امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech
پنجشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۱، ۰۲:۱۹ ب.ظ

به مناسبت هفته و روز جهانی زبان و گویش مادری

ای زبان پارسی، ای پرتوان

ای تو آن دریای ژرف بی‌کران


ریزه‌خوار خوان یغمای تو‌ام

جرعه‌نوش جام صهبای توام


تا که بودم، در کنارت بوده‌ام

آستین بر آستانت سوده‌ام


بردم ار سودی، ز جودت برده‌ام

«سر نهم آن‌جا که باده خورده‌ام»


گر گسستم، باز پیوستم به تو

تازه کرده عهد و بربستم به تو


از زبان پارسی گویم نخست

این زبان سرمایه‌ی فرهنگ توست


نام دیرین زبان ما، دری است

پارسی ما زبان مادری است


بود گل‌گشت تو در بستان او

شیر دانش خوردی از پستان او


او به مهر مادری چون جان خویش

مر تو را پرورد در دامان خویش


این زبان اهل فردوس برین

در معانی از بیان سحرآفرین


رفته تا بنگاله‌اش قند سخن

طوطیان هند از آن شکرشکن


وز بخارا، تا به کشمیر و به ری

یک شبه، صد ساله ره را کرده طی


ره ز ری تا قونیه پیموده است

گرچه مقصد تا سپاهان بوده است


پس به سوی گنجه و شروان گذشت

راه خود پیمود و نیز از آن گذشت


روی سوی خطّه‌ی شیراز کرد

تنگ شکر را در آن‌جا باز کرد


بزم خود گسترد در هر مرز و بوم

از در آمویه تا اقصای روم


پی‌سپر از خاوران تا باختر

وان به نیرو، هر نفس گستاخ‌تر


پهن گیتی عرصه‌ی جولان او

«از حلب تا کاشغر میدان او»

حسین خطیبی نوری


نکته‌: مو ره اگه بکشنمم به سرکن نمگم تراش، به آلفش نمگم نوچ، به ناسوس نمگم تلمبه، به توشله نمگم تیله، به فلکه نمگم میدون، به میلان نمگم کوچه، به کلپسه نمگم مارمولک، به جل‌جل نمگم لق‌لق، به مس‌مس نمگم لفت دادن، به سرسر نمگم درگوشی، به کخ نریز نمگم کرم نریز، به نارنجک نمگم نون خامه‌گی، به لوخ نمگم حصیر، به لاخ نمگم تار (مو)، به خردو نمگم کوچیک، به شرشره نمگم (یادم نمیه تـهرونیا چی مگن به ای‌ یکی)، بگذرم، به شرشره نمگم اویی که تهرونایی مگن، به چینگ نمگم نوک، به چینگ‌چینگ نمگم کل‌کل، به ناشور نمگم کثیف، به کغ نمگم نارس، به تنسگل نمگم آلو، به کلاج نمگم چپ (در مورد چشم)، مثه ای نازنازیای حالاییم مکش مرگ ما حرف نمزنم، بری نوشته‌آی مشدیمم حرکت‌گذاری نمکنم تا چش هر کی نمتنه بوخونه در بیه. :)


«برادر جان، خراسان است این‌جا

سخن گفتن، نه آسان است این‌جا»


چغوک، چلغوز، کلپسه، پلخمون

سخن‌هایی از این‌سان است این‌جا


به جای کرم، این‌جا کخ زیاد است

به جای کوچه، میلان است این‌جا


چه کس خورده‌ست نارنجک به جز ما؟

همان که باب دندان است این‌جا


بهای شاعران قبلن گران بود

جدیدن خوب ارزان است این‌جا


چو شک دارید از «ایرج» بپرسید

که او از ما گریزان است این‌جا


اگر چه هست استادی مسلم

ولی شاگرد شیطان است این‌جا


سه‌نقطه بین اشعارش زیاد است

سه‌نقطه از گناهان‌ است این‌جا


نگاهی کن به روی نقشه‌ی شهر

ببین، پایین خیابان است این‌جا


و کاسب‌هایش می‌برند سر را

همیشه عید قربان است این‌جا


و این هم زیست خاور هست و جای

فروش بند تنبان است این‌جا


کمی این‌طرف‌تر کوه‌سنگی است

بلندی‌های جولان است این‌جا


دو چشمم کور! این هم هست سجّاد

که مانتوهاش، چسبان است این‌جا


پر از گلزار یا مهناز افشار

پر از بهرام رادان است این‌جا


خراسان ابتدا تنها یکی بود

ولی حالا سه استان است این‌جا


هوایش صبح‌ها باشد بهاری

ولی شب چون زمستان است این‌جا


صلات ظهر صاف و آفتابی

ولی شب ابر و باران است این‌جا


دو قطره تا که باران هم بیاید

دگر دریای عمان است این‌جا


و لیکن شهرداری فخیمه

به فکر نقش ایوان است این‌جا


به هر میدان، سر هر چهارراهی

هزاران دست گل‌دان است این‌جا


گل میمون، گل خرزهره، میخک

خلاصه چون گلستان است این‌جا

مجید رحمانی صانع




نوشته شده توسط (امیر کفشدار گوهرشادی)
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

امیر گوهرشادی

دانشجوی علوم کامپیوتر در IST Austria و Georgia Tech

بایگانی

آخرین مطالب

ای زبان پارسی، ای پرتوان

ای تو آن دریای ژرف بی‌کران


ریزه‌خوار خوان یغمای تو‌ام

جرعه‌نوش جام صهبای توام


تا که بودم، در کنارت بوده‌ام

آستین بر آستانت سوده‌ام


بردم ار سودی، ز جودت برده‌ام

«سر نهم آن‌جا که باده خورده‌ام»


گر گسستم، باز پیوستم به تو

تازه کرده عهد و بربستم به تو


از زبان پارسی گویم نخست

این زبان سرمایه‌ی فرهنگ توست


نام دیرین زبان ما، دری است

پارسی ما زبان مادری است


بود گل‌گشت تو در بستان او

شیر دانش خوردی از پستان او


او به مهر مادری چون جان خویش

مر تو را پرورد در دامان خویش


این زبان اهل فردوس برین

در معانی از بیان سحرآفرین


رفته تا بنگاله‌اش قند سخن

طوطیان هند از آن شکرشکن


وز بخارا، تا به کشمیر و به ری

یک شبه، صد ساله ره را کرده طی


ره ز ری تا قونیه پیموده است

گرچه مقصد تا سپاهان بوده است


پس به سوی گنجه و شروان گذشت

راه خود پیمود و نیز از آن گذشت


روی سوی خطّه‌ی شیراز کرد

تنگ شکر را در آن‌جا باز کرد


بزم خود گسترد در هر مرز و بوم

از در آمویه تا اقصای روم


پی‌سپر از خاوران تا باختر

وان به نیرو، هر نفس گستاخ‌تر


پهن گیتی عرصه‌ی جولان او

«از حلب تا کاشغر میدان او»

حسین خطیبی نوری


نکته‌: مو ره اگه بکشنمم به سرکن نمگم تراش، به آلفش نمگم نوچ، به ناسوس نمگم تلمبه، به توشله نمگم تیله، به فلکه نمگم میدون، به میلان نمگم کوچه، به کلپسه نمگم مارمولک، به جل‌جل نمگم لق‌لق، به مس‌مس نمگم لفت دادن، به سرسر نمگم درگوشی، به کخ نریز نمگم کرم نریز، به نارنجک نمگم نون خامه‌گی، به لوخ نمگم حصیر، به لاخ نمگم تار (مو)، به خردو نمگم کوچیک، به شرشره نمگم (یادم نمیه تـهرونیا چی مگن به ای‌ یکی)، بگذرم، به شرشره نمگم اویی که تهرونایی مگن، به چینگ نمگم نوک، به چینگ‌چینگ نمگم کل‌کل، به ناشور نمگم کثیف، به کغ نمگم نارس، به تنسگل نمگم آلو، به کلاج نمگم چپ (در مورد چشم)، مثه ای نازنازیای حالاییم مکش مرگ ما حرف نمزنم، بری نوشته‌آی مشدیمم حرکت‌گذاری نمکنم تا چش هر کی نمتنه بوخونه در بیه. :)


«برادر جان، خراسان است این‌جا

سخن گفتن، نه آسان است این‌جا»


چغوک، چلغوز، کلپسه، پلخمون

سخن‌هایی از این‌سان است این‌جا


به جای کرم، این‌جا کخ زیاد است

به جای کوچه، میلان است این‌جا


چه کس خورده‌ست نارنجک به جز ما؟

همان که باب دندان است این‌جا


بهای شاعران قبلن گران بود

جدیدن خوب ارزان است این‌جا


چو شک دارید از «ایرج» بپرسید

که او از ما گریزان است این‌جا


اگر چه هست استادی مسلم

ولی شاگرد شیطان است این‌جا


سه‌نقطه بین اشعارش زیاد است

سه‌نقطه از گناهان‌ است این‌جا


نگاهی کن به روی نقشه‌ی شهر

ببین، پایین خیابان است این‌جا


و کاسب‌هایش می‌برند سر را

همیشه عید قربان است این‌جا


و این هم زیست خاور هست و جای

فروش بند تنبان است این‌جا


کمی این‌طرف‌تر کوه‌سنگی است

بلندی‌های جولان است این‌جا


دو چشمم کور! این هم هست سجّاد

که مانتوهاش، چسبان است این‌جا


پر از گلزار یا مهناز افشار

پر از بهرام رادان است این‌جا


خراسان ابتدا تنها یکی بود

ولی حالا سه استان است این‌جا


هوایش صبح‌ها باشد بهاری

ولی شب چون زمستان است این‌جا


صلات ظهر صاف و آفتابی

ولی شب ابر و باران است این‌جا


دو قطره تا که باران هم بیاید

دگر دریای عمان است این‌جا


و لیکن شهرداری فخیمه

به فکر نقش ایوان است این‌جا


به هر میدان، سر هر چهارراهی

هزاران دست گل‌دان است این‌جا


گل میمون، گل خرزهره، میخک

خلاصه چون گلستان است این‌جا

مجید رحمانی صانع


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۱۲
امیر کفشدار گوهرشادی

نظرات  (۷)

۱۲ بهمن ۹۱ ، ۱۵:۲۱ علی نوروزی نوروزی
دیگه به نون خامه ای نمیشه گفت نارنجک دیگه !
اونجا میرید شیرینی فروشی میگید 10 تا نارنجک بده ؟! خطرناکه ها !
پاسخ:
:)
ما قبل از وجود نارنجک به اون می‌گفتیم نارنجک. تقصیر اون کسیه که به نارنجک جنگی گفته نارنجک. آخه نون‌خامه‌ای شبیه نارنجه و کوچیک‌تر از نارنجه پس نارنجک اسم خوبیه براش، ولی خب نارنجک جنگی نه نارنجیه، نه زیاد شبیه نارنج. :)
۱۲ بهمن ۹۱ ، ۱۶:۵۷ رضا ( صرفا جهت تبلیغات !! :D)
این سایتم ببینید بد نی !! :D
پاسخ:
:)

۱۶ بهمن ۹۱ ، ۱۵:۵۹ محمدصادق دهقان نیری
ما خو از شعراش خیلی خوشوم اومه.خش بود!!!!!!
:D
پاسخ:
:)

بارکلا....
ایشالا نه از اسب بیفتی و نه از اصل...
اگه تنیستی مشدی بخنیش؟
پاسخ:
:)
(اولش فکر کردم این کامنت برای اون پست گوتامه :)‌ )
چند تا کلمه مشدیه دیگم "چلاس" و "لمشت" و "پلشت" ه :))
البته آخریو مطمئن نیستم مشدی باشه
پاسخ:
:)
آخری همه‌جا هست.
وصف خنده های امروز من خیلی سخته!!!!!!!!!!!
بسی شاد شدم از خوندن پست های قبلی شما...:))))))))

پ.ن:
1.حالا من اگه تو خوابگاه کرمونی حرف بزنم هشکی نمیفمه!!!!
2.چقد لهجه های ایرانی شباهت های جذابی دارن!

سربلند باشید :)
پاسخ:
بله!
فکر کنم شما راه افتاده‌این و دارین کل آرشیو منو می‌خونین.
مرسی :)
الان تشکرتون بابت خوندن مطالب بود یا ...؟؟؟؟ هان؟؟؟

دارم یه سری سوالا رو برای تمرین خودم بر میدارم و کار میکنم بینش یه سری به باقی مطالب میزنم..البته بعضیاش خیلی خیلی نوشتین حس خوندنش نیست!!!!!
پاسخ:
:)
خب بازم مرسی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی