امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
چهارشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۱، ۰۳:۵۸ ب.ظ

گمانه

درود

گویندcitation needed هر جا و هر وقت که رسانه و اطلاع‌رسانی وجود داشته، لاجرم لاف‌زنی و دروغ و بزرگ‌نمایی هم وجود داشته.

مسلم است که این موضوع با رواج اینترنت و به خصوص بعضی سایت‌های اجتماعی که فیلتر شده‌اند و اگر نامشان را ببرم بلاگ من هم ممکن است فیلتر شود، بسیار تشدید شده است.

این روزها اگر کمی در این تار عنکبوت بی‌ در و پیکر جهانی بگردیم، قطعن با جملاتی بسیار زیبا از «دکتر علی شریعتی»، «کوروش کبیر»، «ارد بزرگ»، «اشوزرتشت»، «ایبراهام لینکلن» و هزاران آدم معروف دیگر رو به رو می‌شویم که اکثر آن‌ها هم ساختگی و من در آوردی هستند.

به یاد دارم که سال‌ها پیش نامه‌ای خواندم که ادعا می‌شد چارلی چاپلین آن را خطاب به دخترش نوشته است. بعد از مدتی هم تکذیبیه‌های فراوان خواندم از این قرار که فلان روزنامه‌نگار ایرانی این نامه را به طنز نوشته بوده و اصلن چنین نامه‌ای وجود خارجی نداشته است. بعد عده‌ای گفتند که ما انگلیسیش را خوانده‌ایم و باز عده‌ای گفتند که آن مجله‌ی انگلیسی هم از پارسی نامه را ترجمه کرده است و خلاصه این رشته سر دراز دارد...

بعدها خواندم که ناسا اثر شق‌القمر را بر ماه یافته است، بعد گفتند اصلن تا حالا کسی به ماه نرفته است، بعد گفتند آرم پپسی قرار است روی ماه بیفتد و خلاصه هزاران هزار حرف مفت دیگر شنیدیم که هیچ‌یک واقعن اهمیتی هم نداشتند. مثلن برای من هیچ فرقی ندارد که آن نامه‌ی کذایی را چارلی چاپلین به دخترش نوشته باشد یا یک طنزنویس ایرانی به مخاطبش. و بدیهی است که نه پیدا شدن اثر شق‌القمر توسط ناسا و شنیدن صدای اذان توسط یوری گاگارین در ماه چیزی به باورهای من می‌افزاید و نه پیدا نشدن این اثر و شنیده نشدن آن یکی، چیزی از ایمانم کم می‌کند.

اما وقتی حجم این چرندیات آن‌قدر زیاد شد که دیگر به جملاتی مانند «داداش سس سفید هم داری؟ -- دکتر شریعتی در فلافلی» رسید، عده‌ای پیدا شدند که بر خود بایسته دیدند که بار سنگین روشن کردن افکار عمومی را بر دوش کشیده و به همگان بگویند که این‌ها دروغ است. اکثر صفحه‌هایی که با این رسالت ساخته شدند به بدیهیات پرداختند و مثلن اعلام کردند که کوروش کبیر هیچ‌گاه در مورد انقلاب فرانسه نظر نداده است. این‌جا بود که من به یاد این چند بیتی افتادم که دکتر شریعتی در کتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» خود از آن بهره گرفته است:

آن‌چه در جوی می‌رود آب است

هر که بیدار نیست در خواب است

نمد سبزوار از پشم است

زیر ابروی مردمان چشم است

پس از این مرحله، با موج جدیدی رو به رو شدیم که به نظرم عمدتن از ویکی‌پدیای انگلیسی شروع شد. ملت برای این که بگویند این حرف را واقعن فلانی زده است، به دروغ نشانی این جمله را در کتاب‌ها می‌دادند. یکی از نمونه‌های جالب می‌تواند این باشد: «حجاب مصونیت است، نه محدودیت -- شهید مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۲۴». طبیعی است که خواننده هرگز به خود زحمت چک کردن این رفرنس‌ها را نمی‌دهد. (بدترین نوع این رفرنس‌ها جعل آیه از قرآن کریم بود که متأسفانه شاهد این مورد هم بودیم.)

حال چندی است که موج جدیدی از توهم دنیای وب را در بر گرفته است. این موج جدید نوعی علاقه‌ی شدید به تکذیب کردن همه‌چیز و همه‌کس است.

اولین مورد این موج را من در گوگل پلاس (وقتی هنوز فیلتر نبود!) دیدم. پستی بود که شدیدن شیر هم می‌شد و مضمونش آن بود که کل داستان‌ حمله‌ی کوروش به بابل و احترام گذاشتن کوروش به دین سایر ملل و نجات دادن یهودیان از ظلم و ... دروغی بیش نبوده است و هیچ کتیبه‌ای در تخت جمشید شاهدی بر نجات یهودیان توسط یک پادشاه ایرانی نیست. این موضوع به طرز مسخره‌ای در گوگل پلاس منتشر می‌شد و خوب به یاد دارم که چه‌قدر برایم خنده‌آور بود که هیچ‌یک از افرادی که داستان قبلی (در مورد نجات یهودیان) و داستان فعلی (در مورد دروغ بودن داستان قبلی) را منتشر می‌کردند، کوچک‌ترین مطالعه‌ی تاریخی در مورد کوروش نداشتند. (و حتی فرق کوروش اول و دوم را نمی‌فهمیدند.) هر کس اندکی مطالعه‌ی دینی داشته باشد، این داستان را در کتب عهد عتیق می‌بیند و گرچه وجود این قضیه در کتاب‌هایی که به نظر ما تحریف شده هستند، حجتی بر درستی آن نیست، لیکن رد کردن آن با استناد به این که هیچ کتیبه‌ای در تخت جمشید چنین چیزی نمی‌گوید چندان عاقلانه نیست.

مورد دیگری هم که به تازگی با آن رو به رو شدم، بحث ویکی‌پدیای پارسی در مورد حذف مقاله‌ی «ارد بزرگ» بود که به حذف این مقاله انجامید. (اینجا)

خود من به شخصه یکی از موافقان حذف این مقاله بودم (زیرا لحن دانشنامه‌ای و استناد معتبر نداشت) اما این که عده‌ای اصل وجود شخصی به نام «ارد بزرگ» را زیر سؤال بردند به نظرم خنده‌آور و ناشی از کم بودن مطالعه‌ی ما (که هر از چندی آمارهای عجیب و غریبی و غیرقابل استنادی از وضعیت آن منتشر می‌شود) است. {دقت کنید که منظورم از «وجود» در جمله‌ی قبل وجود خارجی نیست، حتی اگر ارد بزرگ یک افسانه هم باشد، افسانه‌ی بزرگی است و باید در ویکی‌پدیا بماند، البته با لحن دانشنامه‌ای و رفرنس درست.}

مورد دیگری که در ویکی‌پدیای پارسی به تازگی دیده می‌شود، چیزی است که من آن را تحقیر ناخواسته‌ی افغان‌ها و تاجیک‌ها می‌نامم. اکثر کاربران که ایرانی هستند، متأسفانه هیچ اعتباری برای منابع افغان و تاجیک قائل نیستند و چه بسیارند مقالات خوبی که به علت عدم آشنایی کاربران (به خصوص ادمین‌ها) با خط تاجیکی به بهانه‌ی فقدان منابع معتبر حذف می‌شوند.

برگردیم به اصل مطلب. نکته‌ی اوج این جریان تکذیبی‌گری افراطی سایت گمانه است. به صراحت نظرم را در مورد این سایت می‌گویم. مشتی آدم بی‌کار و بی‌سواد و بی‌اطلاع و هوچی‌گر دور هم نشسته‌اند و همه‌ی باورهای ملی ما را در کنار شایعات قرار داده و همه را با هم تکذیب می‌کنند.

به عنوان مثال، این سایت در اینجا مدعی شده است که اصلن شعر «بنی‌آدم» سعدی بر سر در سازمان ملل دیده نمی‌شود. آن هم بدون استناد به هیچ منبع معتبری و چنان که انگار خبرنگار ایسنا یا نویسنده‌ی این مطلب شخصن سازمان ملل را بررسی کرده و این شعر را نیافته‌اند. حال بگذریم که این افراد این‌قدر بی‌اطلاع و کم‌سواد هستند که حتی نمی‌دانند سازمان ملل یک ساختمان در نیویورک نیست و دفترهایی در شهرهای دیگر جهان هم دارد. {مقاله پس از اولین باری که من آن را خواندم تغییرات بزرگی کرده است و دیگر این اشکال به آن وارد نیست. -- کامنت‌ها را ببینید} جالب است که با خواندن کامنت‌های این مطلب به این نتیجه می‌رسیم که خوانندگان بدون کوچک‌ترین توجهی این چرندیات را که به نام «مبارزه با چرندیات» منتشر می‌شود باور می‌کنند. حال اگر اشاره‌ای به این شعر در سخنرانی بان‌کی‌مون در تهران هم باشد، گو باش.

نه تنها این مطلب، که تعداد زیادی از مطالب این سایت را همین چرندیات دهن پر کن تشکیل می‌دهد که عموم مردم را قانع می‌کند که چه نشسته‌اید که سال‌هاست همه دارند به شما دروغ می‌گویند!

با این حجم از دروغ و تکذیب‌های بی‌پایه و اساس که در این سایت وجود دارد و مخصوصن این سعی شدیدی که در بدنام کردن کتاب‌های درسی ما در این سایت به چشم می‌خورد، بسیار متعجبم که هنوز فیلتر نشده است.

در حقیقت این وب‌سایت نه تنها روشن‌گری نمی‌کند، که حتی سعی در تشویش اذهان عمومی دارد.


جنگ من با تاریکی است، اما برای غلبه بر آن به رویش شمشیر نمی‌کشم، بلکه چراغی روشن می‌کنم. (اشوزرتشت - گات‌ها - یادم نمیاد کجاش - نقل به مضمون)



نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۹۵/۰۴/۲۳
    OS
  • ۹۵/۰۳/۲۴
    KDE
۰۲ اسفند ۹۱ ، ۱۵:۵۸

گمانه

درود

گویندcitation needed هر جا و هر وقت که رسانه و اطلاع‌رسانی وجود داشته، لاجرم لاف‌زنی و دروغ و بزرگ‌نمایی هم وجود داشته.

مسلم است که این موضوع با رواج اینترنت و به خصوص بعضی سایت‌های اجتماعی که فیلتر شده‌اند و اگر نامشان را ببرم بلاگ من هم ممکن است فیلتر شود، بسیار تشدید شده است.

این روزها اگر کمی در این تار عنکبوت بی‌ در و پیکر جهانی بگردیم، قطعن با جملاتی بسیار زیبا از «دکتر علی شریعتی»، «کوروش کبیر»، «ارد بزرگ»، «اشوزرتشت»، «ایبراهام لینکلن» و هزاران آدم معروف دیگر رو به رو می‌شویم که اکثر آن‌ها هم ساختگی و من در آوردی هستند.

به یاد دارم که سال‌ها پیش نامه‌ای خواندم که ادعا می‌شد چارلی چاپلین آن را خطاب به دخترش نوشته است. بعد از مدتی هم تکذیبیه‌های فراوان خواندم از این قرار که فلان روزنامه‌نگار ایرانی این نامه را به طنز نوشته بوده و اصلن چنین نامه‌ای وجود خارجی نداشته است. بعد عده‌ای گفتند که ما انگلیسیش را خوانده‌ایم و باز عده‌ای گفتند که آن مجله‌ی انگلیسی هم از پارسی نامه را ترجمه کرده است و خلاصه این رشته سر دراز دارد...

بعدها خواندم که ناسا اثر شق‌القمر را بر ماه یافته است، بعد گفتند اصلن تا حالا کسی به ماه نرفته است، بعد گفتند آرم پپسی قرار است روی ماه بیفتد و خلاصه هزاران هزار حرف مفت دیگر شنیدیم که هیچ‌یک واقعن اهمیتی هم نداشتند. مثلن برای من هیچ فرقی ندارد که آن نامه‌ی کذایی را چارلی چاپلین به دخترش نوشته باشد یا یک طنزنویس ایرانی به مخاطبش. و بدیهی است که نه پیدا شدن اثر شق‌القمر توسط ناسا و شنیدن صدای اذان توسط یوری گاگارین در ماه چیزی به باورهای من می‌افزاید و نه پیدا نشدن این اثر و شنیده نشدن آن یکی، چیزی از ایمانم کم می‌کند.

اما وقتی حجم این چرندیات آن‌قدر زیاد شد که دیگر به جملاتی مانند «داداش سس سفید هم داری؟ -- دکتر شریعتی در فلافلی» رسید، عده‌ای پیدا شدند که بر خود بایسته دیدند که بار سنگین روشن کردن افکار عمومی را بر دوش کشیده و به همگان بگویند که این‌ها دروغ است. اکثر صفحه‌هایی که با این رسالت ساخته شدند به بدیهیات پرداختند و مثلن اعلام کردند که کوروش کبیر هیچ‌گاه در مورد انقلاب فرانسه نظر نداده است. این‌جا بود که من به یاد این چند بیتی افتادم که دکتر شریعتی در کتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» خود از آن بهره گرفته است:

آن‌چه در جوی می‌رود آب است

هر که بیدار نیست در خواب است

نمد سبزوار از پشم است

زیر ابروی مردمان چشم است

پس از این مرحله، با موج جدیدی رو به رو شدیم که به نظرم عمدتن از ویکی‌پدیای انگلیسی شروع شد. ملت برای این که بگویند این حرف را واقعن فلانی زده است، به دروغ نشانی این جمله را در کتاب‌ها می‌دادند. یکی از نمونه‌های جالب می‌تواند این باشد: «حجاب مصونیت است، نه محدودیت -- شهید مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۲۴». طبیعی است که خواننده هرگز به خود زحمت چک کردن این رفرنس‌ها را نمی‌دهد. (بدترین نوع این رفرنس‌ها جعل آیه از قرآن کریم بود که متأسفانه شاهد این مورد هم بودیم.)

حال چندی است که موج جدیدی از توهم دنیای وب را در بر گرفته است. این موج جدید نوعی علاقه‌ی شدید به تکذیب کردن همه‌چیز و همه‌کس است.

اولین مورد این موج را من در گوگل پلاس (وقتی هنوز فیلتر نبود!) دیدم. پستی بود که شدیدن شیر هم می‌شد و مضمونش آن بود که کل داستان‌ حمله‌ی کوروش به بابل و احترام گذاشتن کوروش به دین سایر ملل و نجات دادن یهودیان از ظلم و ... دروغی بیش نبوده است و هیچ کتیبه‌ای در تخت جمشید شاهدی بر نجات یهودیان توسط یک پادشاه ایرانی نیست. این موضوع به طرز مسخره‌ای در گوگل پلاس منتشر می‌شد و خوب به یاد دارم که چه‌قدر برایم خنده‌آور بود که هیچ‌یک از افرادی که داستان قبلی (در مورد نجات یهودیان) و داستان فعلی (در مورد دروغ بودن داستان قبلی) را منتشر می‌کردند، کوچک‌ترین مطالعه‌ی تاریخی در مورد کوروش نداشتند. (و حتی فرق کوروش اول و دوم را نمی‌فهمیدند.) هر کس اندکی مطالعه‌ی دینی داشته باشد، این داستان را در کتب عهد عتیق می‌بیند و گرچه وجود این قضیه در کتاب‌هایی که به نظر ما تحریف شده هستند، حجتی بر درستی آن نیست، لیکن رد کردن آن با استناد به این که هیچ کتیبه‌ای در تخت جمشید چنین چیزی نمی‌گوید چندان عاقلانه نیست.

مورد دیگری هم که به تازگی با آن رو به رو شدم، بحث ویکی‌پدیای پارسی در مورد حذف مقاله‌ی «ارد بزرگ» بود که به حذف این مقاله انجامید. (اینجا)

خود من به شخصه یکی از موافقان حذف این مقاله بودم (زیرا لحن دانشنامه‌ای و استناد معتبر نداشت) اما این که عده‌ای اصل وجود شخصی به نام «ارد بزرگ» را زیر سؤال بردند به نظرم خنده‌آور و ناشی از کم بودن مطالعه‌ی ما (که هر از چندی آمارهای عجیب و غریبی و غیرقابل استنادی از وضعیت آن منتشر می‌شود) است. {دقت کنید که منظورم از «وجود» در جمله‌ی قبل وجود خارجی نیست، حتی اگر ارد بزرگ یک افسانه هم باشد، افسانه‌ی بزرگی است و باید در ویکی‌پدیا بماند، البته با لحن دانشنامه‌ای و رفرنس درست.}

مورد دیگری که در ویکی‌پدیای پارسی به تازگی دیده می‌شود، چیزی است که من آن را تحقیر ناخواسته‌ی افغان‌ها و تاجیک‌ها می‌نامم. اکثر کاربران که ایرانی هستند، متأسفانه هیچ اعتباری برای منابع افغان و تاجیک قائل نیستند و چه بسیارند مقالات خوبی که به علت عدم آشنایی کاربران (به خصوص ادمین‌ها) با خط تاجیکی به بهانه‌ی فقدان منابع معتبر حذف می‌شوند.

برگردیم به اصل مطلب. نکته‌ی اوج این جریان تکذیبی‌گری افراطی سایت گمانه است. به صراحت نظرم را در مورد این سایت می‌گویم. مشتی آدم بی‌کار و بی‌سواد و بی‌اطلاع و هوچی‌گر دور هم نشسته‌اند و همه‌ی باورهای ملی ما را در کنار شایعات قرار داده و همه را با هم تکذیب می‌کنند.

به عنوان مثال، این سایت در اینجا مدعی شده است که اصلن شعر «بنی‌آدم» سعدی بر سر در سازمان ملل دیده نمی‌شود. آن هم بدون استناد به هیچ منبع معتبری و چنان که انگار خبرنگار ایسنا یا نویسنده‌ی این مطلب شخصن سازمان ملل را بررسی کرده و این شعر را نیافته‌اند. حال بگذریم که این افراد این‌قدر بی‌اطلاع و کم‌سواد هستند که حتی نمی‌دانند سازمان ملل یک ساختمان در نیویورک نیست و دفترهایی در شهرهای دیگر جهان هم دارد. {مقاله پس از اولین باری که من آن را خواندم تغییرات بزرگی کرده است و دیگر این اشکال به آن وارد نیست. -- کامنت‌ها را ببینید} جالب است که با خواندن کامنت‌های این مطلب به این نتیجه می‌رسیم که خوانندگان بدون کوچک‌ترین توجهی این چرندیات را که به نام «مبارزه با چرندیات» منتشر می‌شود باور می‌کنند. حال اگر اشاره‌ای به این شعر در سخنرانی بان‌کی‌مون در تهران هم باشد، گو باش.

نه تنها این مطلب، که تعداد زیادی از مطالب این سایت را همین چرندیات دهن پر کن تشکیل می‌دهد که عموم مردم را قانع می‌کند که چه نشسته‌اید که سال‌هاست همه دارند به شما دروغ می‌گویند!

با این حجم از دروغ و تکذیب‌های بی‌پایه و اساس که در این سایت وجود دارد و مخصوصن این سعی شدیدی که در بدنام کردن کتاب‌های درسی ما در این سایت به چشم می‌خورد، بسیار متعجبم که هنوز فیلتر نشده است.

در حقیقت این وب‌سایت نه تنها روشن‌گری نمی‌کند، که حتی سعی در تشویش اذهان عمومی دارد.


جنگ من با تاریکی است، اما برای غلبه بر آن به رویش شمشیر نمی‌کشم، بلکه چراغی روشن می‌کنم. (اشوزرتشت - گات‌ها - یادم نمیاد کجاش - نقل به مضمون)

موافقین ۸ مخالفین ۱ ۹۱/۱۲/۰۲
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۱۰)

۰۲ اسفند ۹۱ ، ۱۸:۲۲ ابوالفضل اسدی
بسیار عالی بود
پاسخ:
:)
به نظرم حرفتون راجع به سایت گمانه خیلی درست نیست. به هر حال، هر شخصی ممکنه اشتباهاتی بکنه ( آیا خود شما می تونی ادعا کنی که تا حالا حرف اشتباهی نزدید )، مخصوصا سایتی که خودش تضمینی برای درستی مطالبش نداده ( نه خبرگزاری هست و نه در ازای ارائه خدمات، پول می گیرد.
+ شاید پسندیده تر بود که شما اوّل این مطلب را به مدیران سایت گوشزد می کردید ( حتی چند بار ) ( البته اگر این کار را نکردید ) و اگر گوش ندادند، با لحنی ملایم تر انتقاد می کردید. ( لزوما رک گویی، درست گویی نیست. ) به هر حال فکر می کنم وجود سایتی که شایعات پراکنده و مسخره ای را که در همان تار عنکبوتی که شما ذکر کردید، تکذیب کند، آن هم در میان جامعه مجازی ای که شاید اکثریتش، به دنبال اثبات این هستند که ما خونمان رنگی تر از بقیه هست و ما بهتر از بقیه هستیم و ما تمدن n هزار ساله داریم و هزار مای دیگر ، حتی لازم باشد. البته طبیعی است، اشکالاتی هم دارد که می توانست به روشی بهتر، نقد گردد. 
پ.ن.: من هیچ گونه وابستگی به سایت گمانه ندارم. قبلا این سایت را دیدم و البته برام جالب بود و نسبتا کارشون رو تحسین کردم. 

پ.ن.2: آیا می دانید تفاوت تخریب و انتقاد چیست؟
پاسخ:
سلام
ببینید من نمی‌خوام خیلی بدبین باشم ولی به هیچ‌وجه نمی‌تونم گمان مثبت در مورد گمانه ببرم.
مطالب این سایت دو دسته هستند:
۱- چیزهای بی‌اهمیت. مثل این که شیر سیاه وجود نداره
۲- نفی ارزش‌ها و افتخارات ملی ما
این سایت هنوز درست و حسابی راه نیفتاده بود که در برنامه‌ی کلیک معرفی شد (BBC) و همه‌ی شهرتش رو مدیون اون معرفیه.
اصلن همین که کسی حاضر شود به خاطر رد یک مشت شایعات بی‌ارزش پول هاست و دامین بدهد برای من قابل توجیه نیست. (مخصوصن که از سرویس‌های ایرانی هم استفاده نکند -- با whois.net چک کنید.) -- مخصوصن که GoDaddy بخرد :)
من سایت گمانه را در ردیف سایت‌های شایعه‌‌پراکن پان‌ترکیست می‌دانم و اصلن ارزشی برایش قائل نیستم که از آن انتقاد کنم. انتقاد من به سیستم فیلترینگ ما بود که با وجود تخلفات متعدد این سایت، هنوز دسترسی به این سایت را مسدود نکرده است.
بعضی از تخلفات:
  • نشر اکاذیب
  • تشویش اذهان عمومی
  • تلاش در ضعیف نشان دادن دستگاه‌های اجرایی (پلیس)
  • لینک به سایت‌های فیلتر شده
این وب‌سایت حتی صاحب مشخصی ندارد. (قسمت درباره‌ی ما را ببینید)
با این توصیفات آیا باید من این سایت را به عنوان یک کار مفید در نظر بگیرم و به دنبال به اصطلاح «نقد» آن باشم؟

پ.ن.: خود شما هم با یک آی‌پی ناشناس وارد وبلاگ من شده‌اید و سابقه‌ای هم از آی‌پی شما در بازدید از بلاگ من دیده نمی‌شود.
همه ی مطالبش رو نخوندم
ولی چون اون بنی آدم اعضای یک پیکرند برام جالب تر بود رفتم و خوندمش
اینجا نوشته شده که: "بدیهی است که سازمان ملل یک دفتر و ساختمان ندارد و ساختمان‌هایش لزوماً هم یک در ندارند و خود اصطلاح «سردر سازمان ملل» به خودی خود عجیب و غریب هست. در ارجاعات دقیق‌تر آمده که منظور، تالار ملل، مقر اصلی سازمان در نیویورک است. اما ماجرا وقتی عجیب‌تر می‌شود که هرچه قدر تلاش کنید از این سردر معروف، عکسی در اینترنت نمی‌یابید."
ینی با اون جمله ی شما که میگید: "این افراد این‌قدر بی‌اطلاع و کم‌سواد هستند که حتی نمی‌دانند سازمان ملل یک ساختمان در نیویورک نیست و دفترهایی در شهرهای دیگر جهان هم دارد
***امیر گوهرشادی***"
در تناقضه :)
همین دیگه! بقیشم نخوندم چی بگم خب؟
کلن ایده ای ندارم چون واقعن نمیدونم اینا درستن یا نه :دی
پاسخ:
تو نسخه‌ی اولیه‌ای که من از اون مطلب خوندم چنین چیزی نیومده بود. از اطلاع‌رسانی‌تون متشکرم، من هم این پست را کمی ادیت کردم.
به هر حال الآن هم قضیه ماستمالی شده است. این «ارجاعات دقیق‌تر»شون کو؟
ضمنن آدرس دقیق این شعر در سازمان ملل را می‌توانید در لینک «سخنرانی بان‌کی‌مون در تهران» ببینید. 
امیرجان ، از لحاظ جامعه شناسی این یه رفتار واکنشیه به حرف های غلطی که در فضای نت به وفور وجود داره و بعضی وقت ها هم تو متون دیگه ای هم بهشون ارجاع میشه.
مشکل جاییه که مسئولین این سایت عقاید شخصیشون رو هم وارد می کنن و بی طرفی رو کنار می گذارند ، دلیلش هم واضحه ، رفتار واکنشی ، رفتاری هیجانیه و هیجانات هم زیاد کنترل شده نیستن ، ولی در این که رفتارشون نادرسته شکی نیست.
پاسخ:
:)
من با افرادی که توهم توطئه دارن زیاد خوب نیستم ولی از اون طرف به نظرم توهم «عدم توطئه» هم همون‌قدر مسخره‌ست. به همین دلیله که برام سخته که باور کنم به خاطر یه رفتار هیجانی کسی حاضر باشه این‌همه وقت و پول بذاره. هر چند به هیچ‌وجه نمی‌گم که قطعن کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌شونه، اما به نظرم خیلی مشکوکن. :)
۰۳ اسفند ۹۱ ، ۱۲:۱۶ محمدصادق دهقان نیری
با سلام
من این سایت رو به سامانه فیلترینگ کشور گزارش دادم و تا چند روز آینده این سایت هم فیلتر می شود.
اگر شما هم می خواهید گزارش دهید می توانید به اینجا مراجعه کنید:
با تشکر فروان از امیر جان که چهره ی واقعی این سایت رو نشون دادند.
پاسخ:
:)
به نظرم کار درست همینه
چون مستقل از این که هدف این سایت چیه و مطالبش درسته یا نه، متخلف بودنش بدیهیه و باید فیلتر شه.
همه‌ی اینا به کنار
این از همش جالب تر هست:
http://www.gomaneh.com/?p=879

من نمیدونم این همه که گفته،حالا چه برگردونن چه نه،چه دردی از ما یا از نویسندش دوا میکنه؟؟؟
پاسخ:
:)

 قهوه ام را هم می زنم و به شوخی می گویم: « بالاخره باران خبر از خشک سالی جهل که بهتره »

 - « موافق نیستم. باران خبر دانایی انسان رو آشفته می کنه و وقتی آگاهی کسی آشفته شد خود او هم درمانده می شه. دانایی پریشان از جهل بدتره چون به هرحال در ندانستن آرامشی هست که در دانستن نیست. مثلا شما اگر بدونید دچار نوعی بیماری هستید که تا چند ماه دیگه می میرید، چه احساسی خواهید داشت؟ کسانی احتمالا مایلند پولی پرداخت کنند تا چیزهایی رو ندونند. »

روی ماه خداوند را ببوس! صفحه66

حالا شاید دقیقا منظور متنی که گذاشتم با نوشته شما یکی نباشه، اما به نظرم خیلیم بی ربط نبود :دی

اگه بیایم فوق العاده هم خوش بین باشیم و فکر کنیم یک عده آدم بسییییییار خیر خواه قصد در تصحیح اخبار نادرست و عقاید غلط  رو دارند باز هم کارشون قابل پذیرش نیست...

طبعا نشر یک سری اطلاعات که خودشون هم تایید شده نیستن برای تصحیح یک سری اطلاعات دیگه فقط وضعو بدتر میکنه...

و به نظرم آشفته کردن اذهان عمومی در هیچ صورتی جایز نیست!

پاسخ:
من فکر کنم باید حتمن اون کتاب رو پیدا کنم و بخونم :)
من نمی فهمم چرا انقد در مقابل این سایت جبهه میگیرین؟
آخه اگه با یه عقیده ای که تو اون سایت مطرح میشه مخالفین خب کاملن منطقیه و میتونین نسبت بهش اعتراض کنین (مخصوصن وقتی در مورد عقیده ی خودتون مطمئنین و یا به قول شما مشکوک میزنن :دی )
ولی مثلن این آب معدنی که دارن در مورد شایعش صحبت میکنن کار بدی نیست که!
چه مشکلی داره؟ ما روزانه کلی سایت میبینیم که دارن در مورد همچین چیزایی صحبت میکنن! خب این به صورت متمرکز به رد یا تایید شایعه داره می پردازه!

جدن دلیل جبهه گیریتون در مقابل این قضیه ی آب رو نمیفهمم آقای S.Ged
خب یه شایعه شده که آب سرطان زاست و این داره میگه نه بابا بخورین خیالتون راحت هیچ مدرکی وجود نداره که آب معدنی های ایران سرطان زا باشه!

به نظر منم کار درستی نیست که همچین موضوعی (شعر سر در سازمان ملل) که با توجه به حرفای آقای گوهر شادی انکار ناپذیره رو انقدر با اطمینان رد کرده! ولی دیگه خداییش حالا هر چیزیم میگه چرت نیست دیگه...
پاسخ:
این کامنت یه جورایی شبیه ترجمه‌ی «:)»های منه :)
http://www.parsipdf.com/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%D9%88%D8%B3/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86
می تونید از اینجا دانلودش کنید :)
پاسخ:
سپاس‌گزارم :)
۰۵ اسفند ۹۱ ، ۰۰:۳۵ امیر حسین حسینی
یه نقد کوتاه:
"نوعی علاقه‌ی شدید به تکذیب کردن همه‌چیز و همه‌کس است."
یعنی چی؟ چرا همه چیز یا همه کس؟ خب منطقیه که چیزایی که مدرک و منبع معتبری براشون وجود نداره یا حتی مدرک و منبع معتبر بر ضدشون وجود داره را تکذیب کنیم. بیشتر علاقه به آگاهی مردمه نه علاقه‌ی شدید به تکذیب همه‌چیز و همه‌کس.

" هیچ‌یک از افرادی که....کوچک‌ترین مطالعه‌ی تاریخی در مورد کوروش نداشتند."
شما از کجا فهمیدی هیچ کدامشان کوچک‌ترین مطالعه‌ای نداشتند؟

"...حجتی بر درستی آن نیست، لیکن رد کردن آن با استناد به این که هیچ کتیبه‌ای در تخت جمشید چنین چیزی نمی‌گوید چندان عاقلانه نیست"
رد کردن چیزی که مدرکی برای اثباتش نیست کاملا عاقلانه است. نمی‌شه که هر کسی هر ادعای تاریخی دوست داشت بکنه بعد بگیم چون مدرکی بر ضدش نیست نمی‌شه ردش کرد.

"مشتی آدم بی‌کار و بی‌سواد و بی‌اطلاع و هوچی‌گر دور هم نشسته‌اند"
چرا کم میاری فحش می‌دی؟

" همه‌ی باورهای ملی ما را در کنار شایعات قرار داده و همه را با هم تکذیب می‌کنند."
از کجا معلوم باورهای ملی شما هم شایعات و مزخرفات نباشد؟ کلا اصالت خاصی برای باورهای ملی قائل می‌شی!

" ...سعی شدیدی که در بدنام کردن کتاب‌های درسی ما در این سایت به چشم می‌خورد..."
حالا نه خیلی کتابای درسی ما خوش‌نام هستند! خیلی هم خوبه که یه نفر کتابای درسی را نقد کنه و اگه مطالب دروغی هست بر ملا کنه.
راستی چه خوبی از کتابای درسی دیدی که ازشون دفاع می‌کنی؟

" ...بسیار متعجبم که هنوز فیلتر نشده است."
واقعا چرا از فیلترینگ حمایت می‌کنی؟ فیلترینگ خیلی احمقانست. حالا یه سایت هم که تونسته از زیر دست فیلترینگ رد بشه نمی‌ذاری؟

چیزی که من برداشت کردم این بود که می‌ترسی بفهمی خیلی از چیزایی که بهش باور داشتی غلط بوده. برای همین به این شدت حمله کردی.
پاسخ:
خب اون مورد اول که در مورد سایت گمانه نبود فقط. در مورد جریانی که دارم می‌بینم. مثلن تو همین گوگل پلاس اگه کوروش کبیر رو سرچ کنید، حتی تکذیبی بر وجود کوروش رو هم پیدا می‌کنید و هزاران مورد دیگر (تکذیب پیامبر اسلام(ص)، عیسی مسیح(ع)، تکذیب وجود افراد بی‌دین در خاورمیانه و ...)

مورد دوم رو همون‌طور که اون‌جا نوشتم از همین قاطی کردن کوروش اول و دوم استنتاج کرده‌ام که اگر باز همون «کوروش کبیر و یهودیان» را در پلاس سرچ کنید و اون پست معروف چهار صفحه‌ای رو ببینید متوجهش می‌شین.

رد کردن چیزی که مدرکی برای اثباتش نیست گرچه عاقلانه نیست ولی تا حدی قابل قبول است، اما «مدرکی برای اثباتش نبودن» با «مدرکی در تخت‌جمشید برای اثباتش نبودن» متفاوت است. حرف من این است که نمی‌شود گفت چون فلان چیز در تخت‌جمشید نوشته نشده است، پس درست نیست.

اولن من این کلمات را فحش به حساب نمی‌آورم. برای پیدا کردن تفاوت فحش و صفت منفی می‌توانید با لغت‌نامه‌ی دهخدا رایزنی کنید. ضمن این که نمی‌دونم دقیقن کجا کم آورده‌ام :) شما هم خوب از جملات کلیشه‌ای استفاده می‌کنیدا :) مثلن وقتی طرف بی‌سواده من دقیقن چی باید بگم که فحش حساب نشه از نظر شما؟ :)

درست است که من برای باورهای ملی اصالت قائل هستم، اما با توجه به این که یک مورد را هم به همراه دروغ بودنش نشان دادم به نظرم این جمله‌ام کاملن درست است.

کتاب‌های درسی ما ممکن است اشتباه داشته باشند ولی به اعتقاد من دروغ ندارند. شما عدم کیفیت علمی را با بدنامی (=دروغ‌گویی در ادبیات این پست من) خلط می‌کنید.

من به اجرای قانون اعتقاد دارم. اگر قانونی غلط است، باید به فکر اصلاح قانون باشیم نه به فکر عمل نکردن به آن. قانون باید به درستی و با تمامیت اجرا شود.

برداشت جالبیه! :)