امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
شنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۲، ۱۲:۵۴ ق.ظ

به پایان آمد این دفتر

به نام خدا و درود

این‌طور که از شواهد بر می‌آید، در ترم جاری از رشته‌ی علوم‌کامپیوتر و در ترم آینده و یا شاید تابستانی که در پیش داریم در رشته‌ی ریاضی فارغ‌التحصیل خواهم شد. با توجه به حجم بسیار زیاد کارهایم در ترم جاری (۳۲ واحد درس، کنکور، المپیاد و مسابقه‌های بین‌المللی ریاضی و برگزاری مسابقه‌ی بازی‌ریاضی یزد) وقت بسیار محدودی دارم و به اجبار باید از بسیاری از علایقم چشم‌پوشی کنم. متأسفانه یکی از این موارد، ادامه‌ی برگزاری کلاس‌های المپیاد است. بنابراین کلاس‌های المپیاد ریاضی و کامپیوتر من فقط تا پایان این ماه (۳ جلسه‌ی دیگر) تشکیل خواهند شد و پس از آن تدریس المپیاد را خواهم بوسید و به کنجی نهاده به نسل بعدی تقدیم خواهم کرد، با ذکر این نکته که خاطراتم در کلاس‌های المپیاد مشهد و تهران و یزد و اصفهان و بناب و کرمان را هرگز فراموش نخواهم کرد و همیشه به آشنایی با این چند نسل به یاد ماندنی از دانش‌پژوهان المپیادهای کامپیوتر و ریاضی ایران خواهم بالید. از همه‌ی دوستان زیادی که در این دوران به اصطلاح المپیادی بودن و المپیادی شدن، به من کمک کردند و از آن‌ها بسیار آموختم متشکرم و امیدوارم در دوران از المپیاد بیرون رفتن هم مرا یاری دهند.

سربلند و پیروز باشید

:)




نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

۰۵ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۵۴

به پایان آمد این دفتر

به نام خدا و درود

این‌طور که از شواهد بر می‌آید، در ترم جاری از رشته‌ی علوم‌کامپیوتر و در ترم آینده و یا شاید تابستانی که در پیش داریم در رشته‌ی ریاضی فارغ‌التحصیل خواهم شد. با توجه به حجم بسیار زیاد کارهایم در ترم جاری (۳۲ واحد درس، کنکور، المپیاد و مسابقه‌های بین‌المللی ریاضی و برگزاری مسابقه‌ی بازی‌ریاضی یزد) وقت بسیار محدودی دارم و به اجبار باید از بسیاری از علایقم چشم‌پوشی کنم. متأسفانه یکی از این موارد، ادامه‌ی برگزاری کلاس‌های المپیاد است. بنابراین کلاس‌های المپیاد ریاضی و کامپیوتر من فقط تا پایان این ماه (۳ جلسه‌ی دیگر) تشکیل خواهند شد و پس از آن تدریس المپیاد را خواهم بوسید و به کنجی نهاده به نسل بعدی تقدیم خواهم کرد، با ذکر این نکته که خاطراتم در کلاس‌های المپیاد مشهد و تهران و یزد و اصفهان و بناب و کرمان را هرگز فراموش نخواهم کرد و همیشه به آشنایی با این چند نسل به یاد ماندنی از دانش‌پژوهان المپیادهای کامپیوتر و ریاضی ایران خواهم بالید. از همه‌ی دوستان زیادی که در این دوران به اصطلاح المپیادی بودن و المپیادی شدن، به من کمک کردند و از آن‌ها بسیار آموختم متشکرم و امیدوارم در دوران از المپیاد بیرون رفتن هم مرا یاری دهند.

سربلند و پیروز باشید

:)


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۰۵
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۱۷)

۰۵ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۵۷ ابراهیم طاهرنژاد
:(
پاسخ:
:)
بذار با دل خوش تمومش کنیم دیگه، بخند :)

sale baadesh ke mitoonin dobare edame bedid.
پاسخ:
:)
نه دیگه
من الآن بازنشست شدم دیگه :)

۰۵ بهمن ۹۲ ، ۱۸:۵۰ محمد مهدی جهان آرا
پیش نوشت-من معمولن خوب نمی‌نویسیم، پس ضعف‌های این نوشته رو هم بر من ببخشید :)

وقتی من با امیر آشنا شدم، از المپیاد و خیلی چیزهای دیگه خیلی کمتر از الان میدونستم، اهدافی داشتم ولی اصلا راه رسیدن به اونها رو بلد نبودم یا تصور غلتی در موردشون داشتم. کسی یا جایی که به من کمک بکنه وجود نداشت، دوستی که منو راهنمایی بکنه هم نداشتم.

امیر هم دوست بسیار خوبی برای من بود، هم استادی باهوش و کاربلد، بدون اینکه تعهدی نسبت به کسی یا جایی داشته، فقط بنا به عقیده‌های شخصی خودش من و دوستانم رو توی راه المپیاد جلو برد و راه رو به ما نشون داد. نظر من رو در مورد خیلی چیزها عوض کرد، منو به فکر کردن در مورد خیلی چیزها واداشت و قطعا مسیر زندگی منو تغییر داد :)

امیر تلاش‌های زیادی برای پیشرفت چند نسل اخیر المپیاد در یزد و جاهای زیاد دیگه‌ای کشید و از این جهت قطعا یکی از شاخص ترین افراد ه. (اگر شاخص ترین در نوع خودش نباشه!)

امیر در مورد اکثر چیزها نظر شخصی خودش رو داره، نظراتش همه برخواسته از تجربه‌ها و باورهای خودشه و سخت بهشون مطمئنه، بسیار پر تلاش ولی منطقیه و همیشه یکی از اولویت‌های اصلیش به نظر من کمک به دیگرانه! به همین دلیل اکثر مواقع تصمیماتش برای همه عجیب و بدون دلیل به نظر میاد ولی با توجه به تجربه‌ی شخصی من اکثر مواقع بهترین نتیجه رو میده ! :D (میدونم کلا هیچ ربطی نداشت ولی نمیشه آدم از امیر بگه ولی این پاراگراف بالا رو نگه :-")

امیر عزیز، من واقعا دوست دارم و برای همه‌ چیز از تو ممنونم، همیشه برام مثل داداش بزرگتر هستی، امیدوارم به همه‌ی آرزوهات برسی و همیشه موفق باشی :) (فقط امیر بخواند - :-*)

پس نوشت-میدونم که میدونید نتونستم حرفم رو دست و حسابی بزنم ولی نمی‌شد چیزی هم نگم. می‌شد ؟!
پاسخ:
خب، فکر کنم بزرگ‌ترین تأثیری که روت گذاشته‌ام، این بوده که باعث شده‌ام بلند بنویسی :)
بسیاری از چیزهایی که در این کامنت نوشتی رو تکذیب می‌کنم. به خصوص هیچ‌گونه مسؤولیتی در قبال تغییر مسیر زندگی و این چیزا نمی‌پذیرم :) :)
حالا که قراره قربون‌صدقه‌ی هم بریم، منم باید بگم که این کامنت توسط شخصی نوشته شده که بسیاری از بهترین روزهای زندگیمو مدیونشم. 

۰۵ بهمن ۹۲ ، ۱۹:۲۳ اسماعیل نادری
کجایی ای جوونی!
حدس می زنم این کارو نتونین کامل انجام بدین، به خاطر دکارت و اینا!
پاسخ:
:)
کامل کامل هم تعطیل نمی‌شه، یه داداش دارم که در هر صورت باید بهش درس بدم. :)

سلام

دیدم امروز تو دانشکده اینقدر عجله داشتین نگو چقدر کار دارین شما آقای کفشدار!!!!!!!!!!!!!!!!!

انشاالله همیشه موفق باشید.

پاسخ:
در حال گرفتن امضا و موافقت برای اخذ واحدهای این ترمم بودم. :)


۰۵ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۰۳ پسرخاله! :)
آقای گوهرشادی! میخواستم بگم که واقعن یکی از بهترین آدم هایی هستین که تا به حال دیدم! :)
درسته که یکم زیادی عجیبین ! هم خودتون و هم عقایدتون و هم رفتاراتون!
ولی اون موقعی که هزار تا سوال در مورد آدما تو ذهنم بود باهاتون آشنا شدم و فهمیدم هنوز انسان ها وجود دارن! :) واسه همین ازتون ممنونم
امیدوارم همیشه موفق باشین...
پاسخ:
جناب پسرخاله، شما واقعن فکر می‌کنین خودتون به اندازه‌ی من عجیب نیستین؟ (یا حتا بیش‌تر)

ایول... مثل همیشه شتابنده...
برایت پیروزی های بیشتری را آرزومندم.
پاسخ:
:)
سپاس‌گزارم.

۰۶ بهمن ۹۲ ، ۱۲:۵۲ پسرخاله! :)
من کجا عجیبم؟؟؟؟ :-o
پاسخ:
من کجا عجیبم؟
:)
:-سوت‌

!!!!!!!!!ok

۰۶ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۲۶ سعید طامه بیدگلی
هنوز دو ترم دیگه باید تحملت کنیم :(
خدایا صبرمون بده
آمییییییییییییییییییییییییییین
پاسخ:
:)

خدا میدونه چه بر سر این همکلاسیهای بیچارتون آوردین که دلشون خونه:)

ما که شانس اوردیم هیچ وقت از این همکلاسیها نداشتیم...

پاسخ:
این کامنت در جهت تفرقه‌انگیزی نوشته شده :)

نمی دونستم خراب شدن یه دکمه بک اسپیس می تونه تا این حد جهت زندگی افراد رو تغییر بده :-؟ :|
توصیه ایمنی : هیچ وقت به دکمه بک اسپیس یکی دیگه دست نزنید 
پاسخ:
:)
از دست تو 

نه والا چنین قصدی نداشتم:)

پاسخ:
:)
۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۰۵ ابوالفضل اسدی
در یه جمله:
اگه بخوام فنی‌ترین دوستم رو انتخاب کنم، بدون شک امیره ...
پاسخ:
آقا من ریاضیم! منو چه به فنی؟
:)

۲۳ فروردين ۹۳ ، ۲۱:۲۷ امیررضا پوراخوان
واقعا باز نشسته شدین؟
به این زودی؟
این بار بزرگ رو حداقل تو یزد به عهده ی کی میذارین؟
جهان که رفت.ابراهیم و مرتضی و وحید هم که تا حالا دانش آموز بودن حالا میتونن استاد بشن؟
هیچ وقت شما و کلاسهاتون و شیوه ی حرف زدن و تخریب روحتون(که خوب بود) رو فراموش نمی کنم.
کاش بشه برا سال سوم ما اولی ها دوباره بگردین.
میشه؟
پاسخ:
:)
:)

فکر کنم یکی از سخت ترین تصمیماتون بود. نه؟
تصورش برام سخته :d
تونستین روش وایستید و سراغش نرید؟
پاسخ:
البته که تصمیم سختی بود ولی بله. تا حد زیادی رو این حرفم ایستادم و جز در موارد خیلی خیلی خاص درس ندادم. موارد خیلی خیلی خاص یعنی داداشم و وقت‌هایی که یه دوست خیلی خیلی قدیمی و خیلی خیلی خاص از آدم می‌خواد که یه کاری رو براش بکنه. :)

آپدیت(آبان 93):آقای گوهر شادی دوباره مشغول به تدریس شدند
یه کمی دوباره درگیر کارهاشون هستن ایشاللا دوباره ادامه میدن :)
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی