل از اسلام موجود نیست و حتا مرحوم طه‌ حسین که خود عرب بود بارها در کتاب‌هایش به جعلی بودن ادبیات عرب قبل از اسلام می‌پردازد.
نکته‌ی دیگری که ساخته‌نشدن این الفبا بر اساس زبان عربی را می‌رساند، آن است که مصوت کوتاه در این الفبا نوشته نمی‌شود و معنای کلام در زبان عربی بسیار به مصوت‌های کوتاه وابسته است، حال آن‌که در پارسی مصوت‌های کوتاه از لهجه‌ای به لهجه‌ی دیگر دگرگون می‌شوند و ننوشتن آن‌ها برای پارسی مناسب‌تر است.
در نهایت باید بگویم که اگر با چنین استدلالی این خط عربی است، پس سیریلیک هم روسی است و بلغارها با خط روس‌ها می‌نویسند! :) :)
---------
متأسفانه شبیه همین باور در مورد واژگان هم وجود دارد و عده‌ای عادت کرده‌اند که هر واژه‌ای را که بین پارسی و تازی مشترک است عربی بدانند و بگویند که از عربی به پارسی آمده است، حال آن‌که نگاهی به لغت‌نامه‌های عرب حقایق دیگری را نشان می‌دهد.
۰۶ خرداد ۹۳ ، ۱۹:۵۱ میلاد رضایی
کتاب های صادق هدایت تو شبکه های اجتماعی خیلی کاربرد داره!
پاسخ:
:)

--- زبان و خط پارسی (هم در نوشتن با دست و هم در نوشتن با رایانه) از بسیاری جهات برتر از خط  و زبان‌های دیگر است. شادروان دکتر محمود حسابی، نیز در رابطه با برتری زبان پارسی بر دیگر زبان‌ها مقاله‌ی زیبایی نگاشته‌اند.
--- با این شیوه‌ی نوشتن صادق هدایت، باید در ایرانی بودن او شک کرد.
--- دقیقاً برعکس گفته‌ی صادق هدایت، با دبیره‌ی پارسی می‌توان تمام گفتارهای معمولی و عامیانه‌ی پارسی را کتابت نمود. متن‌های عامیانه‌ی فراوانی که به پارسی نگاشته شده‌اند و اشعار فولکلور پارسی که به رشته‌ی تحریر در آمده‌اند، هر دو مؤید این مطلب هستند.
پاسخ:
:)

۰۷ خرداد ۹۳ ، ۱۷:۰۵ درة السادات دستغیب

در مورد صادق هدایت هیچ نمی دانم و آنچنان که قبلا توصیف او و نوشته هایش را شنیده بودم میلی به خواندن کتاب های وی نیز نداشته ام و مطلب شما بر آن افزون گشت که هیچ گاه نداشته باشم. درباره ی نظری که برخی فرموده اند که «آخه اگر از عربی گرفته نشده پس از چی گرفته شده؟» یک لحظه اندیشه کافی است تا دربیابیم که ممکن است برعکس باشد. سال گذشته نمایشگاه خط معلی به مناسبت میلاد حضرت علی در فرهنگسرای یزد برگزار گشته بود و بنده به همراه دوستی به آنجا سر زدیم. اساتید خط معلی در آن مکان حضور داشتند و به صورت حضوری (زنده!) خط هم می نوشتند. چندین صندلی در کنار ایشان نیز فراهم بود تا آنان که مایل باشند خط نوشتن را فراگیرند. از قضا ما سر از میز جناب محمد سعید نقاشیان درآوردیم و ایشان شروع کردند یکی یکی حروف را به خط معلی نوشتن و در مورد هر کدام توضیح دادن که هر کدام یعنی چه و ... به حرف میم که رسیدیم؛ درباره ی حرف میم فرمودند که این م-ای که در معلی نوشته می شود همان م-ای است که در پارسی کهن نوشته می شده و بحث از اینجا شروع شد و ایشان یک سخنرانی یک ساعته  درباره ی خط و الفبا و عرفان و ... برای ما ایراد کردند. در میان صحبت هایشان به این موضوعی که شما در جواب ناشناس به صورت طولانی اشاره فرموده اید اشاره کردند که : همان طور که می دانید در قبل از بعثت حضرت رسول در شبه جزیره ی عربستان عده ی انگشت شماری (کمتر از ده نفر) خواندن و نوشتن می دانستند و آنچه را که آن ها می دانستند آن نبوده که از خود عربی باشد و می بایست از حروف زبان های دیگر بوده است. سپس به خطوط عربی اشاره فرموده و گفتند که مثلا خط کوفی را عده ای می پندارند که حضرت علی مبدع این خط است در حالی که اینچنین نیست. حضرت علی خط را از خودشان ابداع نفرموده و تنها الفبای آن را (که طبق گفته ی ایشان ایرانی بوده ) آنچنان تغییر داده اند طوری که مناسب زبان عربی و آنان که عربی سخن می‌گویند باشد و ...

البته دانستن اصل و ریشه ی تاریخی هرچیز بسیار نیکو است و من نیز بر آن واقفم که با دانستن از اصل و ریشه‌ی خود می توانیم از آسیب بیگانگانی که روی دیدن خوش ما را ندارند دفاع کنیم و با سخنانی همچون صادق هدایت و امثالهم بیراهه نرویم و ثابت و مقاوم بمانیم؛ آنچنان که جناب گوهرشادی چنین می کنند. اما سوال من از عده ای چون ناشناس که سر این موضوع بحث می کنند که الفبا از ابتدا ایرانی بوده یا عربی بوده؛ این است که ما را چه سود؟!  اگر دانستن‌مان برای این باشد که آنان که خطشان قدیمی تر بوده بهتر بدانیم یا آنان که خطشان را از دیگری وام گرفته اند را پایین تر؛ دانستنش ما را سودی نخواهند رساند، چرا که ملاک برتری انسان ها به اینکه اجداد کدامیک بنیان گذار خطی که برای نوشتن به کار می برند یا اینکه کدامیکشان تاریخچه ای کهن تر دارند نیست. 

پاسخ:
:)

از جمله ابزار های قدرت و توانمندی ، داشته های بیشتر است. این داشته ها به مثابه سرمایه ی یک تاجر ، خود نمایی میکند. یکی از راههای تضعیف یک جامعه ، گرفتن داشته های آن است. اینکه الفبا از ایتدا ایرانی بوده نه عربی ،یک سرمایه است که می توانیم از آن سود ببریم.ذر بازار جهان ،فرق است بین تاجری که سرمایه اش را خود تامین کرده باشد با تاجری که سرمایه اش را از دیگران وام گرفته است.
پاسخ:
:)

یعنی میخواهید بگویید اگر عربستان وجود نداشت باز هم ما داشتیم از این الفبایی که به قول یک ایران گرد شبیه قلاب ماهیگیری است استفاده میکردیم ؟
همه دنیا میدونند که عرب ها بعد از اینکه خلیفه بازیشان گل کرد ، به معنای واقعی کلمه گند زدند به کشور های اطرافشان ، اصلن برای چی زبان رسمی خاور میانه عربی است ؟ 
کم مانده بود اروپا را هم عرب کنند که ریشه شان را در اسپانیا زدند . 
عجب زبان سختی هم هست ، نمیفهمم یعنی خودشون دقت میکنند که اگر فعل ناسخه اومد ، اعراب خبر و مبتدا رو تغییر بدن ؟!
پاسخ:
:پی

۰۸ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۵۱ محمد محزون
دوست بالاییمون آقای ناشناس خاطرات بدی از عربی کنکور دارن گویا!

پاسخ:
کی خاطرات خوب داره؟
:)

۰۸ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۵۱ ناشناسی دیگر
آقای/خانم ناشناس! قبول دارم که عرب‌ها گند زدن به همه‌چی ولی الفبای‌ ما همیشه مال خودمون بوده و هست.
بهترین سندی هم که من می‌شناسم همون اوستاست که می‌تونیم بخونیم(الفباش مثل الفبای الان هست تقریبا) ولی ممکنه بعضی از کلماتش رو نفهمیم که به نظر من طبیعیه!(تغییرات معمولی زبان طی سال‌ها و قرن‌ها)
پاسخ:
شما اوستا رو می‌تونین همین‌جوری بخونین آیا؟! :-o

۰۸ خرداد ۹۳ ، ۱۹:۴۵ ناشناسی دیگر
می‌گم که می‌تونم بخونم ولی نمی‌فهمم(حالا یه جاهاییش رو نمی‌تونیم!)
پاسخ:
!

۰۹ خرداد ۹۳ ، ۰۹:۲۹ ابوالفضل اسدی
Vaghean neveshteye ghashangi bood va ma ro az gomrahi nejat dad
گفتن که حروف صدادار باعث خوانایی میشه ولی خب نگفتن که همین نبودنشه که باعث میشه سریع بنویسیم و واقعن در میان هر هزار جمله ای که با خط پارسی میخونیم مگه تو چند تاش دچار مشکل میشیم؟
و ضمنن آیا جز این است که خوندن جمله ی اول نظرم با خط بیگانه خیلی رو اعصابه؟
پاسخ:
:)

گیلکی رو نمیشه به فارسی نوشت:دی
یه چیز دیگه، خط لاتین به اینگیلیسی چه ربطی داره!
بعد این که آقا، این که ملت هدایت رو دوس دارن به خاطر عقایدش نیست اکثر اوقات. به هرحال از لحاظ ادبی نوآوری داشته، کسی قبلن اون مدلی نمینوشته تو ایران
پاسخ:
یکی از مواردی که متأسفانه در ایران همواره نادیده گرفته شده، تأسیس فرهنگستان برای زبان‌های مختلف رایج در کشوره. در مورد گیلکی اطلاع دقیقی ندارم ولی الآن که این جمله رو دیدم یاد این مطلب افتادم که بسیاری از زبان‌ها متأسفانه دارن از بین می‌رن و باید ازشون حمایت شه. متأسفانه هیچ سیستم استاندارد واقعی برای نگارش گیلکی، کردی، مازندرانی و آذری وجود نداره و باید هر چه سریع‌تر چنین استانداردهایی تدوین بشه. (استانداردهای چرت و پرت جمهوری آذربایجان را مردم خودش هم رعایت نمی‌کنند.)
حرف من در مورد لاتین و انگلیسی، پاسخی به ادعای مسخره‌ی صادق هدایت بود، لطفن آن را با دقت بخوانید.
این که نوآوری ادبی داشته رو واقعن نمی‌تونم بپذیرم ولی اگه کسی به این خاطر بهش علاقه‌مند باشه و از این عقاید مسخره‌اش پیروی نکنه، از نظر من قابل احترامه. :)

سلام

هرچی میام برا این مطلب نظر نزارم نمیشه به قول نویسنده فقط:

:)

پاسخ:
:))))))
همممم....
خوب بود!
کلا از مطالب آگاهی دهنده تون اعلام رضایت می کنم!
:)
پاسخ:
:)
:)

۱۴ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۴۲ امیررضا پوراخوان
زیبا بود.
فینگلیش چی؟نظر بزرگان و شما در باره ی آن چیست؟
راستی تکیه کلامتان هم که عوض شده مگه :D نبود؟ حالا شده :) .
پاسخ:
:)
:D

وااااااااااااااااااااااااای

پس کی میخواین دست از سر این بنده خدا صادق هدایت بردارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مطلب جدید بزارین خوب.

پاسخ:
درود بر شما
متأسفانه فعلن خیلی سرم شلوغه!

 

راستش را بخواهی امروز هیچ اتفاق خاصی رخ نداد
فقط حدود ظهر باران کوتاهی بارید اما زار زار …

پاسخ:
برو عامو!
اینجا یزده بارون نمیاد :)

مثل خودت:
:)

یه پاراگراف خوندی، اومدی گیر دادی! اون هم با این مثنوی هفتاد منی! چه کار داری به این چیزها؟ شکر شدی تو هم؟ مگه چه کاره حسنی تو؟ بزار باد بیاد! مملکت گل و بلبل هزار و یه بدبختی داره، تو هم چسبیدی به هدایت؟ هم صادق و بود هم هدایت!
پاسخ:
:P

۲۸ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۲۹ پدرام شاکری نوا
ممنون از مطلب آگاهی‌بخش‌تون :)
پاسخ:
:)

سلام

وبلاگ جالبی دارید.چندتا از مطالب شما رو خوندم

زنده باشید

پاسخ:
مرسی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی