امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ۰۲:۴۲ ب.ظ

دو نکته

درود بر شما

۱- نکته‌ای در مورد لحن نوشته‌های من:

همان‌گونه که می‌دانید، یک نوشته را می‌توان با آهنگ‌ها و لحن‌های گوناگونی خواند. امروز یکی از دوستان عزیزم، یکی از پست‌های بلاگم را با لحنی که برای آن متصور بود برایم خواند. باید اعتراف کنم که از خودم ترسیدم! به همین خاطر این پست را نوشتم تا تأکید کنم که لطف کنید و نوشته‌های مرا با لحن خشن یا لحنی که در مناظرات انتخاباتی و بحث‌های سیاسی به کار می‌رود نخوانید. نوشته‌های مرا با لحن «ریاضی» بخوانید. یعنی آرام و بدون هیجان کاذب و بسیار رک. از آن‌چه می‌نویسم برداشتی جز آن‌چه نوشته‌ام نکنید و نوشته‌های مرا در مورد چیزهایی که با آن‌ها مخالفم با آب و تاب و احساس تنفر نخوانید. من نوع نگارشم را مدیون «ریاضیات» هستم. پس «ریاضی» بخوانید. (البته گاهی عمدن ابهام ایجاد می‌کنم، مثل همین جمله :))


۲- سنجه‌ای (میزانی) برای نگارش درست:

در مورد زبان و ادبیات پارسی، بسیاری از عقاید «امید» (مهدی اخوان ثالث، سوم برادران سوشیانت!) را سخته و درست می‌دانم و بسیاری از باورهایم در این زمینه را مدیون اویم. به یاد دارم که امید، به گمانم در مؤخره‌ی کتاب ارجمند «از این اوستا»، در این مورد سخن گفته بود که راز ماندگاری شعر حافظ و سعدی و از یاد رفتن شعر فلان‌شاعر چیست. وی در آن نوشته‌ی خود بیان کرد که ادبیات هر زبانی به مانند رودی است که یک جریان دائمی و عمیق دارد و یک جریان سطحی و پر از گل و لای. راز ماندگاری شعر شاعران بزرگ و نثر نویسندگان بزرگ را هم همین می‌دانست که آن‌ها نوشته‌هایشان را بر اساس و درون آن جریان عمیق دائمی نگاشته‌اند و نه با استفاده از عناصر زودگذر جریان سطحی. پس معیار درستی یک نگارش را می‌توان (به صورت غیررسمی) آن دانست که این نوشته تا چه حد در این جریان قرار می‌گیرد. آیا این نوشته برای همه‌ی اهالی زبان بزرگ پارسی، از همه‌ی لهجه‌ها و گویش‌ها، در هر کجا که هستند، و از همه‌ مهم‌تر مستقل از زمان به دنیا آمدن و زیستشان (گذشته، اکنون یا آینده) قابل فهم هست یا نه.

من خود را فقط به همین قانون متعهد می‌دانم و علت آن‌که گاهی واژگانی به کار می‌برم که در پارسی رایج امروزی بسیار «ادبی» جلوه می‌کنند نیز همین است که آن‌چه می‌نویسم قابل‌فهم‌تر باشد. اما می‌توان نوشته را به شکلی تنظیم و کوک کرد که هم از عناصر زودگذر پارسی امروزی بهره برد و هم در عمق زبان پارسی بماند. البته من اصلن ادعا ندارم که توانسته‌ باشم به چنین مهارتی دست یابم. یکی از روش‌هایی که در این راه کمک می‌کند، آن است که در متن خود به یک چیز با چند واژه و تعبیر گوناگون اشاره کنیم، به طوری که خواننده‌ای که با هر یک از آن‌ها آشنا نبود، بتواند از روی بقیه، چم (معنای) آن را حدس بزند. 


سربلند و پیروز باشید و پارسی بنگارید.




نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۹۵/۰۴/۲۳
    OS
  • ۹۵/۰۳/۲۴
    KDE
۱۰ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۴۲

دو نکته

درود بر شما

۱- نکته‌ای در مورد لحن نوشته‌های من:

همان‌گونه که می‌دانید، یک نوشته را می‌توان با آهنگ‌ها و لحن‌های گوناگونی خواند. امروز یکی از دوستان عزیزم، یکی از پست‌های بلاگم را با لحنی که برای آن متصور بود برایم خواند. باید اعتراف کنم که از خودم ترسیدم! به همین خاطر این پست را نوشتم تا تأکید کنم که لطف کنید و نوشته‌های مرا با لحن خشن یا لحنی که در مناظرات انتخاباتی و بحث‌های سیاسی به کار می‌رود نخوانید. نوشته‌های مرا با لحن «ریاضی» بخوانید. یعنی آرام و بدون هیجان کاذب و بسیار رک. از آن‌چه می‌نویسم برداشتی جز آن‌چه نوشته‌ام نکنید و نوشته‌های مرا در مورد چیزهایی که با آن‌ها مخالفم با آب و تاب و احساس تنفر نخوانید. من نوع نگارشم را مدیون «ریاضیات» هستم. پس «ریاضی» بخوانید. (البته گاهی عمدن ابهام ایجاد می‌کنم، مثل همین جمله :))


۲- سنجه‌ای (میزانی) برای نگارش درست:

در مورد زبان و ادبیات پارسی، بسیاری از عقاید «امید» (مهدی اخوان ثالث، سوم برادران سوشیانت!) را سخته و درست می‌دانم و بسیاری از باورهایم در این زمینه را مدیون اویم. به یاد دارم که امید، به گمانم در مؤخره‌ی کتاب ارجمند «از این اوستا»، در این مورد سخن گفته بود که راز ماندگاری شعر حافظ و سعدی و از یاد رفتن شعر فلان‌شاعر چیست. وی در آن نوشته‌ی خود بیان کرد که ادبیات هر زبانی به مانند رودی است که یک جریان دائمی و عمیق دارد و یک جریان سطحی و پر از گل و لای. راز ماندگاری شعر شاعران بزرگ و نثر نویسندگان بزرگ را هم همین می‌دانست که آن‌ها نوشته‌هایشان را بر اساس و درون آن جریان عمیق دائمی نگاشته‌اند و نه با استفاده از عناصر زودگذر جریان سطحی. پس معیار درستی یک نگارش را می‌توان (به صورت غیررسمی) آن دانست که این نوشته تا چه حد در این جریان قرار می‌گیرد. آیا این نوشته برای همه‌ی اهالی زبان بزرگ پارسی، از همه‌ی لهجه‌ها و گویش‌ها، در هر کجا که هستند، و از همه‌ مهم‌تر مستقل از زمان به دنیا آمدن و زیستشان (گذشته، اکنون یا آینده) قابل فهم هست یا نه.

من خود را فقط به همین قانون متعهد می‌دانم و علت آن‌که گاهی واژگانی به کار می‌برم که در پارسی رایج امروزی بسیار «ادبی» جلوه می‌کنند نیز همین است که آن‌چه می‌نویسم قابل‌فهم‌تر باشد. اما می‌توان نوشته را به شکلی تنظیم و کوک کرد که هم از عناصر زودگذر پارسی امروزی بهره برد و هم در عمق زبان پارسی بماند. البته من اصلن ادعا ندارم که توانسته‌ باشم به چنین مهارتی دست یابم. یکی از روش‌هایی که در این راه کمک می‌کند، آن است که در متن خود به یک چیز با چند واژه و تعبیر گوناگون اشاره کنیم، به طوری که خواننده‌ای که با هر یک از آن‌ها آشنا نبود، بتواند از روی بقیه، چم (معنای) آن را حدس بزند. 


سربلند و پیروز باشید و پارسی بنگارید.


موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۱۰
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۴)

۱۱ بهمن ۹۲ ، ۱۲:۵۵ بنیامین دلشاد
سلام. خسته نباشید :) اومدم یه سری بزنم بهتون :)
شما این اعتقادی که تو نگارش دارین تو زمینه سره نویسی و کلن این که سعی کنین کمتر از واژه های بیگانه استفاده کنین دارین یا به نظرتون کار خوبی نیست؟ :D 

پاسخ:
من تلاشمو می‌کنم که سره بنویسم ولی فقط تا جایی که فهمیدنش برای بقیه سخت نشه.

من نمیرسم سر بزنم خدای نکرده یک وقت کسی احوالی ازم نپرسه ها

هییییییییییییییی روزگار:(              

پاسخ:
یعنی باید از سه تا نقطه احوال بپرسم؟ :-؟

احوالپرسی از سه تا نقطه :))
سلام نقاط!
پاسخ:
:))))))))
عمدن و اصلن من رو یاد سوال دو مرحله دو روز دو امسال انداخت!+چند تا پست دیگه
----
عمدان عمدا رو عمدن نوشتید؟ روی خط صحیح کلمات اصرار دارم ولی تا حالا چنین چیزی روندیده بودم و با توجه به تکرارش احتمالا/ـن دلیلی پشتش نهفتس.
اگه هست بگین تا به اطلاعاتم افزوده شه.ممنون:)
پاسخ:
سلام

این موضوع بر اساس این دیدگاهه که نوشتار باید با گفتار هم‌خوانی داشته باشه. :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی